خواهش میکنم رها جانم
ببینین عزیز دل شما دچار افراط و تفریط شدین.
من خیلی عذر میخوامو فقط نیتم رساندن معنی هست و مثلی به ذهن حقیر خطور نکرد ... در گلستان سعدی میخوانیم ؛
« نه چندان بخور کز دهانت بر آید. نه چندان که از ضعف ....»
من نه میگم مهریه خیلی بالا و نه مهریه خیلی کم. نه حق طلاق یکجانبه و نه بیان حق طلاق در آغاز یک حرکت. نه بحث و فشار برای داشتن فرزند.
یک سکه اشتباه بزرگی بود، همانطور که چهارده سکه اشتباه بزرگی هست اما به شرطی که داماد دارای ویژگی های ممتاز باشه. این ویژگی ها مواردی هستند که قدم انسان ، دل انسان رو محکم میکنن، ویژگی هایی که یک انسان رو در نظر سایرین ارزشمند و شایسته میکنه.
ولی زمانی که فرد معمولی هست مقداری سکه متناسب با توان مالی داماد و رضایت هر دو طرف لازم هست.
ما داریم روی این مورد بحث میکنیم که بیان این سه خیلی زیبا نیست و مخصوصا مهریه که در حضور چند نفر از بزرگان تصمیم گیری میشه.
بله عرض میکنین براحتی قبول نکرد و براحتی هم در ذهنش نمیپذیره، چرا که براش در ابتدای کار ایجاد جو بدبینی و ترس کردید... خب چرا حق طلاق؟ چرا اسپرم اهدایی؟ هدف از ازدواج با من چه هست؟
اما در ادامه میگه از سرم زیادین چون حقیقتا همینه و در میان کیس های مختلف برای چنین مردی با این شرایط این بهترین هست. حتی شک برانگیز!
من برای هر کسی گفتم نه فقط صرفا منظور سخنم ایشان باشن ... شما باید از بیان اسپرم اهدایی خودداری کنین چون برداشت از این عبارت نچندان مرسوم آن هم در ابتدای یک حرکت اصلا بنفع شما نیست .
نه برای رویه ازدواج، نه اذهان دیگران و نه ورود به زندگی مشترک
بیان حق طلاق در حالی که هنوز مهری جاری نشده و عقدی صورت نگرفته چهره ی زندگی مشترک رو مکدر خواهد کرد.
شما اگر بدنبال حقوق هستین ابتدا مردی انتخاب کنین که ویژگی های ارزشمند انسانی داشته باشه و سپس این حقوق در نظرتون کمرنگ خواهد شد.
شما اگر بدنبال چنین کیسی هستین در اون موقعیت ها قرار بگیرین. مثل این شب های ماه مبارک .. چقدر مکان های زیارتی و جلسات مذهبی میتونن ارزشمند باشن و باعث دیدن شما بشن... حتی فرصت اوقات فراغت تابستان و قرار گرفتن در جمع افراد شایسته









علاقه مندی ها (Bookmarks)