به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 43
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 آذر 97 [ 11:46]
    تاریخ عضویت
    1396-5-22
    نوشته ها
    122
    امتیاز
    2,650
    سطح
    31
    Points: 2,650, Level: 31
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 100
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    88

    تشکرشده 115 در 65 پست

    Rep Power
    26
    Array
    عزیزم کجای کاری
    طرف من با اون همه ادعا . ساعتها راه و خرج به جون میخرید تا لحظه ای منو ببینه . حتی اومد خواستگاری اما بهونه های الکی اورد و رفت
    برو تاپیکمو بخون پیشه خانواده سرافکنده کرد
    چندین روز بیمارستان بستری شدم
    چند ماه قرص اعصاب مصرف کردم
    اما این غده سرطانی رو ریشه کن کردم
    منم عینه خودت بهتربن شرایطو داشتم و اونم یه ادم یه لا قبا بود
    اما الان خیلیییییی قوی شدم به حدی که الان وقتی حرفای تو رو میخونم ببخشیدا خنده ام میگیره به اینکه خیلییییی خام فکر میکنی . تو اونقدر شکست باید بخوری که شکست دادنو یاد بگیری
    شکست دادن احساساتت
    شکست دادن هر کسی که شکستت میده
    روزگار تا وقتی این درسو بهت یاد نده ول کنت نیست
    بارها بگو
    رفت به درک
    بسپار به روزگار . تاوانشو اون بالایی میگیره
    همونطور که من سپردم و رها شدم ، حتی فکر نمیکنم تاوانشو میده یا نه چون مهم نیست واسم
    بخدا یه روزی یکی میاد تو زندگیت که خدا رو شکر میکنی که این رفت
    لطفا لطفا ضعیف نباش . ببخشیدا این ضعف حالت تهوع آور داره
    قوی باش ،مگه کی بود ، پسر مردم ، چیزی که فراوانه پسر مردم...
    اونقدر ضعیفی که خوشبختیتو گره زدی به یه آدم معلوم الحال
    برو دنبال خوشیت و سرگرمی و کارت
    و خوشحال باش با یه بچه برنگشتی . خدا در بست که از طوفان نجاتت بده
    ویرایش توسط عسل28 : یکشنبه 04 آذر 97 در ساعت 01:13

  2. 2 کاربر از پست مفید عسل28 تشکرکرده اند .

    Happy.girl.69 (جمعه 30 آذر 97), نادیا-7777 (چهارشنبه 14 آذر 97)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 تیر 98 [ 10:02]
    تاریخ عضویت
    1393-4-14
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    5,852
    سطح
    49
    Points: 5,852, Level: 49
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    161

    تشکرشده 223 در 103 پست

    Rep Power
    36
    Array
    این ویدیو رو ببینید : چطور یک قلب شکسته را ترمیم کنیم؟
    {مدیرهمدردی}{مدیرهمدردی}{مد رهمدردی}{مدیرهمدردی}{مدیره دردی}{مدیرهمدردی}{مدیرهمدر ی}/CY9E7o

    اگه همدردی لینک رو مخدوش کرد ، کافیه توی گوگل بزنی " چطور یک قلب شکسته را ترمیم کنیم" و ویدیوی سخنرای گای وینچ میاد برات که زیرنویس داره. هم میتونی از سایت TED و از سایت آپارات ببینیش

  4. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    حالتون بهتره؟
    ممکنه یکم طول بکشه بهتر بشید. منم روزهایی شبیه این حال شما رو گذرونده ام. البته با جریانی متفاوت. این روزها خواهد گذشت. البته به شرطی که بخواید که بگذره. شرطش هم دقیقا همون چیزیه که آقا حامد گفتن.
    ببینید، درد در واقع یه اِلارمه. یه زنگ هشداره. چه دردهای روحی چه جسمی. وقتی ما مثلا سرمون درد میگیره میفهمیم که شاید سرماخوردیم، وقتی دلمون درد میکنه میفهمیم یه مشکلی توی شکممون هست و میریم چک میکنیم ببینیم چیه و از کجاست و درمانش چیه. معمولا خطرناکترین بیماریها، اونایی هستن که علایمشون بروز نکنه ولی پیشروی کنن و در مراحل پیشرفته یهو خودشون رو نشون بدن.
    همین حالت برای روح و روان ما هم هست. وقتی درد به شکل غم، اضطراب، وابستگی و... ظهور میکنه، نشونه ی یه مشکلی در ماست. مشکلی در باورها، رفتارها، طرز فکر و نگرش، ارتباطات و مهارتهای ارتباطی. و وقتی درد پیداش میشه و زنگ هشدار میزنه، باید زود به داد خودمون برسیم. و گرنه مشکلمون پیشرفته تر میشه.

