به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Threaded View

  1. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 خرداد 97 [ 23:00]
    تاریخ عضویت
    1396-6-31
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,324
    سطح
    20
    Points: 1,324, Level: 20
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 76
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    221

    تشکرشده 40 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط اقاکریم نمایش پست ها
    پاسخی دیگر:
    ادم وقتی عاشق میشه: طبع شعرش گل میکنه..بعد دوست داره چیزی بنویسه و یا چیزی بگه یا از احساسش برگی ورق بزنه و اینطوری خوشنویس شدم و بعد دوست داره اهنگین بنویسه و بخونه و اینطوری نوازنده شدم و تو همه اینها موجب شگفتی اساتیدم بودم..میدونین چرا...
    چون یه احساس قوی تو درونم میجوشید...
    دست خودم نبودم .. از روی اختیار نبود...خودش میومد...
    بعدازینکه احساسم رو دفن کردم ندونستم دارم خاک میریزم تو چشمه طبع لطیفم...من دست از هنر و زیبایی نکشیدم ..دستم دیگه به کار نمیره...سرچشمه اشکال پیدا کرد.....
    بعدازینکه اون خانوم ازدواج کرد یه احساسی از درونم تخلیه شد...یه طورایی سوختم و سینم گر گرفت...اونموقع متوجه نشدم چی شد ...ولی بعدا اون خانوم دیگه برام معشوق نبود خانمی بود که براش احترام قائل بودم ولی صاحب قلبم نبود....مثل خیلیای دیگه....
    یک راهی باید باشه که بشه این احساس رو درست مدیریت کرد...
    ممکن هست نحوه ایجادش بنظر ناقص بیاد و کمی مضحک...ولی عشق در یک نگاه وجود داره...واقعیه و بهمراهش هدیه میاره..پس هست....ولی دیدین ادم نگاه سنگین اطرافیانش رو حس میکنه و سر بلند میکنی میبینی داره نگات میکنه(براتون پیش اومده!!) فکر کنم عشق در یک نگاه هم جدب انرژی خاصی هست که ادم حس میکنه...فقط نمیدونم کسی تجربه کرده...کسی هست عملکرد بهتری داشته باشه....این موضوع برام اهمیت فلسفی دارم..میخوام براش جواب پیدا کنم...
    سلام. این حرفاتون خیلی برام آشناس. حرفای دل خودمه. منم از وقتی عاشق شدم، طبع نویسندگی و شاعریم گل کرد و خیلی خلاق و هنرمندتر شدم در این زمینه ها. به همه چیز لطیف تر و عمیق تر و عاطفی تر نگاه می کردم و خیلی بیشتر از زندگی لذت می بردم. با وجود این که غم عشق همواره عذابم میداد، اما این حس رو دوست داشتم.
    الان چند ساله که این احساسات در من سرکوب شده چون سالهاست سعی کردم عاقل و منطقی باشم و عشق رو در خودم کشتم. بعضی وقتا میرم سر شعرا و نوشته هام و افسوس میخورم که چرا اینطور امیال درونیم در اوج نیاز و خواهش سرکوب شد و چرا شدم این آدم یک بعدی و معمولی امروز.
    عشق در یک نگاه وجود داره و مسخره نیست. شاید خیلی وقتا به ثمر نرسه اما وجود داره.
    افسوس خوردن برای این که چرا از فرصت عاشقی استفاده نکردی و از دستش دادی فایده نداره. ضمن این که اگه همون اوایل چهارکلمه با اون حرف میزدی به خیلی زودتر میتونستی فراموشش کنی و قبل از ریشه دار شدن توی قلبت، کمرنگ و فراموش میشد. همون مشکلی که خودم دچارش شدم. فقط راهکاری که دارم اینه که الان این احساسات رو کنار بذاری و جدی به خودت بگی اون دختر فقط یه تصویر رویایی در قلب منه و فقط از دور زیباست. حقیقت اینه که اون هیچوقت اون چیزی که میخواستی و فکر میکردی نبوده و هیچوقتم نشده.
    و درسته که احساس عشق احساس خیلی مقدس و خوبیه و خیلی هم شخصیت آدم رو ارتقا میده، ولی همیشه ثابت و دائمی نیست. گاهی با رسیدن به معشوق تموم میشه و گاهی با نرسیدن بهش. بالاخره تموم میشه. فکر میکنم بالاخره یه روزی وقتشه آدم وارد فاز جدی و اساسی زندگیش بشه و شخصیتش از تخیل و احساس مطلق به سمت منطق و عقل و مسائل و مصائب جدی زندگی سوق پیدا کنه.
    در کل باید بگم این احساساتی که بهت دست داده مختص شما نیست و خیلی از ماها گریبانگیرش بودیم. در این میان بعضی هام هستن که هرگز عشق به این صورت رو تجربه نکردن. خیلیام هستن این احساس تاسف و دگرگونی بعدش رو تجربه نکردن. به هرحال هرکسی یه طوری میشه دیگه!
    در آخر فقط میگم گذشته و رویاهای گذشته رو بیخیال شو و بچسب به زندگی امروز. در گذشته زندگی کردن کار خوبی نیست و زندگی امروز رو خراب میکنه. امروز همسری داری که مال خودته و کنارته و عاقلانه انتخابش کردی نه عاشقانه، مادر بچه هات خواهد بود، تا آخر عمر همدمت خواهد بود.... این ها چیزاییه که امروز باارزشه. اینها بخش هایی از فصل سوم زندگیت هستن

  2. 2 کاربر از پست مفید nazaninIT تشکرکرده اند .

    نیکیا (چهارشنبه 23 خرداد 97), اقاکریم (چهارشنبه 23 خرداد 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.