به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 112
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 07:36]
    تاریخ عضویت
    1394-10-27
    نوشته ها
    436
    امتیاز
    18,255
    سطح
    85
    Points: 18,255, Level: 85
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    1,913

    تشکرشده 953 در 325 پست

    Rep Power
    101
    Array
    پوه عزیز سوالت درمورد مهریه رو من ندیده بودم.این موضوع بستگی به آداب ورسوم هرشهرو خانواده ای داره.مثلا برای شهرما یه جهیزیه معمولی حدود80میلیون میشه.
    ببخشید ولی من اصلا ازاین مکالمتون درباره وضع مالی اصلا حس خوبی نگرفتم.دوست ندارم ته دلتو خالی کنم ولی خیلی دیدم افرادی که در دوران نامزدی گفتن ماهیچی برامون مهم نیس ولی بعد برای تک تک وسایلی که نبودند یامارک اونجوری نبودند همسروخانواده رو اذیت کردند.ایشون که همون اول دارند باشمابااین لحن صحبت میکنند خداکنه بعدا مشکلی پیش نیارن براتون.

  2. 4 کاربر از پست مفید tavalode arezoo تشکرکرده اند .

    hamed-kr (سه شنبه 08 خرداد 97), Pooh (سه شنبه 08 خرداد 97), میس بیوتی (سه شنبه 08 خرداد 97), شیدا. (سه شنبه 08 خرداد 97)

  3. #32
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سلام

    خیلی سخته در این مورد نظر دادن، چون ما شرایط شخصی شما را نمی دونیم. تو بطن زندگی و احساس و خواسته هات نیستیم.

    ولی رفتار این آقا اصلا جالب نیست.

    ایشون بیکاره ......... بزرگترین عیب برای یک خواسگار
    واقعا با این سن و بی سابقه و درآمد و وضعیت مالی مشخص چطور روشون شده اومدن خواستگاری؟

    تمام تمرکزش هم که روی مسائل مالی هست
    خانواده ات پول بدن من مهاجرت کنم، جهیزیه چی می دین؟ مهریه می خوای چیکار؟

    شرایط جسمیش هم که صددرصد اوکی نیست.
    هر کسی ممکنه بیمار بشه و مشکلی براش پیش بیاد.
    اما به هر حال باید بدونن که با این شرایط جسمی تو خیلی از خواستگاریها رد می شن یا باید از یه طرف دیگه حداقل امنیت و آرامش بیشتری برای دختر فراهم کنن که بتونه جواب مثبت بده.

    استرس و اضطراب شرایط جسمی ایشون را می تونست یه شغل خوب، درآمد و امنیت مالی خوب، مهریه ی خوب، جربزه ی کاری خوب ... کم کنه.
    ایشون نه خودش هنری داره
    نه خانواده اش حاضرن یه کم همکاری کنند

    این رابطه فقط درصورتی که یه احساس و عشق عمیقی در بین باشه، می تونه قابل تحمل باشه

    قبول کنید یا نکنید، ازدواج یک قرارداد هست.
    عقل و درایت، در کنار احساس، برای این قرارداد لازمه.

  4. 7 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    Erica (سه شنبه 08 خرداد 97), hamed-kr (سه شنبه 08 خرداد 97), Pooh (سه شنبه 08 خرداد 97), tavalode arezoo (سه شنبه 08 خرداد 97), میس بیوتی (سه شنبه 08 خرداد 97), زن ایرانی (سه شنبه 08 خرداد 97), صبا_2009 (سه شنبه 08 خرداد 97)

  5. #33
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed-kr نمایش پست ها
    سلام
    ولی خب پست اخیر تون کد های قابل تاملی در مورد یه سری تناقض های فکری و رفتاری داره ، البته فرصت بحث در مورد این که اون شب یهو بعد از بحث مهریه اون رفتار داشتن و واقعا توجیه پذیر نبود یکی از نکاتی بود که به هر حال می خواستم بهش اشاره بکنم .
    سلام.
    هیچ وقت تا حالا تصور نکرده بودم ممکنه در بیان نوشتاریم اصلا نتونسته باشم منظورم رو برسونم.

