همین دیشب بود که به قول میشل عمیقا احساس وسعت کردم. احساس یأسی که تبدیل میشه به اتفاقای خوب بین من و خدای من. یأس از دیگران و احساس تنهایی که به سمت خدا میکشونه مارو. حتی یأس از عزیزترین ها .
قطع امید از دیگران اونقدر گاهی به قلبم وسعت میده که نمی دونم از خدا بخوام شرایط درست بشه ؟ یا نه شرایط درست همینه ؟!!! گاهی سکوت و حرف نزدن خیلی ارزشش بیشتر میشه
از بیان احساسات و دلجویی خواستن. گاهی فکر میکنی فقط خداست که می فهمه و اونه که از حرف هات ناراحت نمیشه . چه لحظه های نابیه وقتی جز خدا نمیتونی با کسی دردودل کنی.
اندکی صبر، سحر نزدیک است.
علاقه مندی ها (Bookmarks)