بهترین کاری که کردی این بود که از اون کار اومدی بیرون.
منم حدودا سه سال پیش تو شرایط تو بودم و به خاطر اینکه خانوادم ناراحت نشن اصلا چیزی نگفتم بهشون و موندم سر کارم. از طرفی هم به شدت کمبود محبت داشتم (تو خانوادمون، محبت هیچ معنایی نداره)
این بود که از محبت های اون آقا به خودم کیف میکردم، غرق تو خوشی بودم ولی متاسفانه تاوان بدی پس دادم که جای گفتنش اینجا نیست و اثرات مخربش هنوزم ادامه داره.
کاری که تو کردی، واسه من یه جور شجاعت و جسارت حساب میشه و واقعا تحسینت میکنم.
کاش عقل الانم رو سه سال پیش داشتم.
دختر خوب حالا که اومدی بیرون و تصمیت رو گرفتی، کلا بیخیال اون ماجراها شو و آرامشت که برگشت، برو دنبال کار جدید








علاقه مندی ها (Bookmarks)