به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Threaded View

  1. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 تیر 00 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    217
    امتیاز
    10,303
    سطح
    67
    Points: 10,303, Level: 67
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    388

    تشکرشده 576 در 165 پست

    Rep Power
    46
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط « 7 » نمایش پست ها
    سلام هانیه خانوم عزیز
    امیدوارم حالتون خوب باشه .

    من یه برداشت دیگری از صحبت های شما دارم ببینید ممکنه درست باشه ؟

    شما در پست اولتون گفتید که مهندس یک ارگان دولتی هستید و همسرتون هم در یک شرکت مهندس بودن که بعد از یکسال بیکار شدند و تازگی دارند یک کار آزاد راه اندازی میکنند .
    و گفتید خانواده شما قدری معروفتر و به اصطلاح بهتر از ایشون هستند .

    اگر عصبانیت ایشون همیشه وجود داشته که جزئی از خلق ایشون هست ولی اگر به احتمال زیاد پس از این ماجرای بیکار شدن و اینا بوجود آمده شده تا حدی طبیعی هست و راه داره .

    شوهر شما ممکنه یه جوری ترس داشته باشند ... حساس شدن روی اینکه بعد ماجرای بیکار شدن و اینا کسی کمتر احترامشون را بگیره و به خصوص وقتی سطح خانواده شما بالاتر باشه این حساسیت همسرتون روی رفتار های حتی ریز خانواده شما بیشتر خواهد شد چون نمیخوان مقابل خانواده و اطرافیان احساس ضعف کنند .

    امیدوارم متوجه منظورم شده باشین ...

    اگر ایشون از کار برکنار شده باشن خودشون به اندازه کافی دلخور و غمگین بوده اند به خصوص وقتی از نزدیکان کسی هم سرکوفت بزنه و این احساس شکست در آنها بیشتر میشه .

    به نظر من بهترین کار این هست که به ایشون احساس اطمینان بدین و بهش بفهمونین که همیشه و در هر موقعیتی باشه دوستش دارین و این نیازمند علاقه افراطی نیست ...
    و این شاید کمی طول بکشه ولی خوبه .
    دوست خوبم ممنونم از پاسختون
    ماجرای بیکاری ایشون خیلی زود بعد از ازدواجمون اتفاق افتاد.و من در موردش با خانواده م صحبتی نکردم.در واقع اونها اصلا نمیدونن شوهر من بیکاره.
    من قسمت زیادی از این چهار سال یک نفری کار کردم و اینو به عنوان یک راز توی قلبم گذاشتم که هیچ کس نفهمه.حتی یک بار به روی شوهرم نیاوردم تا غرورش جریحه دار نشه.فقط وقتی برای شغل آزاد مصمم شدن به خانواده م گفتم که کلی استقبال کردن.حتی پدرم به ایشون پیشنهاد دادن که توی سرمایه کمکشون کنن که رد کردن و ترجیح دادن با سرمایه کم اما مستقل شروع کنن.
    من واقعا توی سختی بهشون روحیه میدم.خودشون هم این موضوع رو تصدیق میکنن و بارها از اینکه توی سختی هایی که داشتیم کنارشون بودم و قوت قلب دادم بهشون ازم قدردانی کردن.
    من احساس میکنم در برابر اعضای فامیل من احساس ضعف میکنه.چون به هر صورتی از نظر مالی ضعیف تره اعتماد به نفسشو از دست میده.وگرنه اطرافیان من مثل همه آدما رفتار معمولی دارن و من نمیدونم این برداشت های عجیب و غریب رو از کجا میاره

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط mercedes62 نمایش پست ها
    خانم haniye 66 من از حرفاتون استنباط کردم ایشون سوءظن دارن و بهانه جور و شکاکن

    من طبق تجربه ام و طبق صحبت های .شما فکرمیکنم ایشون ۲ قطبی و مشکلات سوءظن و شکاکی دارن حداقل ۱ کم

    شده به شما شک کنن؟ یا بحث خیانت؟ یا بشما اتهام دوست نداشتن ایشون رو بدن و....؟

    البته من کارشناس نیستم ولی طبق تجربم اینارو میگم
    دوست گرامی ممنونم از پاسختون
    اتهام به خیانت رو نه.نداشتن تا به حال.اما گاهی رفتارهای عجیبی دارن که واقعا خنده داره.مثلا بهم توی دعوا گفتن تو غلط میکنی تنها بانک میری.یا من دنبال خوهرزاده م میرفتم که ببرم خونه بابام برخورد بدی باهام کردن میگفتن تو مثلا زن شوهر دار هستی بیخود میکنی تنها بری دنبال بچه.اصلا اسم افراد نزدیک من میاد انگار یک مشت قاتل باهاش رو به رو میشن.

    در مورد همکار های آقا هم که دارم من توی خونه ارتباطی ندارم و تماسی برقرار نمیشه.چون یک شب یکی از همکار هام تماس گرفت که باید کاری انجام میدادم ایشون ناراحت شدن و منم از اون به بعد خارج از کار جواب ندادم و دیگه هیچ کدوم از همکارهام تماسی نگرفتن

  2. کاربر روبرو از پست مفید hanie_66 تشکرکرده است .

    miss seven (شنبه 19 خرداد 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 96, 13:09
  2. دوستی صمیمی من و آقایی متاهل با بیست سال تفاوت سنمون
    توسط sepiide در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 45
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 تیر 94, 16:10
  3. تفاوت در ذائقه غذایی
    توسط bgr.mostafa در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: شنبه 16 آذر 92, 01:50
  4. مخالفت پدر با انتخاب به دلیل تفاوت اعتقادی ( به راهنمایی نیاز دارم!
    توسط mhassanr7 در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 تیر 92, 23:42
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 10 آذر 91, 01:48

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.