سلام. وقت به خیر.
میشه بیشتر توضیح بدید؟ مثلا چیکار کردن که فک میکنید الویت زندگیشون شما و فرزندتون نیست؟؟؟ خیلی سربسته توضیح دادید. یکم وارد جزئیات شید تا همه بتونن هم فکری کنن...
سپاس"
تشکرشده 90 در 41 پست
سلام. وقت به خیر.
میشه بیشتر توضیح بدید؟ مثلا چیکار کردن که فک میکنید الویت زندگیشون شما و فرزندتون نیست؟؟؟ خیلی سربسته توضیح دادید. یکم وارد جزئیات شید تا همه بتونن هم فکری کنن...
سپاس"
تشکرشده 24 در 22 پست
با سلام قصه ما دیگه خیلی تکراری شده
تایپیک قبلیم با همین نام بسته شده، همسر من همه چیش شده برادر و داداشش و کلا خانوادش ، اونا تو تصمیمات زندگیشون که همه با داماداشون درمیون میزارن اصلا بهم محل نمیزارن اونوقت خانم بنده انتظار داره من همه جوره در خدمتشون باشم ، منم وقتی مثل خودشون رفتار کردنی خانوم کلی شاکی میشه و دعوا و مرافه ، خدا لعنت کنه یه همچین خونه واده ای رو . بخدا اگه یه بار حتی پیش خودمون بهم بگه حق با توئه من میرم سراغشون ولی این اصلا زیر بار نمیره . هر گندی که اونا بزنن درسته و کارای من اشتباه . به بن بست واقعی رسیدم اگه پای بچه ای وسط نبود بخدا قسم بهم میزدم همه چی رو ولی فکرشو بکنین این شده نقطه ضعف من و باید تا آخر عمر به این خونه واده از خودراضی و خودخواه باج بدم . اوایلش بیخیالی طی میکردم ولی دیگه کارد به استخونم رسیده . کاش همه چی خواب بود
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)