سلام هانیه جان.
من هم در شرایط شما هستم.البته با سن بالاتر.تمام نگرانیهایی که شما دارین به اضافه خیلی نگرانیهای دیگه در در مورد بچه دار شدن دارم.
با این وجود کم کم دارم با خودم کنار میام که این کار رو انجامش بدم.
چون خودم رو میشناسم.میدونم که این اضطراب ها و فکر کردن های بیش از حد به عواقب هر چیزی ربطی به بچه دار شدن نداره بلکه جزیی از شخصیت منه.
اگر تو هم در مورد مسائل دیگه هم این نگرانیها رو داری و بعدش متوجه میشی که نگرانیهات خیلی منطقی نبوده میتونی کمتر بهشون بها بدی.
در واقع هر تصمیمی که ما در زندگیمون میگیریم برامون منافع و عواقبی داره.
ببین در مورد اینکه زندگی مخصوصا در شرایط جامعه ما خیلی سخته من کاملا موافقم و در مورد آوردن یک موجود دیگه به این جامعه واقعا احساس گناه میکنم.
ولی به یه چیز دیگه هم فکر میکنم که اتفاقا یکی دیگه از بچه ها بهش اشاره کرد.اینکه نود درصد از آدمها نبودن رو به بودن ترجیح میدن.
من بقیه رو نمیدونم. ولی خودم با وجود تمام نارضایتی هام از شرایط اطراف و مشکلاتی که خودم داشتم و دارم جز در لحظات خاص ترجیح ندادم که نباشم.
زندگی که فرصت کوتاهه که در اختیار ما گذاشته شده.هیچ تضمینی برای اینکه ما توی این دنیا سختی نکشیم به ما داده نشده.با این وجود میشه به همش به همه خوشیها و سختیها
به دید یک تجربه نگاه کرد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)