سلام.قبلا مشکلات بیشتر بود یا الان.؟چرا هیچکس
سری به تالار نمیزنه.اینجا هم شده مثل دنیا سوت و
کور.دیگه هیچی مثل گذشته نیست حتی اینجا.
همیشه شوهرم رو جز اون دسته میدیدم که مثل
خودم هنوز بهدخیل ادمهایی که به دیگران صرف
پوادار یا نبوددنشون احترام نمیذارن وفقط به خاطر
شخصیت دیگران بهش احترام میذارن.
ولی وقتی دو شب پیش دوست دختر پسر دائیم
که منشی شرکت شوهرم اینا هم هست براش یه
هدیه گرون قیمت خرید وچشمای شوهرم برق زد و
براش جالب بود, فهمیدم تنها موندم.حداقل همه
اطرافیان من پول رو میبینن ومن نمیتونم باهاش
کنار بیام.در صورتی که فکر میکردم شوهر مثل من
از سواستفاده از دیگران به خصوص مالی بدش میاد
ولی در مقابل اینکارها سکوت میکنه وبا اینکه
میدونه پسر داییم با قول ازدواج (که هرگز انجام
نمیشه)به یه دختر بیچاره داره ازش سو استفاده
میکنه.فکر میکردم شوهرم بهش چیزی بگه ولی
نمیگه.چرا همه سکوت میکنن مقابل بی وجدانیها.
یا من دیوانه شدم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)