سلام
آره چاپ اون مقاله هم خوبه اگه بخونن. مطلب مهمیه. حتی میتونی خودت دستشون ندی و یجوری بزاری سر راهشون بردارن بخونن. مثل همون برگه ها.
اگر جدایی برای شما آخرین راه باشه و قرار باشه این راهو هم برین با آگاهی و شناخت آسیب ها باید برین و مثل سیل عظیم عده ای کورکورانه قدم بر نمیدارید و مطمئنم بتونید از خودتون حفاضت کنید. اما الان واقعا اصلا این صحبتا نیست و حرفشم سعی کنید نزنید. انشالله که همه چی به خیری و خوشی درست میشه.
در مورد فکری که گفتید بله میشه همچین چیزی هم گفت. البته باید طوری باشه ضمینه سو استفاده برای طرف مقابل فراهم نشه . چون ممکنه بعد شیش ماه ازتون بخواد که دقیقا مهریه رو ببخشید و ... ولی شاید لازم باشه نبخشید یا اون موقع لازم به تصمیمات دیگه ای باشه. روی این موضوعات میشه فکر کرد. باید بسنجید.
گاهی وقتا که مطالبی رو میشنوم در همدردی یا یه سایت دیگه مثلا خانواده برتر یا خیلی جاها که متاثر میشم. مطالبی که شما هم بیان میکنید هم بعضیاش ناراحت کنندس. مثلا اینکه همه سوق میدن سمت طلاق. مثلا اینکه کسی کمک و دلسوزی نمیکنه از اطرافیان. مثلا پدرتون که اونم شنیدم کمی انگار تعلل میکنن یا خیلی رفتارهایی که شده تا حالا. اما عیب نداره. خیلیها مثل شما با مشکلات سخت دستو پنجه نرم میکنن. اطرافیانم شاید بعده ها خیلی بهشون نیازی نشه و شاید یه جایی قدم درستی بردارند .
خلقت زمین همراه سختی بوده و هست. حتی مواردی که ما فکر میکنیم راحتن معلوم نیست بعده ها چی بشن یا زوایای پنهانشون چیه مشکلاتشون چیه. خدا در قرآن گفته آسودگی بعد از سختیه.
چیزی که عقلم میگه اینه که وقتی جامعه ای رو غرق در مشکلات دیدی و در ابعاد مختلف و مهم یک جامعه دچار مشکلات مزمن شد، میشه گفت در اون جامعه خیلیها دست و آدم شیطانن و ابزار دست شیطان. پس مشاهده خیلی رفتارها در این زمونه علتش مشخصه. عیب از شما نیست. خیلیها هم مثل شمان و مشکلات شبیه یا بدتر از شما دارن
الان شما یه خلاف یا مثلا یه رابطه نا مشروع رو بپرسید خیلیها نه کراهت دارند و نه تعصب. خیلیهام پیشنهاد میکنن و به اصطلاح قبح موضوع از بین رفته برای عده ای. اما زیباترین و مهمترین نیاز و پیوند و جایگاه در زندگی یعنی ازدواجو اینقدر به حاشیه و نابودی کشوندن. از جهات مختلف. قدیما وقتی دو نفر میخواستن ازدواج کنن ضمن صبوری و مسئولیت پذیری و رفتار خود دو نفر، همگی هم کمک میکردند و در کمک به ازدواجشون مسابقه میدادند. که هر کسی یه گوشه کارو بگیره. اما الان برعکس شده. و این برای همه اینجوری شده. من هم ازین مشکلات زیاد دارم.
من هم در زندگیم زیاد در این تنگناها و بی مروتیها قرار داشتم. خیلی از همینها منو واقعا ساخت. قوی تر و بزرگتر شدم. الان کمتر اهمیت میدم و محکم تر قدم بر میدارم و استوارتر زندگی میکنم. به لطف همه بی مهری ها ...
البته هنوز انسانهای خوب و چیزهای خوب در زندگی هست و وقتی خدا نفسی به ما داده یعنی ارزش زندگی رو داشتیم و همیشه امیدی هست.
در پاسخ به پست شماره 102
>>>> همین پست رو ویرایش کردم در پاسخ پست بعدی. بزارید کمی فکر کنیم. یکی دو روز روی این موضوع فکر کنید. دوستان هم نظر بدن. هم من هم دوستان فکر میکنن بهتره زود تصمیم نگیرید و سنجیده باشه. حد اقل 24 ساعت باید این رو سنجید








علاقه مندی ها (Bookmarks)