به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Threaded View

  1. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    برای من کلا جالب بود شما 5 ماه پیش با ایشون آشنا شدین، با اولین درخواست ایشون برای دوستی دوستی رو پذیرفتید، دو ماه نگذشته دلباخته شدید، و بعد خواستگاری صورت گرفت. یعنی از زمان خواستگاری تا الان که سه هفته هم از عقدتون گذشته، فقط حدود سه ماه گذشته و اگر سه هفته ی عقدتون رو فاکتور بگیریم می مونه دو ماه و یک هفته. که اطلاع پیدا کردن خانوادتون، خواستگاری و راضی شدن خانوادتون در طول همین دو ماه و یک هفته اتفاق افتاده.

    کلا جریان زندگیتون زیادی روی دور تنده!! احیانا مگه کسی گذاشته دنبالتون؟ این شتاب دلیلش چیه؟؟!! فکر میکنم اونقدر بدو بدو و پا روی گاز و بی ترمز پیش رفتین که اصلا دقت نکرده اید به اینکه چراغ قرمزی هست، علایم هشدار و تابلوهای سرعت مجاز و قانونی و شرایطی هست! بعد هم با سرعت و بی ترمز خوردین توی دیوار قاطعیت همسرتون، و آسیب دیده اید!

    به کجا چنین شتابان عزیزم؟؟؟!!!

    به نظر من تقصیر از اون دیواری که بهش خوردین نیست. رانندگیتون خوب نیست. قانون های این رانندگی رو نمیشناسید و خودتون رو ملزم و متعهد به یادگیری و رعایتش نمیبینید. و به نظر من اول باید روی صبور بودن و کاهش عجله و سرعت خودتون و درک شرایط محیطیتون کار کنید.

    راستش من نفهمیدم مشکلتون با اینکه بچه اهل محبت کردن نیست و خجالتیه چیه؟ یعنی میخواید "زود" باهاتون صمیمی بشه و بپذیره شما رو؟ یا میخواید اونم "زود" شروع به محبت کردن به شما کنه؟؟

    چند تا نکته:
    1- اگر شما رو دور تند هستید، دلیل نمیشه اون بچه هم رو دور تند باشه و با سرعت دلخواه شما به مرحله ی دلخواه شما برسه. به نظر من برای یک کودک، 3 هفته زمان خیلی خیلی کمیه برای اینکه خودش رو با شرایط جدید و حضور یه فرد جدید وفق بده. صبور باشید و پاتون رو از روی گاز بردارید.

    2- همسر شما قبل از اینکه همسر شما شده باشه، پدر اون بچه بوده. زن و شوهری یک رابطه ی قراردادیه که میتونه با یه خطبه عقد یا طلاق ماهیتش عوض بشه. اما رابطه فرزند و والد، رابطه ای خونیه و هیچ خطبه ای قادر به باطل کردنش نیست. بنابراین اگر قصد ماندن در این زندگی رو دارید، به این نکته توجه کنید که توجه و حساسیت پدر به فرزندش طبیعی هست. بنابراین صبورانه و با سیاست و شادابی پایگاه خودتون رو در دل همسرتون حفظ کنید و ارامش رو در زندگی خودتون جاری کنید.

    3- بهتر بود قبلا فکر همه جنبه های زندگی با ایشون رو میکردید و با آگاهی و آمادگی و برنامه وارد میشدید. اگر تا حالا این کار رو نکردید هنوز دیر نشده. آگاهیتون رو نسبت به نیازهای همسرتون و زندگیش و همینطور خواسته های خودتون بالا ببرید. و اون طفل معصوم رو هم در دلتون دوست داشته باشید نه فقط در ظاهر.

    4- بچه، چیزی از نیازهای یک زن و مرد بالغ به هم نمیدونه. و ممکنه براش عجیب و غیرقابل درک باشه که این خانم چی شده اومده توی زندگی ما؟ چرا بابا میره پیشش؟ کیه؟ وجودش چه لزومی داشت؟ بنابراین پیشنهاد میکنم بعد از اینکه بر افسردگی خودتون غالب شدید، حتما هم خودتون هم همسرتون از مشاوره کودک استفاده کنید برای اینکه رفتاری داشته باشید که اون دختر بچه هم اسیب نبینه و بتونه با امنیت شرایط رو بپذیره و باهاش کنار بیاد.

    5- همین الان بشینید قشنگ فکراتون رو بکنید و سنگاتون رو با خودتون وابکنید ببینید تکلیفتون با خودتون چیه و راهکارهاتون و مرزهاتون برای شرایطی که درش هستید چیه.

    6- همسرتون با وجود اینکه یک بار همسرش رو از دست داده و تحربه زندگی مشترک و فرزند رو داشته، بسیار پخته تر از شماست و احتمالا بدون فکر (یا حداقل نه با بی فکری محض) شما رو انتخاب نکرده. و برای او هم اصلا آسان نیست که بخواد تجربه ای منفی رو در زندگیش مجددا تجربه کنه. بنابراین او هم مایل هست به شما فرصت تغییر رفتارهاتون رو بده. این فرصت رو تهدید و اولتیماتوم تصور نکنید. بلکه همراهی و پشتیبانی ایشون بدونید. خودشون هم که گفتن حسشون همونه و دوستتون دارن و کمکتون میکنن. پس اصلا نگران این نباشید که اگر "زود" همه اخلاقاتون درست نشه رهاتون میکنه. سعی کنید یکی یکی اخلاقهاتون رو درست کنید و ترس از اینکه رها بشید باز هم نداشته باشید. چون این ترس ممکنه باعث بشه اگر هم او نخواد رهاتون کنه، خودتون خودتون رو در ذهن او منفور تصور کنید و رفتارهای تند نشون بدید و چه بسا باعث بشه پیشاپیش خودتون بزنید بیرون از زندگیش! بنابراین این ترس از اینکه رهاتون کنه رو از خودتون دور کنید و به جای انرژی گذاشتن بر روی این ترس واهی، تمرکز و انرژیتون رو بذلرید روی ایرادهای واقعی و حقیقی و زندگی ملموس و واقعی خودتون، همسرتون و فرزندی که خدا توفیق داده براش مادری کنید.

    ببخشید اگر لحنم کمی تند بود. ولی خواستم جدی بگم که جدی بگیرید.

    موفق باشید خواهر عزیز

  2. 4 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    maryam988 (یکشنبه 20 آبان 97), MimiBahar (دوشنبه 07 مهر 04), ژوآن (یکشنبه 20 آبان 97), میس بیوتی (دوشنبه 21 آبان 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.