سنو سالم که کم بود تجربم که کم بود فکر میکردم خوشبختی یعنی با پول دیگران مثل پدر و مادر همسر و بقیه بهترین غذاهارو بخوری بهترین لباسهارو بپوشی
الان میگم خوشبختی یعنی تو خونه 40 متری خودت افطار یه چایی شیرین با نون پنیر بخوری
بدون هیچ منتی بدون هیچ التماسی بدون هیچ دعوایی بدون هیچ بحثی
وقتیم پیر شدی نیاز به مراقبت بیشتر داشتی یک همسر بکنی تا عمرت به پایان برسه
البته منکه یک پسر دارم حتی انقدر پسرم عاطفیه به اون همسرم هم احتیاج ندارم
فقط پسرم هر روز بیاد یه سری بهم بزنه
یه زندگی اروم
دوستان برام دعا کنید من واقعا فکر میکنم به همچین زندگی احتیاج دارم







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)