من با پدرم دوباره امشب حرف زدم حرفش اینه اگه من برادرتو بیارم برای دلجویی از شوهرت تو مطمئنی برمیگرده اگه برنگشت اونوقت من میدونم و تو..خب من چی بهش بگم من که نمیتونم این تضمینو بهش بدم اره حتما قبول میکنه بعد پنج ماه دوری یدفعه قبول میکنه؟بنظر حداقل من چند بار باید باهاش حرف بزنم تا این یخ شاید باز شه..
اما خب از پدر و برادرم فقط یبار میتونم بخوام که بیان اون یبارم با کلی زحمت ..بنظرتون اول چند بار تنهایی خودم با همسرم حرف بزنم بعد یبار پدرمو همراه برادرم بگم بیان. یا برعکس،اول پدرمو برادرم همراه من بریم بعد اگه همسرم همچنان قبول نکرد چند بارم خودم برم باهاش حرف بزنم ..؟
اگه با پدر و برادرم رفتیم و اوضاع مساعد بود به پدرم بگم همون شب همراه شوهرم از محل کارش همگی بریم خونه پدرشوهرم کهجلو پدر مادراون و پدر برادر من یه بار رسمی از مادرش عذرخواهی کنمیه کادویی هم محض دلجویی به مادرش بدم؟اگه هم از مادرم پرسیدن که کجاس بگیم مادرم گفته نمیخواد دخالتی داشته باشه و گفته هر تصمیمی خودشون گرفتن








علاقه مندی ها (Bookmarks)