    پاکی و معصومیت، قبل از اینکه بخواد به درد کسی دیگه بخوره، به درد خودمون میخوره. وقتی پاک و معصوم باشی، روحت سنسورهاس قویتره و زود زنگ هشدار میزنه. این در حد خودش خوبه. اما یه جاهایی هم لازمه یه چیزایی فراتر از پاکی و معصومیت داشته باشیم تا هشدارهای لازم و زنگ خطرهای دیگه رو هم بهمون بده. یه چیزی شبیه ارزش قایل بودن برای خود و داشتن حد و مرزهای تعریف شده.
    خب این حد و مرزها رو کی و چجوری میتونم مشخص کنم تا به موقع هم بهم هشدارهای لازم رو بده؟ وقتی که :
    1- خودم رو و خواسته های خودم رو درست بشناسم و با خودم رو راست مواجه بشم و ببینم دقیقا چی هستم، چی میخوام باشم و چی میخوام از زندگیم در بخشهای مختلف تحصیلی، شغلی، معنویات، ارتباطات، مالی و....

    2- موقعیتی که در اون قرار دارم، شرایط محیطی، نوع ارتباطات و سطح ارتباطات، توقعم از موقعیتی که درش هستم، وظیفه ام در اون موقعیت نسبت به خودم و دیگران، چهارجوب موقعیت و همینطور هدفم از اون موقعیت رو بتونم درست بشناسم و تعریف کنم.

    اونوقته که میتونم بگم حد و مرز های من کجاست. و هم خودکنترلی و آگاهی داشته باشم روی خودم، هم تکلیف دیگرانی که به هر نوعی باهاشون در سطوح و جنبه های مختلف در ارتباط هستم رو معلوم کنم که من کی ام و حد و مرزم کجاست و اونها تا چه حد میتونن با من ارتباط برقرار کنند.

    اینها رو به عنوان مقدمه گفتم. که بشه راحتتر رفت سراغ داستان شما به صورت موردی.
    شما دارید درد میکشید. مثلا آب سرد خوردین و دندونتون درد گرفته. عامل ظاهری ایجاد مشکل، مثل وقتی آب سرد میخوری:"رفتن اون آقا.".... اما عامل و دلیل اصلیش یه چیز دیگه است: پوسیدگی یا به عصب رسیدن دندون. که توی قضیه ی شما، عامل اصلی اینهاست: مهرطلبی، وابستگی، ارزش قایل نشدن برای خودتون، باج دادن، نداشتن تصویری صحیح از یک رابطه مثبت و رو به تعالی، تعریف غلط از رابطه مهرآمیز و مسوولانه، نشناختن نشانه های مثبت و منفی در ارتباطاتتون و....

    شما میگید مستقل هستید. بله، از این نظر که درامد دارید و شاغل هستید استقلال دارید. اما در جریانی که تعریف کردید تصویری که در چشم من اومد دختری وابسته از نظر عاطفی، ترسو، بی اعتماد به نفسذ و به اصطلاح روانشناسی مهرطلبه.