    یک نگاه به پست های اول تاپیک قبلی من بندازید... طولانی هستن. از روی بیکاری و تفریح اون همه ننوشته ام و قصه هزار و یک شب هم نمیخواسته ام بگم. دلیلی هم برای تعریف کردن جزء به جزء اتفاقات با اون تفصیل نبوده مگر اینکه خواسته باشم نکات ریزی که به نظرم در این ارتباط وجود داشته رو بگم. به اصطلاح اون کدهایی که شما الان تازه متوجهش شده اید رو من در همون پست دوم تاپیک قبلیم آوردم. این هم که اون شب خیلی سریع و با اون حالت رفت رو باز برای بیان نکته و کد بیان کرده بودم. و گرنه بیکار نیستم بشینم سفره دل باز کنم و ریز به ریز توصیف کنم رفتارهاش رو. اگر رفتاری رو میگم و توصیف میکنم حتما به نظر خودم مشکوک بوده که میام اینجا مطرحش میکنم. هیچ جمله ای از نوشته هام رو بی دلیل ننوشته ام و بی دلیل هیچ چیزی رو تعریف نکرده ام.


    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    سلام
    چه لزومی داشت شما بگید 40 میلیون جهیزیه می دهید؟
    سلام.
    فکر نمیکنم منظورتون از سوالتون واقعا جستجوی دلیل و لزوم حرف من باشه. و فکر نمیکنم شما از این سوالتون دنبال جوابی به جز "خریت" باشید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    با توجه به توضیحاتی که دادی به نظر می یاد که این آقا دید مادی گرایانه ای به مسائل دارند که آین مطلب را باید اولا مطمئن بشی در ثانی در خودت بررسی کنی که با توجه به سایر محاسنی که در ایشان هست و برای شما اولویت بیشتری دارند، چقدر توانایی برخورد با این نقطه ضعف و مدیریت آن را در خود می بینی.
    همونطور که برای آقا امد هم نوشتم، شما هم یک نگاهی به اواخر پست دوم تاپیک قبلی من بندازید، میبینید خودم هم به اینکه شک کرده ام ایشون زیادی اهل حساب و کتاب باشه رسیده بودم.

    و واقعا شما تا الان متوجه نشده بودید من برای چی روی 100 تا تاکید داشتم؟ دقیقا برای اینکه بسنجم ببینم شکم در چه حد درسته.
    و این هم که میگید ببین در کل میتونی مدیریت کنی این قضیه رو یا نه، خب دارم همین کار رو میکنم و به خاطر همین هم دارم ادامه میدم شناخت رو. اگر ایشون از نظر عاطفی رفتارش بهتر بشه، من این چیزها رو میتونم مدیریت کنم. ولی اگر رفتار عاطقی و محبت کردنش بهتر نشه، نمیتونم. این رو هم فکر کنم بارها توی پست هام گفته ام.
    خداوکیلی من مبهم حرف میزنم ؟ آخه انگار هیچ کی اینجا تا حالا منظور من از این همه پست و کوتاه نیومدن من برای 30 تا و دلیلم برای ادامه آشنایی رو نفهمیده بوده!!!!!
    ویرایش توسط Pooh : سه شنبه 08 خرداد 97 در ساعت 13:28

  6. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    hamed-kr (سه شنبه 08 خرداد 97)

  7. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    پوه بله درست می گی اتفاقا همه اینها را خودت اشاره کرده بودی. اتفاقا ما هم متوجه حرفات هستیم.
    حالا چرا از ما عصبی هستی عزیزم؟

  8. 3 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    hamed-kr (سه شنبه 08 خرداد 97), Pooh (سه شنبه 08 خرداد 97), میس بیوتی (چهارشنبه 09 خرداد 97)

  9. #35
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها

    سلام.
    فکر نمیکنم منظورتون از سوالتون واقعا جستجوی دلیل و لزوم حرف من باشه. و فکر نمیکنم شما از این سوالتون دنبال جوابی به جز "خریت" باشید.

