سلام عزیزم
چیزی که من تو نوشته هاتون میبینم اینه که شما خودت را قبول نداری ،درونا همش خودت را مقصر میدونی و انفعالتون هم برای همینه
و مساله دیگه وابستگی ذهنی زیادی به همسرتون دارین .یعنی همونطور که همسرتون بیمار گونه کنار مادرش مونده شما هم تا حدودی این مشکل دارین در رابطه با همسرتون(با تمام رفتارای همسرتون کنارش موندین و با خیلی مسایل کنار اومدین و تازه همسرتون طلبکاره از شما)
مشکلات شما تصمیمات قاطع میخواد . اونقدر قاطع که یا باعث اصلاح و رشد هر دوتون میشه یا باعث جدایی و یه زندگی جدید
چرا از جدایی و از دست دادن همسرتون میترسید؟ شرایطشو ندارین؟ حالا از نظر مالی یا پذیرش خانواده و..
یا فقط همین وابستگی مانعتون؟
من نمیخوام با این حرفها بگم طلاق بگیرید امایسری ترس و خلاهای درونی عمیق دارین که قدرت تغییر از شما گرفته و شما پابند این مدل زندگی کرده و باعث انفعالتون .








علاقه مندی ها (Bookmarks)