    مهرطلبی یعنی وقتی کسی به خاطر از دست ندادن چیزی، بهش بیش از حدی که می ارزه و لایقشه و سود داره، امتیاز بده.
    و معمولا کسی دچار مهرطلبی میشه، که اعتماد به نفس کافی نداره و برای خودش به اندازه کافی ارزش قایل نیست.
    عزیزم، شما که مدرس دانشگاهید، تحصیلکرده و شاغلید، زیبا و مستقل هستید، واقعا چرا فکر میکنید باید کسی وجود داشته باشه که بتونید خوب و درست زندگی کنید؟ دقیقا چه نیازی دارید به کسی؟ اون هم به کسی که براتون ارزش واقعی قایل نیست؟
    شما با این موقعیتتون، باید سرشار از اعتماد به نفس باشید و اینقدر برای خودتون ارزش قایل باشید که نه تنها امتیاز بیخود به کسی که ارزشی براتون قایل نیست ندید، بلکه کاملا باید قاطعانه مرز و خط قرمز برای طرف مقابلتون قایل باشید و برای خودتون خیلیییی خیلیییی بیش از اینها ارزش قایل بشید.
    الان هم واقعا اگر فکر میکنید که چنان شخصی ارزش داره یه لحظه دیگه بشینید و عمر و وقت و احساس و اعصاب و سلامتیتون رو براش خرج کنید و او هم به ریشتون بخنده، ادامه بدید به این وضع.
    ولی امیدوارم به جاش بلند شید و ارزش واقعی و جایگاه واقعی خودتون رو پیدا کنید و خودتون رو از نو با پایه های محکم بنا کنید.
    شما موقعیت خوبی دارید و ارزشتون خیلی بالاتر از این حرفهاست.
    پرونده قصیه ایشون رو ببندید. ببخشیدش در ذهنتون، لازم هم نیست بهش حرفی بزنید یا بگید من میرم و میبخشمت. بلکه هیچ ارتباطی دیگه باهاش نگیرید. فقط توی دل خودتون بگذرید و برید به خودتون عشق بورزید و زندگی خودتون رو با اعتماد به نفس بسازید.

    موفق باشید خواهر جونم

    - - - Updated - - -

    سلام.
    حالتون بهتره؟
    ممکنه یکم طول بکشه بهتر بشید. منم روزهایی شبیه این حال شما رو گذرونده ام. البته با جریانی متفاوت. این روزها خواهد گذشت. البته به شرطی که بخواید که بگذره. شرطش هم دقیقا همون چیزیه که آقا حامد گفتن.
    ببینید، درد در واقع یه اِلارمه. یه زنگ هشداره. چه دردهای روحی چه جسمی. وقتی ما مثلا سرمون درد میگیره میفهمیم که شاید سرماخوردیم، وقتی دلمون درد میکنه میفهمیم یه مشکلی توی شکممون هست و میریم چک میکنیم ببینیم چیه و از کجاست و درمانش چیه. معمولا خطرناکترین بیماریها، اونایی هستن که علایمشون بروز نکنه ولی پیشروی کنن و در مراحل پیشرفته یهو خودشون رو نشون بدن.
    همین حالت برای روح و روان ما هم هست. وقتی درد به شکل غم، اضطراب، وابستگی و... ظهور میکنه، نشونه ی یه مشکلی در ماست. مشکلی در باورها، رفتارها، طرز فکر و نگرش، ارتباطات و مهارتهای ارتباطی. و وقتی درد پیداش میشه و زنگ هشدار میزنه، باید زود به داد خودمون برسیم. و گرنه مشکلمون پیشرفته تر میشه.

    پاکی و معصومیت، قبل از اینکه بخواد به درد کسی دیگه بخوره، به درد خودمون میخوره. وقتی پاک و معصوم باشی، روحت سنسورهاس قویتره و زود زنگ هشدار میزنه. این در حد خودش خوبه. اما یه جاهایی هم لازمه یه چیزایی فراتر از پاکی و معصومیت داشته باشیم تا هشدارهای لازم و زنگ خطرهای دیگه رو هم بهمون بده. یه چیزی شبیه ارزش قایل بودن برای خود و داشتن حد و مرزهای تعریف شده.
    خب این حد و مرزها رو کی و چجوری میتونم مشخص کنم تا به موقع هم بهم هشدارهای لازم رو بده؟ وقتی که :
    1- خودم رو و خواسته های خودم رو درست بشناسم و با خودم رو راست مواجه بشم و ببینم دقیقا چی هستم، چی میخوام باشم و چی میخوام از زندگیم در بخشهای مختلف تحصیلی، شغلی، معنویات، ارتباطات، مالی و....

    2- موقعیتی که در اون قرار دارم، شرایط محیطی، نوع ارتباطات و سطح ارتباطات، توقعم از موقعیتی که درش هستم، وظیفه ام در اون موقعیت نسبت به خودم و دیگران، چهارجوب موقعیت و همینطور هدفم از اون موقعیت رو بتونم درست بشناسم و تعریف کنم.