    !!
    دور از جونت، این چه حرفی، ولی درست می گی من دنبال جواب نبودم، هدفم از پرسش این سوال این بود که این مطلب را بگم که گاهی خود ما باعث می شیم طرف دور زیادی برداره و حد خودش را نشناسد.

  10. 3 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    hamed-kr (سه شنبه 08 خرداد 97), Pooh (سه شنبه 08 خرداد 97), میس بیوتی (چهارشنبه 09 خرداد 97)

  11. #36
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    یادمه همسرم اوایل ازدواج خیلی اثر پذیریه بالایی از من داشت، یکی از دوستان همون اول ازدواج به من گفت شوهرت خیلی خوبه فقط مراقب باش این موقعیت خوب را ازش درست استفاده کنی و خرابش نکنی.
    و متاسفانه من به خاطر نداشتن مهارت، خیلی فرصت ها رو خراب کردم.



    حالا کمی فاصله و مکث با حرف قبلیم مطلب زیر:
    یکی از دوستان من جهازش را با سلیقه همسرش خرید و اتفاقا از این بابت هم خیلی پشیمانه، چون همسرش خیلی مادی و ایراد گیر و اتفاقا خیلی هم به حرف پدر و مادرش بود.
    یعنی تمام اون مواردی که شما در ایشان حدس زدید در همسر این دوستم با شدت بسیار زیاد بود. و از این بابت خیلی هم دوستم اذیت شد. اما با این حال الان 13 ساله از ازدواجشان داره می گذرد ولی در کل از زندگیش راضیه، وهمسرش را دوست داره.
    می خواهم بگم که چیزهایی که متوجه شدی خیلی می تونه اذیت کننده باشه، گاهی هم نا خواسته خودمان باعث می شیم که این رگه منفی رو قلقلک بدیم، اما می شه گفت اینقدر ها هم فاجعه نیست.
    بستگی به توانایی هات، اخلاق خودت و خواسته ات از زندگی داره.
    ویرایش توسط بی نهایت : سه شنبه 08 خرداد 97 در ساعت 15:16

  12. 3 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    hamed-kr (سه شنبه 08 خرداد 97), Pooh (سه شنبه 08 خرداد 97), میس بیوتی (چهارشنبه 09 خرداد 97)

  13. #37
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    پوه عزیز

    تا حالا که خیلی عالی رفتی جلو.

    فقط اومدم بگم مشاوره هایی که اینجا میگیری و حرف هایی رو که می شنوی خودت خیلی خیلی فیلتر کن. هیچ کس جای شما نیست. هیچ کس هم جای شما قرار نیست با این آقا ازدواج کنه و بدی هاش رو تحمل کنه و از خوبی هاش لذت ببره.

    شاید خیلی از ویژگی های مثبت این آقا از نظر شما ؛ اصلا از نظر من نوعی مثبت نباشه و خیلی از ویژگی های منفیش هم اونقدار واسه من نوعی غیرقابل تحمل و بد نباشه.

    تو ازدواج به حرف دلت خیلی گوش کن. تو به اندازه کافی منطقی هستی. مدیریت کردن اوضاع این خواستگاری به این شکل هم نشون داده که تدبیر و درایت خوبی داری و محک هات تا حدودی خوب هستند.

    از اینجا به بعدش رو بسپار به دلت. اگر دلت با این آقا همراه شد قدرت صبر و تحملت بیشتر میشه ولی اگر احساس چندانی بهش نداری بدون که هر نکته منفی که الان دیدی 100 برابر بزرگتر میشه و احتمالا خوبی هاشم عادی. اونوقت هست که تمام گذشت ها و چشم پوشی هایی که الان کردی به چشمت حماقت میاد.
    پس به خودت و دلت فرصت بده.
    با شناختی که من از تو پیدا کردم سهم نیازهای عاطفیت تو ازدواج خیلی پر رنگه. این سهم رو دست کم نگیر.

