
نوشته اصلی توسط
Quality
و فکر کنید دقیقا همونطوریه که میگه تو حرفاش و اوضاع خیلی خرابه. حرفه. حرف !
منم امیدوارم چون خیلی وقتا سر مسایل کوچکتر هم شوهرم حرفای تند و تیز و جدایی میگف بعد ممکن بود وقتی از دلش در میاد همون روزم بگه عاشقتم و میگف تو دعوا که حلوا خیرات نمیکنن.. اما خب اینبار فرق داره.. پنج مااه.. براش کافی بوده برای دل کندن از من..
مشاور چرا گفت دیگه زنگ نمیزنه؟
من سه شنبه با مادرم رفتم پیش مشاور .. نمیدونم مشاور موضع دو گانه داشت هم یجواریی بنظرم کارو خرابتر کرد هم یکم کمک مثلا به مادرم گف نظر منم رو این ازدواج کاملا منفیه و میگم کاش تو اولین کسی بودی که بهم میزدی گف دختر شما سن عقلیش تو بیست سالگی مونده و زیادی خوشبینه .. خلاصه تا تونس منو کوبوند اما در نهایت گف با همه اینا باید بزارید خودش تصمیم بگیره و دخالت نکنید..مادرمم به دلیل دل پری که از قبل داشت و نوشته هایی که خونده بود همچنان عصبانی بودو فقط گف بره باهاش زندگی کنه میتونه تنهایی بیاد به منم سر بزنه اما اون آقا رو دیگه قبول نمی کنم .. که خب اینو مشاورم نرفته بودیم میگف .. مشاورم گف تو نمیتونی مادرتم مجبور کنی کمکت کنه اگه شوهرت بدون مادرت تورو نمیخواد ینی توام همسر محبوبش نبودی و دیگه باید به طلاق رضایت بدی.. بنظرم اومد مشاور قصد داره پدر مادر همسرمم بخواد برای صحبت که فک نکنم اونا بیان اصلا براشون مهم نیس..مشاور از مادرم اجازه گرف پس شما اجازه میدید ایشون برن با همسرش اگه قبول کنه زندگی کنه یا قطع رابطه مادرم گف اره گف چون من میخواستم اگه اینو به همسرش میگه پس فردا ازمون شکایت نداشته باشید یا نفرین کنید اما نمیدونم چه فایده داشت دوباره گفتنش چون به همسرم یبار گف اونم قبول نکرد! شاید این بار میخواد با لحن جدیدی بگه.. پدرمم مریض شدن منتظرم خوب شن تا بریم دیدن همسرم یا شنبه ها یا چهارشنبه ها .. یه جلسه دیگه هم مشاوز برای مادرم و من گذاشت .. قرار شد تو اون جلسه بدی های که مادرمم در حق شوهرم کرده رو بررسی کنیم.. حالا موندم قبل دوباره دیدن مشاور با پدرم برم دیدن همسرم؟شاید میخواد یبار دیگه با همسرم حرف بزنه و با توجه به نتیجه صحبتش بعدش ما بریم..
بعدشم نباید به این زودی بحث طلاقو اینارو پیش ببره.
منم از همین ناراحتم که خیلی مساله طلاقو راحت بیان میکنه و تاکید کرد اگه قراره دو سال دیگه برگردی الان که نامزدید جدا شید خیلی بهتره چون نامزدی دوره شناخته( من اصلا بعد عقد رو نامزدی نمیدونم دوره شناختت و نامزدی خواستگاری تا موقع عقد هس ..اینجوری باشه که هر کی بیادد عقد کنه یه مدت خوش باشه بعد بگه دوره شناخت بود خداحافظ؟)
. حتی لازم باشهمشاور دیگم برید تسلیم نشید
واقعا دیگه اعصاب اینکه برای یکی دیگه اییینهمه جزییاتو بگم ندارم.. اما بنظرم تونسته با شوهرم که اهل حرف زدن نبوده ارتباط کلامی خوبی برقرارر کنه و ترغیبش کنه به حرف زدن.. الان دوباره یه مشاور دیگه به شوهرم زنگ بزنه مطمئنن قضیه از نظرش لوث میشه و احتمالا دیگه جواب این یکی رو نمیده..
.
دادن طلاها = رضایت برای طلاق و از بین رفتن سرمایه. ضمنا اگر گیریم در بدترین شرایط تصمیم جدایی هم بگیرید ( یکدرصد ) دادگاه باید تکلیف طلاها و هدایارو تعیین کنه.
ریسکه اما بنظرم میتونه پنجاه پنجاه باشه و تاثیر مثبتی روش بزاره اخه وقتی به من میگف زندگیتو به خاطر یه گردنبند پنج شش میلیونی از دست دادی خیلی قلبم میگیره که بعد همه کارای من اینطور منو دیده بنظرم بهش بدم بگم هر تصمیمی هم بگیری میخوام این پیش تو باشه و بدونی وقتی نباشی این چیزا برام ارزشی نداره..
مگرنه علی رغم پس دادن طلاها میتونه منکر دریافتش بشه و از شما وجه طلاهارو طبق قانون مطالبه کنه
دیگه فک نکنم تا این حد بخواد نامردی کنه
.
علاقه مندی ها (Bookmarks)