سلام . با نظر ستاره جان موافقم . یعنی تمامی خواسته های یک مرد در اینجا ذکر شده فقط من موندم چرا وقتی تمام وقتمون رو می گذاریم رو برآورده کردن این خواسته ها چرا آخر سر باز نتیجه ای حاصل نمیشه و باز مرد ما بهانه ای برای غر زدن و ایراد گرفتن پیدا می کنه. مثل اینکه چرا گلدونا رو آب ندادی. وقت کردی یه دستمال هم تو راه پله ها بکش. زیر کابینتا رو آشغال برداشته. میخوام تصویری که مردا تو ذهن زن بعد از این همه فداکاری از خودشون ایجاد می کنن جز این نیست که مرد خلق شده فقط برای راحت بودن و دستور دادن و زن هم تنها برای رتق و فتق امور مرد. پس اینجا ارزش وجودی زن کجا میره.؟ پس کو اون ارزش و احترامی که اسلام برای زن نوید داده؟ من که بعضی وقتا فکر می کنم این همه تلاش برای شناختن خواسته مرد و برآوردن توقعات او برای چیه؟ برای چی زن باید اینقدر خودشو محتاج مرد بدونه که برای بدست آوردن حمایت اون به این خفت تن بده . گاهی وقتا فکر می کنم مردها فقط یک کنیز می خوان که حرف نزنه{غر نزنه} به همه امور خونه رسیدگی کنه{مدیریت داخل خانه} همیشه در دسترس باشه {مطیع باشه} دست به سینه باشه و ایشون رو ارباب صدا کنه{رییس نباشه} آخر ماه دستش برای اونا دراز باشه تا حقوق یک ماه کلفتیشو بدن{استقلال مالی نداشته باشه}
به نظر شما غیر از اینه؟







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)