سلام.
اسمت خیلی خوشگله.
آومدم بگم اصلا نگران نباش. منم کارشناسی که بودم، برای معدلم کلا نیت 14 معصوم کرده بودم. :)))) همش معدلم 14 و خورده ای بود:)))
منم توی کارشناسی عین تو بودم. اضطرابم بالا بود. به خصوص که شهر دور هم قبول شده بودم و توی خوابگاه با دو تا از همکلاسی هام، هم اتاقی بودم. واااایی منم همش اضطراب داشتم که عقبم ازشون. ولی خب... یه کاری کردم، قرار میذاشتیم و با هم درس میخوندیم و برای هم توضیح میدادیم. مثلا یه عنوان رو میخوندیم، بعد یکیمون برای اون یکی توضیح میداد و اون یکی هم اگر نکته ای باقی مونده بود تذکرش میداد، و بخش بعد نوبتمون رو عوض میکردیم. خوب بود این روش.
یه کار دیگه هم کن. یه قسمت رو که خوندی، خلاصه نویسی کن برای خودت. جوری که نظم توی ذهنت پیدا کنه مطلب.
مثلا ببین... فکر کن تو برای اولین بار توی عمرت، یه بازی فوتبال میبینی و تا قبلش اصلا نمیدونستی فوتبال چی هست. بعدش ازت بپرسن فوتبال چیه؟ چجوری جواب میدی؟ مثلا میگی فوتبال یک بازیه گروهیه که از دو تیم تشکیل شده. هر تیم 11 نفر داره. یک نفر دروازه بان و ده بازیکن. و.....
منظورم اینه که در خلاصه نویسی هات، و نظم دادن به ذهنت، از کلیات شروع کن و بعد به بخشهای ریز تر مطلب برس. اینجوری ذهنت نظم میگیرم و مطالب توی ذهنت دسته بندی میشه و بهتر میفهمیشون.
اگر هم درسات جوری هستن که باید حفظ کنی، اول سعی کن درکش کنی و حسش کنی مفهومش رو، و بعد نشونه گذاری کن برای چیزایی که باید حفظ بشه. مثلا میخوای تاریخ بخونی و اسم شهر بخارا یه جاش میاد، به بخاری یا کتری که داره بخار میده نگاه کن و اون مطلب رو برای خودت تکرار کن. اون وقت تا اسم بخارا اومد، بخاری و چیزهایی که وقتی به بخاری نگاه میکردم میگفتی، میاد توی ذهنت.
اینها تمرین میخواد. و باید مداوم روش کار کنی.
ولی عجالتا میتونی به یک دکتر عمومی هم مراجعه کنی و بگی اضطراب زیادی دارم و میتونه یه داروی ساده ی کاهش اضطراب بهت بده.
بعدشم اگر بذاری برای شب امتحان، اضطرابت بیشتر میشه. نذار برای شب امتحان. بعدشم کاری نداشته باش اونا نمرشون چند میشه؟ به تو چه اصلا:)) نمره تو هم به بقیه چه اصلا؟؟
نه؟ :)








علاقه مندی ها (Bookmarks)