به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Threaded View

  1. #6
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 تیر 00 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    217
    امتیاز
    10,303
    سطح
    67
    Points: 10,303, Level: 67
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    388

    تشکرشده 576 در 165 پست

    Rep Power
    46
    Array
    با عرض سلام خدمت دوستان بزرگوارم.از زمانی که به من اختصاص دادید بی نهایت سپاسگزارم.
    دوست خوبم گیسو کمند جان؛صحبت هات خیلی به دلم نشست.موضوعاتی که مطرح کردم اضطراب هاییه که کاملا اطراف من مشهوده.خدا رو شکر من برای خودم در خصوص موضوعاتی که نمیتونم تغییر بدم نگران نیستم.اما ناخودآگاه در مورد فرزند کوچکترین نابسامانی از شرایط اطراف نگرانم میکنه.اینکه نکنه اینجا خوشحال نباشه،اینکه نکنه اون طوری که دلم میخواد ساپورتش کنم.میدونم چیزای زیادی که توی ذهنمه ممکنه همیشه در همون ذهنیت باقی بمونه و در عمل اتفاق نیفته اما اضطرابش رو دارم.
    سال ها کار کردن باعث شده وقت کمتری رو برای خودم اختصاص بدم.حق با شماست نیاز به یه برنامه ریزی حداقل برای برنامه های ورزشی دارم.چه خدا نعمت فرزند دار شدن رو بهم بده چه نه باید از این احساس رخوت که چند وقته گریبانم رو گرفته رها بشم.
    مطالعه هم زیاد میکنم در این خصوص.این مطالعات افراطی گاهی به این اضطراب زیادم دامن میزنه.به نظرم خودم احتیاج دارم خودم رو بسپرم به دست موج زندگی.
    دوست خوبم خانم الهه زندگی
    ممنون از پیام خوبتون.انشاالله توی شرایط زندگی و مادر شدن قرار بگیرید.
    امیدوارم جنبه ی ریسک پذیر روحیه ی من به جنبه محافظه کارش غلبه کنه
    میشل جان ممنون از پاسخت
    سال اول ازدواجم،عاشق بچه دار شدن بودم.به قدری که از دیدن هر نوزادی غرق شادی میشدم.
    اما شرایطی توی زندگیم به وجود اومد که ورق برگشت،از بیکاری شوهرم گرفته تا اختلافاتی که متاسفانه در برهه ای از زندگی عمیق شدن.
    شرایط زندگی جوری پیش رفت که مجبور شدم خیلی روی کار تمرکز کنم تا حفره های مالی پیش اومده پر بشه.این تمرکز و مداومت بر کار کردن بهم اجازه نمیداد حتی به بچه هم فکر کنم.
    رفته رفته اوضاع بهتر شد.شرایط کاری من ثبات گرفت و اختلافاتم با شوهرم کمتر و کمتر شد.این روند به ثبات اقتصادی و احساسی زندگیم ۵ سال طول کشید.الان در مورد گذشته من خاطره بد و کینه ای از همسرم ندارم.اونم همین طور.خدا رو شکر وضعیت دو نفره ایده آلی رو در حال حاضر داریم.
    شاید حق با شماست.انگیره ی من از جنس انگیزه سال اول زندگی نیست.کمی فرق کرده.زمانی که توی اوج اختلافاتم با همسرم بودم تصمیم داشتم تحت هیچ شرایطی مادر نشم.اما الان اصلا اینطوری نیستم .
    انگیزه ی من در حال حاضر لزوما احساسی و عاشقانه نیست.در کنار احساساتم تجزیه و تحلیل منطقی هم جای خودش رو باز کرده.شاید این دید منطقی که به مسائل پیدا کردم منجر به این میشه که سبک و سنگین کنم و بعد اقدام کنم.شاید هم توی وارد کردن منطق به یک پروسه احساسی،دارم افراط میکنم.

    دوست خوبم خانم بی نهایت گرامی
    حق با شماست.باید مقابله کنم با این ترس ها و اضطراب ها

  2. 3 کاربر از پست مفید hanie_66 تشکرکرده اند .

    فرشته اردیبهشت (شنبه 07 مهر 97), الهه زیبایی ها (دوشنبه 09 مهر 97), شمیم الزهرا (پنجشنبه 05 مهر 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.