سلام 
متوجه هستم چی میگی، من سبک زندگیم شبیه شماست و دغدغههات برام کاملا ملموسه. ولی به نظر من مهمتر از اینکه خونه شما کجا باشه، خود افراد هستند که سطح روابط رو تعیین میکنن. برای همین میگم باید ایشون و خانوادهشون رو بهتر بشناسی و ببینی رفتارها مطابق میلت هست یا نه و مکان فیزیکی زندگی اهمیتش در درجه بعدیه.
من کسایی رو دیدم که حتی وقتی آقا پسر میاد از دلخوری با همسرش شکایت میکنه، مادر میگه اینا رو به من نیا بگو. به من ارتباطی نداره.
و بر عکسش رو هم دیدم که از دور زندگی زوج کاملا مستقله، حتی از نظر کاری با فاصله مکانیست، ولی باز دخالتها و بیمهارتی و وابستگی آقا پسر به خانوادهش، وضعیت رو سخت کرده.
و البته خودت بهتر میدونی که در انتخاب همسر ( و همینطور خیلی انتخابهای دیگه) هیچ نقطه ماکزیمم ایدهآلی نمیشه پیدا کرد، ولی میشه دنبال نقطه تعادل مناسب گشت و احساس خوبی هم داشت.
در مورد پیشنهادت:
اگر خونهشون مستقل از پدر و مادر نیست، احتمالا بحث فروش هم منتفیه، چون بعیده بقیه دلشون بخواد یک غریبه تو ساختمون باشه.
ممکنه راههای دیگه هم بشه پیدا کرد. ایشون میگه یکی دو سال مهلت میخواد برای خونه مستقل، مثلا شاید یک راه این باشه که یک سال رو شما بپذیری، اما این یک سال رو عقد بمونید و مقدمات رو فراهم کنید.
خانواده خودت نظرشون چیه؟ این موضوع رو اونها مطرح کنند چطور؟
هر چیز که در جُستن آنی، آنی
مولانا
علاقه مندی ها (Bookmarks)