من خواستگار از هر قشری داشتم، هم کسی بود که هیچی جز 200 هزار تومن حقوق ماهیانه و 60 هزار تومان بدهی در ماه نداشت و هم کسی بود که از زور پولداری بیکار میگشت و بیشتر جهانگردی می کرد! در مورد هر کدومشون به یه میزان وقت گذاشتم و فکر کردم، نمیتونم دروغ بگم که مادیات به هیچ وجه برام مهم نیست، اما اونو در درجه های بعدی گذاشته بودم، بیشتر دنبال یه کسی بودم که بتونم بهش اطمینان کنم و بتونم رابطه دوستانه باهاش برقرار کنم و بیشتر هم برام این مهم بود که سیگاری نباشه و ... در مورد همسرم، من تا یک روز قبل از خواستگاری خبر نداشتم که ایشون خونه دارن، درسته که با هم در ارتباط بودیم اما چیزی بهم نگفته بود، حقوقش هم در ماه ثابت نبود و نیست، بعضی ماهها میشه که هیچ درآمدی نداره و بعضی ماهها هم درآمدش بد نیست، ماشین هم ندارن، به هر حال چیزی که برای من مهم بود اخلاقش بود و اینکه احساس کردم میتونیم با هم رابطه خوبی داشته باشیم...
![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)