سلام
ممنونم از reza و توانای عزیز
راهنمایی هاتون خیلی کمکم میکنه
هفته گذشته همسرم هر شب ساعت ده اومد و صبح ساعت پنج رفت سر کار
و من کلا ازش هیچی نپرسیدم و چیزی نخواستم
یه روز ز زدم گفتم یکی از دوستامون پیشنهاد داده بریم مسافرت چی کار کنیم گفت شب میام حرف میزنیم شب اومد گفت نه اگه تو میخوای برو باهاشون
خیلی معمولی بود رفتارم سلام و علیک و اینا
ولی اگه میرفتم بیرون بهش میگفتم دیروز هم رفتم استخر بهش گفتم
امروز رفتم پیش مشاور کلی حرف زد برام گفت این آدم خیلی تاخیر داره و منفعل و افسرده نیست
به من گفت تو سعی کن باهاش ارتباط داشته باشی و اگه خواستی صحبت کنی با سوال های باز ازش سوال کن مثلا بگو چی تو رفتارم اذیتت کرد
سوال هایی که حرف بزنه و خالی بشه
گفت که امیدوار کننده بود و توهم امیدوار باش
گفت بیشتر دخترونه رفتار کن اصلا کارهای کنترلی نکن
گفت یه مقدار از منفعل بودنش برمیگرده به دوران نوجوانی و رابطه بدش با پدرش و یه مقدار هم به رفتارای نادرست من
گفت یه زن میتونه شوهرش ضعیفش رو قوی کنه
دیروز رفته بود ماموریت سه جعبه شیرینی آورد بود ظهر اومدم دیدم دو جعبه رو برداشته و رفته
قرار بود بره مشاوره و بعد بره کلاس تار
حدس میزنم میخواد بره خونه مامانش اینا
البته به نگفته که میره اونجا
کلا خیلی پنهون کاره و منم واقعا بدم میاد از پنهون کاری








علاقه مندی ها (Bookmarks)