    اونوقته که میتونم بگم حد و مرز های من کجاست. و هم خودکنترلی و آگاهی داشته باشم روی خودم، هم تکلیف دیگرانی که به هر نوعی باهاشون در سطوح و جنبه های مختلف در ارتباط هستم رو معلوم کنم که من کی ام و حد و مرزم کجاست و اونها تا چه حد میتونن با من ارتباط برقرار کنند.

    اینها رو به عنوان مقدمه گفتم. که بشه راحتتر رفت سراغ داستان شما به صورت موردی.
    شما دارید درد میکشید. مثلا آب سرد خوردین و دندونتون درد گرفته. عامل ظاهری ایجاد مشکل، مثل وقتی آب سرد میخوری:"رفتن اون آقا.".... اما عامل و دلیل اصلیش یه چیز دیگه است: پوسیدگی یا به عصب رسیدن دندون. که توی قضیه ی شما، عامل اصلی اینهاست: مهرطلبی، وابستگی، ارزش قایل نشدن برای خودتون، باج دادن، نداشتن تصویری صحیح از یک رابطه مثبت و رو به تعالی، تعریف غلط از رابطه مهرآمیز و مسوولانه، نشناختن نشانه های مثبت و منفی در ارتباطاتتون و....

    شما میگید مستقل هستید. بله، از این نظر که درامد دارید و شاغل هستید استقلال دارید. اما در جریانی که تعریف کردید تصویری که در چشم من اومد دختری وابسته از نظر عاطفی، ترسو، بی اعتماد به نفسذ و به اصطلاح روانشناسی مهرطلبه.

    مهرطلبی یعنی وقتی کسی به خاطر از دست ندادن چیزی، بهش بیش از حدی که می ارزه و لایقشه و سود داره، امتیاز بده.
    و معمولا کسی دچار مهرطلبی میشه، که اعتماد به نفس کافی نداره و برای خودش به اندازه کافی ارزش قایل نیست.
    عزیزم، شما که مدرس دانشگاهید، تحصیلکرده و شاغلید، زیبا و مستقل هستید، واقعا چرا فکر میکنید باید کسی وجود داشته باشه که بتونید خوب و درست زندگی کنید؟ دقیقا چه نیازی دارید به کسی؟ اون هم به کسی که براتون ارزش واقعی قایل نیست؟
    شما با این موقعیتتون، باید سرشار از اعتماد به نفس باشید و اینقدر برای خودتون ارزش قایل باشید که نه تنها امتیاز بیخود به کسی که ارزشی براتون قایل نیست ندید، بلکه کاملا باید قاطعانه مرز و خط قرمز برای طرف مقابلتون قایل باشید و برای خودتون خیلیییی خیلیییی بیش از اینها ارزش قایل بشید.
    الان هم واقعا اگر فکر میکنید که چنان شخصی ارزش داره یه لحظه دیگه بشینید و عمر و وقت و احساس و اعصاب و سلامتیتون رو براش خرج کنید و او هم به ریشتون بخنده، ادامه بدید به این وضع.
    ولی امیدوارم به جاش بلند شید و ارزش واقعی و جایگاه واقعی خودتون رو پیدا کنید و خودتون رو از نو با پایه های محکم بنا کنید.
    شما موقعیت خوبی دارید و ارزشتون خیلی بالاتر از این حرفهاست.
    پرونده قصیه ایشون رو ببندید. ببخشیدش در ذهنتون، لازم هم نیست بهش حرفی بزنید یا بگید من میرم و میبخشمت. بلکه هیچ ارتباطی دیگه باهاش نگیرید. فقط توی دل خودتون بگذرید و برید به خودتون عشق بورزید و زندگی خودتون رو با اعتماد به نفس بسازید.

