به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1928

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    شما شاغل هستید و شاید بتونید این کار رو کنید. من هم ارزوم این بود که درامد داشتم و میشد این کارا رو کنم. مثلا ببرمشون سفر، ببینم چه ارزوهایی دارن که بزرگ کردن من نذاشته بهش برسن، مثلا سفر، مثلا داشتن فلان تابلو، و براشون میخریدم، میبردمشون سفر، خودم میبردمشون دکتر و ازشون مواظبت میکردم. من اگه بودم و توان مالیش رو داشتم این کارو میکردم.

    .
    سلام خانم پوه عزیز

    دلم می خواد بیای حتما این پست منو که فقط به خاطر اینکه شما بخونی بیدار موندم دارم مینویسم

    پوه خیییییلی قدر خودتو بدون خیلی خوشحال باش که وجود داری....... وجودت طلاست

    میدونی امشب چه تلنگری به من زدی؟....من ناشکری که درک نمیکردم اتفاقهای زندگیم میتونه خیلی قشنگتر رنگ امیزی بشه!!

    این کارو تو کردی برام

    ی درد دل دوستانه

    منم دچار اختلاف نظرهایی با مادرم هستم....همه راهکارهایی که برای خانم اویژه دادی تایید میکنم...

    منم وقتی فکر کردم مادرم خودش ی قربانیه...و شروع کردم به دیدن دنیا از زاویه دید اون....همه رنج دادنش ها رنگ باختن و چه بسا که

    دیدم اتفاقا این منم که باعث رنجش اونم....ولی با تمام این احوال بازم ی روزی مثل امروز صبح پیدا میشه که با خودم فک کنم

    چقدر من مظلوم واقع شدم!!!چقدر من خانومی میکنم چقدر صبورم که حتی برای لحظه ای ترشرویی نمیکنم که اخه مادر من چرا منو تو خیابون

    میکاری اخرش هم میگی بیا خونه فردا بریم! وقتی میدونی این همه کار دارم وقتی صبح میگم باهم بریم ...

    وقتی پستتونو خوندم خیلی خجالت کشیدم ازخودم از خدا....بد شرمنده شدم

    ترسیدم توفیق خدمتی که خدا نصیبم کرده ازم بگیره...اخه من قدر نمیدونستم به خیال گنجشکی من مادرم باید قدر میدونست!

    ولی حالا با اشتیاق زیاد فردا صبح دنبال کار مادرم میرم...و با تواضع نه مغرورانه!و اینو مدیون پست امشب شمام

    و راهکار شوخی با مادرتون هم عالی بود حتما منم اجرا میکنم

    پوه میبینی حتی از راه دور چقدر کارهای بزرگ میکنی برای دیگران و بودنت چه تاثیری داره؟؟


    دوست دارم

  2. 10 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    hamed-kr (یکشنبه 27 آبان 97), miss seven (دوشنبه 05 آذر 97), Pooh (یکشنبه 27 آبان 97), tavalode arezoo (یکشنبه 27 آبان 97), گیسو کمند (یکشنبه 27 آبان 97), آویژه (یکشنبه 27 آبان 97), بی نهایت (یکشنبه 04 آذر 97), شمیم الزهرا (یکشنبه 27 آبان 97), صبا_2009 (یکشنبه 27 آبان 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.