اسکیپ جان حتی اگه یه کارشناس جواب سوالتو جامع و کامل هم بنویسه بازم چندان کاربردی نیست .
بعضی وقتا آدم یه جمله میخونه که چند سال بعد تازه مفهمومش واسش جا میوافته .
در واقع خودت باید تلاش کنی برای رسیدن به جواب .
ببین در طول زندگی همه ی ما سوالاتی برامون پیش میاد ،،
مثلا
( یکی فکر میکنه همه ی آینده اش و اونچه هست و تمام اتفاقات زندگیش یه جبر هست .
یکی فکر میکنه عالم هستی اساسا عادلانه نیست .
یکی در وجود خدا سوال داره یکی در مهربونیش
یکی در منطق و هدف زندگی و.. )
بعدش اگر ما پیگیر سوالامون نباشیم ، طوریکه به یه جواب کامل و قابل هضم برسیم ،
اونوقت این کج فهمی ها و ناقص ها ریشه میندازه در همه ی باورهامون .
بعدش یکی رو گمراه میکنه (در مسائلی جاهل میمونه )
یکی رو به پوچی میرسونه (مثل شما که میگی دلیلی برای وجود داشتنت نداری )
یکی دیگه رو .... !
به نظرم تو هم به وقتش دنبال جواب سوالاتت نرفتی (یا حداقل کامل و بیطرفانه یا بدون حب و بغض نرفتی)
و شده این که شده .
تصور کن یکی به هر دلیل گوشت نمیخوره
بعدش به مرور خون و قلب و مغز و.. درگیر میشن
وقتی به این مرحله میرسه اگر پزشکی به طور قطع تشخیص بده علت این وضعیت چی بوده ،
اینجا نمیشه به این بیمار گوشت بدن بخوره
چون بدن و معده او قبول نمیکنه
در واقع باید پله پله رو به بهبودی بره بعد کم کم گوشت بخوره .
میخوام بگم باید خودت همت کنی بری دنبال سوالات
روی هر جوابی فکر کنی و دوباره سوالات جدیدتو بپرسی
انقد بالاپایین کنی تحقیق کنی تا قشنگ مطلب برات جا بیوافته .
مطمئن باش ناامیدی هات جواب قشنگی داره که امیدوارت میکنه ،
زندگی فراتر از اون چیزیه که فکر میکنی ،
مطمئن باش به جواب سوالات برسی حالت خوب میشه .
به تکاپو میوافتی .
به شرطی که واقعا به جواب برسی .
هر کسی همت کنه به "حقیقت" برسه حتما بهش میرسه
به شرطی که دنبال حقیقت باشه نه دلخواه و تعصبات خودش .
دیدی یکی سر درد داره چون درد میکشه چند سال سراغ هر پزشک حاذقی میره
خودشم تمام حواسش به تغذیه و خواب و اعصابش هست
اینطوری تحقیق کن وقت بذار
نمیدونم این چیزا چقد به دردت بخوره
موفق باشی









علاقه مندی ها (Bookmarks)