ضمن تشکر از جناب مدیر همدردی،
برای جلوگیری از انتقال تاپیکم به انجمن ازاد از بحث راجع به پستها میگذریم و نکاتی راجع به تاپیک اضافه کنم:
اول : چندماه هست که تو همدردی هستم و پستهای زیادی هم دارم که به اونها استناد کرد ،من ژورنالیست نیستم ولی ژورنالیستها رو دوست دارم و تو این تاپیک فهمیدم استعدادش رو دارم.اساسا نه روزنامه میخونم نه معتاد به اخبار هستم و نه تو پایگاههای اجتماعی مجازی عضو هستم و نه پیگیری برای خواندن .تنها سایتی که مراجعه کردم این همدردی بوده که تو مقطعی بطور تصادفی اشنا شدم.
خواستم بگم که نوشته های بنده برایند و فرایند پستهای اجتماعی رایج نیست و شخصی است کاملا.
دوم هدفم از نوشتن تاپیک بروز تلاطمهای درونی خودم بودم که بیان کننده
-هیجانات و احساسات
-رفتار و تمایلات
-ذهن و اندیشه
در بدترین و منفی ترین لحظات هستند
و برای کنترل اون "میتونمها" میشه به روشهای مختلفی:
- جملات بیدار کننده و اگاه کننده ای که موقعیت موجود رو طور دیگه ای تصویر کنه
- خودشناسی و یافتن نقص در شخصیت و ذهنیت و اصلاح و تعدیل اون
- شناخت ریشه نقص طرفهای مقابل و درک اونها و تخقیف دادن رنجی که از اونها میبریم با علم به علت و جلوگیری از شخصی سازی مسائل پیش اومده
- و.....
عمل کرد و به دنبال این بودم که علاوه براینکه روشهایی رو خودم اتخاذ میکنم، از نظرات و تجربیات اعضا و خوانندگان تالار در هر موقعیت مشابهی که ممکن است در زمینه های متعدد و مختلف باشد(اشاره به "میتونم" های مختلف و چینش شده) بهره ای ببرم.
سوم اینکه :گرچه مدیر همدردی عزیز طبق پست اول خودشون اشاره کردند و فرمودند که برای تنویر افکار عمومی و خوانندگان پاسخ میدن،نه برای کمک به استارتر
اما با اینحال در پستهای بعدی پاسخهایی رو مطرح کردند و بنده از اونها جملاتی رو اخذ کردم و مشغول سبک و سنگین کردن اونها هستم و به چکش کاری خودم خواهم پرداخت،کما اینکه سالهاست مشغولم و به امید خدا ادامه میدم.و بابت پاسخها تشکر میکنم.
نقل قول از مدیر همدردی
با سلام
اول که عنوان را خواندم مفهوم دیگری برای محتویات این تاپیک به ذهنم رسید. دقیقا وقتی بعضی عناوین روزنامه ها را می خوانم چنین اتفاقی می افتد. یعنی عنوان چیزی می گوید و محتویات به چیز دیگری اشاره دارد.
....
اما وقتی محتوای تاپیک را خواندم متوجه شدم مطالبی که چینش شده در بعضی موارد اصلا نقطه اوج در آن محور مشخص نیست. یا آگاهی کمی در رابطه با مسیر نقطه اوج وجود دارد. یا اساسا نقطه اوج و مسیر رسیدن و ثبات در آن با تحریف روبرو شده است
.
بیشتر یک بحث ژورنالیستی و قشنگ و تحریف شده است.
که متاسفانه تالار همدردی وقت بحث آزاد در اینگونه موارد کلی ندارد
.
یعنی ما صرفا اگر فردی خودش در موردی مشکل داشته باشد آن را باز می کند
.
اما به لحاظ اینکه اینگونه تاپیک ها و اساسا اینگونه نوشتن و بحث ها در فضاهای مجازی به خصوص شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها برای تحریف و گمراه کردن ذهن ها با توسل به سفسطه ها زیاد شده است. ناگزیرم اشاراتی به آن بکنم
. البته تمایل ندارم این تاپیک شامل انجمن آزاد شود. لذا اگر دوستانی تمایل به بحث و گفتگو در این خصوص دارند استقبال می کنم لیکن باید در انجمن آزاد پیگیر ادامه آن باشند.
چهارم :فلسفه حضور من در تالار بیان مشکلم بود ولی ادامه حضورم بخاطر ابن بود که دیدم میتونم راجع به مسائل اظهارنظر کنم و نسبت به نوع بیان و و زبان و لحن و گفتار خودم آگاهی پیدا کنم و سعی در اصلاح خودم بکنم.چرا که شغلم شبیه مددکار اجتماعی هست و به کیفیت گفتار ارتباط صد در صدی داره. البته از تجربیات و جملات و بینشهای و تلنگرهای دوستان هم بهره مند شدم.
پنجم اینکه : در نظریه پست مدرنیسم ،یک متن به ازای هربار خواندن معنای جدیدی به دست میدهد،اینکه شخصی عنوانی رو بخواند و انتظاری دیگری از متن داشته باشد چیز جدیدی در تاپیکهای همدردی نیست. و درست است معنای در اوج بودن با سوپراستار بودن همخوانی دارد،ولی نظر بنده هرکسی "در اوج بودن" رو باید نسبت به توانایی خود در اون مقطع بسنجد.
امیدوارم توضیحاتم بتونه بسته نشدن تاپیک رو توجیه کنه اگر شد شد، اگر هم نشد نشد
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن
تشکر از همه و مدیر همدردی








علاقه مندی ها (Bookmarks)