    موفق باشید خواهر جونم

  5. 3 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    Quality (دوشنبه 05 آذر 97), الهه زیبایی ها (یکشنبه 04 آذر 97), بی نهایت (یکشنبه 04 آذر 97)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 بهمن 97 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1397-9-02
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    380
    سطح
    7
    Points: 380, Level: 7
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مرسی عزیزدلم
    حرفات خیلی زیبا بوددوس داشتم.
    آره من دختری مغرور بودم.ولی وابسته شدم بهش به خاطردوس داشتنم.الانم حالم واقعا خوبه.راحت میخابم.انتظارنمیکشم توقع ندارم.به تفریحم میرسم.میخندم.وبه کاری شخصیم میرسم.به زیباییم اهمیت میدم.چون میدم زیباهستم وارزوی هرپسری.
    گوربابای اون.نالایق بود وپست.که ادم مغرور خودخواه.
    هرروز که میگذره به تنش هایی ک بهم داده یادم میادو بهش لعنت میفرستم وبیشترمیشناسمش.الان ک ازش دورم دارم میشناسمش.
    دارم میفهمم چقدربهش خوبی کردم وچشماش کوربود.من هرروزبرام خواستگارمیاد.چون چیزی کم ندارم.قبل این رابطه هم اعتمادبنفس وغرورم بیش ازحدبود.اون اعتمادبه نفسمو ازم گرفت.ولی الان به روزای طلاییم دارم نزدیک میشم دارم ترمیم میشم.هرگز دیگه نمیذارم هیچ پسری ازحدش جلوبره

  7. 3 کاربر از پست مفید b.h تشکرکرده اند .

    Glut.tiny (شنبه 01 دی 97), Pooh (چهارشنبه 07 آذر 97), نادیا-7777 (چهارشنبه 14 آذر 97)

  8. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 بهمن 97 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1397-9-02
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    380
    سطح
    7
    Points: 380, Level: 7
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام چندروز پیش اون اقا تماس گرفت جواب ندادم.
    چندروزبعدش پیام داد ک بهم علاقه داره وضربه خورده.
    ولی نوشته بودنتونستم برات شریک زندگی باشم ولی میتونم دوستت باشم کاری داشتی بهم بگو وگفت خیلی دوستت دارم.ازطرفی نمیتونم فراموشش کنم.ازطرفی باحرفش نمیتونم کناربیام.کمکم کنید

  9. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 18 آذر 02 [ 05:53]
    تاریخ عضویت
    1395-1-26
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    6,627
    سطح
    53
    Points: 6,627, Level: 53
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 123
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 29 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط b.h نمایش پست ها
    سلام چندروز پیش اون اقا تماس گرفت جواب ندادم.
    چندروزبعدش پیام داد ک بهم علاقه داره وضربه خورده.
    ولی نوشته بودنتونستم برات شریک زندگی باشم ولی میتونم دوستت باشم کاری داشتی بهم بگو وگفت خیلی دوستت دارم.ازطرفی نمیتونم فراموشش کنم.ازطرفی باحرفش نمیتونم کناربیام.کمکم کنید

    اینهمه بد و بیراه گفتی بهش و ازش بد تعریف کردی ، هنوزم نمی تونی دست رد به سینش بزنی ؟
    بی راه نیست که میگن عشق مثل اعتیاد میمونه

  10. کاربر روبرو از پست مفید Lman تشکرکرده است .

    khaleghezey (شنبه 01 دی 97)

  11. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 98 [ 00:30]
    تاریخ عضویت
    1396-6-04
    نوشته ها
    200
    امتیاز
    4,103
    سطح
    40
    Points: 4,103, Level: 40
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger Second Class
    تشکرها
    244

    تشکرشده 259 در 139 پست

    Rep Power
    42
    Array
    دختر خوب بی خیالش شو...
    از اینجور دوستت دارم گفتنا انقدر زیاد شده که اصلا باور نکن.
    با یه لگد از زندگیت بندازش بیرون.
    شک نکن همزمان با تو ، با چند تا دختر دیگه در ارتباط بوده.
    من اینجور پسرا رو خوب میشناسم.
    اخیرا با یکیشون سر و کار داشتم.
    اگه دنبال مرد زندگی هستی، اینا هیچوقت مرد زندگی نمیشن.
    دوستی و این چیزا رو هم بیخیال توروخدا، مطمئن باش بهونشه ، میخواد بازم ازت سو استفاده کنه.
    به حرفهای عسل بیشتر دقت کن، من تاپیک های قبلیشو کاملا یادمه، تجربه دیگران رو تجربه نکن لطفا.
    عسل خانوم خیلی خیلی خیلی برات خوشحالم که حالت انقد خوبه و انقدر عوض شدی

