
نوشته اصلی توسط
ابی اسمان
سلام.
خیلی ممنونم از نظراتتون .ببخشید رپلای نمیکنم
خانم 7 عزیز،راستش فکر کنم اشتباه متوجه شدید .
من اصلا نمیخوام برم ازشون خواستگاری کنم .صرفا یک حس خوبه .من اصلا مطمین نیستم ایشون مناسب ازدواج باشن برای من .... !!!چون اصلا نمیدونم بدرد من میخورن یا خیر.
اقای دوست،متشکرم از حضورتون
راستش باز همون صحبت هامو میخوام ادامه بدم
خیلی حرفاتون منطقیه،خیلی
ولی برای کسی که میخواد میشنهاد ازدواج بده.نه من
اگر نمی خواهید پیشنهاد ازدواج بدید پس چی؟ میخواهید پیشنهاد دوستی بدید؟ اگر هیچ کدوم این ها نیست پس اصلا چه کاری با ایشون دارید؟ فقط بهشون بگید "من حس خوبی بهتون دارم ولی نه میخوام باهاتون دوست باشم و نه ازدواج کنم"؟
به نکته دیگه. دختر خانم ها روی این مسئله جزوه دادن و گرفتن و مخصوصا همکاری های درسی خیلی مراقب باشید. من با همین فعالیت کمی که دارم چندین مورد رو داشتم که کار نزدیک بوده به جاهای بدی بکشه. مثلا دختر مانند شما علاقه مند شده و فقط به طرف مقابلش آگاهی داده که نسبت بهشون بی میل نیست. چون پسره آدم خیلی موقر، سنگین، جانشین استاد دانشگاه (یه همچین چیزی)، ازنظر علمی خیلی سطح بالا، مودب و خوش برخورد و ... بود. ولی بعد کار به جائی رسید پسری که هیچ گمانی بهش نمی رفت، حرف های جنسی رو برای دختر ارسال می کرد. یا مورد دیگه اون بنده خدا رو تو برزخ نگه می داشت که نمی تونست بفهمه بالاخره قصد ازدواج داره یا نه؟ یا ...
سعی کنید اگر نیاز به همکار یا مشاور درسی و کاری دارید ازبین خانم ها آدم مناسبی رو پیدا کنید.
اما بعضی جاهاش واقعا بدردم خورد.
خدا رو شکر.
ولی خب نکته ای که هست من بین همکلاسی هام و دوستای اون اقا شانس ازدواجی ندارم یعنی خب طبیعتا اونها هم 4ساله با من هستن اگر میخواستن میگفتن دیگه.
با دارید یا ندارید. این معلوم نیست. حالا شما چه اصراری دارید به این افراد؟ شما حتی نمی دونید هم کلاسی هاتون چه نوع افرادی هستند؟ اگر بین این افراد یا جای دیگه موردی رو سراغ دارید که فکر می کنید اینقدر خوب هست که ارزش ریسک کردن رو داشته باشه می تونید از همان راهی که قبلا گفتم یعنی غیرمستقیم اقدام کنید. اگر به نتیجه خوب رسیدید چه بهتر، اگر جواب منفی گرفتید یا متوجه شدید که قضاوت تون اشتباه بوده و مناسب تان نیستند، هم احترام تان محفوظ می ماند و هم راه برگشتن تان ساده تر است.
بحث اینه که من تا به الان با شیوه خانم 7 و اقای دوست زندگی کردم .واقعا اوایل فکر میکردم جواب سلام اقا رو دادن گناهه
نخیر. ما با این شیوه زندگی نکرده و نمی کنیم. اتفاقا با همکاران خانم مون همیشه خنده و صحبت هم داشته ایم. منتهی حد و حدود خودمون رو رعایت کرده و می کنیم. فرق می گذاریم بین خانمی که هم سن مادرمون هست با دختر خانم مجرد. با هر دو میگیم و می خندیم و حتی بحث هم می کنیم (متلک هم بهمون میگند) ولی با هر کدوم با یه نوع منش و روش متفاوت و حفظ حریم ها.
خانم 7 عزیز،اقای دوست منطقی و مهربان.،چیزی که الان در واقعیت اتفاق میفته،اون رو توجیه کنید ...
یا حداقل یکم من نوعی رو اروم کنید.
متوجه نشدم. چه واقعیتی رو توجیه کنم؟ و
اینکه چه نگرانی دارید که می خواهید آروم تون کنم؟
خواستگار سنتی که هیچی،میان تفریح،و هرنوع بی احترامی که فکرش رو بکنید انجام میدن .
چه بی احترامی؟ شاید شما نمی دونید چطور خواستگار قبول کنید؟ یا در خونه تون رو به روی هر کسی باز می کنید؟ خواستگاری سنتی هم راه و روش داره.
بابا چرا میگین کمبود؟مشکل همینجاست ،این کمبود نیست این نیازه طبیعیه من انسانم و این نیاز و خدای من در وجودم قرار داده چرا باید کتمانش کنم چرا باید وقتی بیانش میکنم توی سایت روانشناسی ،متهم بشم که حتما کمبود داشتم .
بازهم متوجه منظورتون نشدم؟ چه کسی و چرا شما رو متهم کرده؟
من فعال اجتماعی ام،شاغل ام،میخوام ارشد بخونم،و معطل شوهر ننشستم. ولی این اقا بمن حس ارامش میده.حسی که اولین باره تجربش کردم.مطمینا حتی اگر مستقیم بهش بگم،برای ازدواج اصلا نیست.چون من انتخابش نکردم .تاکید کردم از اول،من عاشق نیستم .اصلاااا نیستم
می دونید علتش چیه؟ این حس چیز غیرطبیعی نیست. حس نزدیک بودن، هم صحبت بودن و علاقه به جنس مخالف است. منتهی شما تجربه قبلی ندارید و طبیعی است که براتون جذاب باشه. بهتون آرامش بده و خیلی چیزهای دیگه. این خطری است که دخترهای بدون تجربه رو به شدت تهدید می کنه. اتفاقا هرچقدر دختر قبلا با حیاتر، موقرتر و خانم تر و در یک کلام نسبت به جنس مخالف کم تجربه و ناآگاه تر باشه، بیشتر در معرض خطر قرار می گیره تا دخترهایی که با خیلی ها بوده اند و خودشون گرگ شده اند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)