  12. 2 کاربر از پست مفید Happy.girl.69 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 01 دی 97), niloofarjan (جمعه 30 آذر 97)

  13. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 بهمن 97 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1397-9-02
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    380
    سطح
    7
    Points: 380, Level: 7
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    میتونم دس رد به سینش بزنم.
    فقط درصورتی ک ارتباط دوستی بخواد.
    من زیربارچنین حرفی نمیرم.
    فقط بهش گفتم اگه مردی پای حرفت بمون وبیا خواستگاری.
    وای خدایااااا چرانمیتونم فراموشش کنم.چراهنوزدوسش دارم بااینکه ایقدر بهم بدکرده.چرا تا پیامش میاداشکام سرازیرمیشه ولی نمیتونم جوابش رو بدم.
    هیچوقت سابقه نداشت تماس بگیره یا پیام بده جواب ندم.
    اخه چه کرد بامن روزگار.دلم شکست.قلبم شکست.
    روحم زخم خورد.باورم ترک برداشت.اعتمادم نابودشد.رویاهام رو طوفان برد.دنیابهم سیلی محکمی زد.داشتم فراموشش میکردم.باپیامی ک داد وابرازعلاقه کرد بازغمگین شدم
    ویرایش توسط b.h : جمعه 30 آذر 97 در ساعت 23:33

  14. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 98 [ 00:30]
    تاریخ عضویت
    1396-6-04
    نوشته ها
    200
    امتیاز
    4,103
    سطح
    40
    Points: 4,103, Level: 40
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger Second Class
    تشکرها
    244

    تشکرشده 259 در 139 پست

    Rep Power
    42
    Array
    اشتباه میکنی، ارزش خودتو پایین میاری با این کار.
    به خودت بها بده.
    لیاقتت خیلی بیشتر از اینه که با کسی که اینجوری باهات رفتار کرده بخوای ازدواج کنی، یا اصلا این اجازه رو بدی اون فکر ازدواج با تو رو حتی از سرش بگذرونه.
    البته شاید منم خیلی خشن برخورد میکنم، چون من هیچ وقت حاضر نمیشم تو رابطه ای بمونم که طرف مقابلم، تنهایی برای نوع رابطمون تصمیم بگیره، این که کِی باهام صمیمی بشه، کِی سرد بشه، چه وقتی هوس ازدواج کنه، خودش تصمیم بگیره لمسم کنه و .........
    ارزش خودت رو بالا بدون و بزار تو تصمیم گیرنده باشی، نه یه پسری که تکلیفش با خودشم معلوم نیست.
    شککککک نکن با هزار تا دختر رفته دوراشو زده و دیده از تو بهتر پیدا نمیکنه و برگشته.
    ببین خودت دوس داری با همچین آدمی زندگی کنی.
    من خودم دخترم، منم احساس دارم و ..... مطمئنم یه آدم جدید بیاد تو زندگیت، اینو راحت فراموش میکنی، پس خواهشا احساسی برخورد نکن، این ناراحتی ها، یه روال طبیعی هست که بااااید طی بشه.

  15. 2 کاربر از پست مفید Happy.girl.69 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 01 دی 97), نادیا-7777 (شنبه 01 دی 97)

  16. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اسفند 98 [ 15:51]
    تاریخ عضویت
    1397-10-01
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    970
    سطح
    16
    Points: 970, Level: 16
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 12 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خوبید؟چقدر احساساتی هستید شما
    اون پسره رک بهتون گفته فقط برای دوستی میخواد شما رو باز شما بهش فکر میکنید؟
    به نظر من خیلی هم آقا بوده که رک گفته شما رو برای ازدواج نمیخواد.قبلا هم با رفتارهاش بهتون نشون داده بوده ولی شما متوجه نشده بودید.
    من فقط و فقط نظرم رو میگم فراموشش کنید.
    برید سراغ زندگی عادیتون
    یک موضوع دیگه اینکه ببخشید رک میگم اینقدر به زیبایی و .... ننازید.برای یه ازدواج موفق و در کل زندگی موفق معیارهای مهمتری وجود داره.

    موفق باشید.

  17. کاربر روبرو از پست مفید Excel2013 تشکرکرده است .

    Happy.girl.69 (شنبه 01 دی 97)


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.