  14. 5 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    hamed-kr (سه شنبه 08 خرداد 97), Pooh (سه شنبه 08 خرداد 97), tavalode arezoo (سه شنبه 08 خرداد 97), میس بیوتی (چهارشنبه 09 خرداد 97), بی نهایت (سه شنبه 08 خرداد 97)

  15. #38
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 دی 98 [ 13:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-15
    نوشته ها
    382
    امتیاز
    12,547
    سطح
    73
    Points: 12,547, Level: 73
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    894

    تشکرشده 1,236 در 375 پست

    Rep Power
    101
    Array
    سلام ببخشید حرف شما درسته و دقتی که لازم بود رو نکردم.

    چگونه سر زخجالت برآورم بر دوست
    که خدمتی به ســـزا نیامد از دستم

    حلال کنید.

  16. 3 کاربر از پست مفید hamed-kr تشکرکرده اند .

    Pooh (سه شنبه 08 خرداد 97), میس بیوتی (چهارشنبه 09 خرداد 97), بی نهایت (سه شنبه 08 خرداد 97)

  17. #39
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed-kr نمایش پست ها
    سلام ببخشید حرف شما درسته و دقتی که لازم بود رو نکردم.

    چگونه سر زخجالت برآورم بر دوست
    که خدمتی به ســـزا نیامد از دستم

    حلال کنید.
    سلام. این چه حرفیه؟ شرمندم نکنید.
    ببخشید من یهو جوش آوردم.

    دلم میخواد از این به بعد از راهنماییهاتون استفاده کنم.

    -------------------------------------------------------------------------------------

    خانم بی نهایت عزیزم، میدونم که شما حتی سرزنش کردنتون هم از مهربانی ودلسوزیه.
    ویرایش توسط Pooh : سه شنبه 08 خرداد 97 در ساعت 22:07

  18. 5 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    hamed-kr (چهارشنبه 09 خرداد 97), میس بیوتی (چهارشنبه 09 خرداد 97), بی نهایت (سه شنبه 08 خرداد 97), زن ایرانی (سه شنبه 08 خرداد 97), شمیم الزهرا (چهارشنبه 09 خرداد 97)

  19. #40
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    صبا جان، میدونم که شاید از نظر عاطفی اونقدری که من دلم میخواسته محبت نکرده. ولی حدس میزنم که شاید الان نمیخواسته وارد فاز عاطفی بشه. چون در تحقیقاتی که انجام دادیم همه میگفتم خیلی مهربونه. و مهربونیش رو نسبت به بچه ها، نسبت به گل و گیاه، نسبت به پدر و مادرش دیده ام خودم. اون چهار باری هم که خودمون دو تا رفتیم بیرون، مثلا وقتی غذا رفتیم بخوریم، همه غذاها رو میذاشت جلوی من یا هی حواسش بود چیزی کم نباشه و هی میپرسید چیز دیگه نمیخواید؟ بگم ماست باز هم بیارن؟ سالاد چی؟ و .... یا مثلا وقتی میریم خونشون خودش میوه پوست میگیره برامون و کلا خیلی پذیرایی میکنه و سعی میکنه فضا گرم و شاد باشه، یا مامان من که مریض شده بود مرتب احوالش رو میپرسید و هی توصیه میکرد چی براش خوبه و کدوم دکتر خوبه و .... یا وقتی بیرون میریم حواسش هست مثلا یه جایی بشینیم آفتاب تو صورتم نیفته، یا گرمم نباشه، یا حتی توی ماشین صصندلی رو تنظیم میکرد که راحت باشم. بدون اینکه من بگم.

    بنابراین فکر نکنم بی احساس باشه. و امیدوارم اگر رابطه پیش بره، محبتش بیشتر بشه. این ها رو هم توی این چند روز هی دارم فکر میکنم و یادم میاد. اینقدر ذهنم زوم بوده روی اینکه ایرادات رو ببینم و واسم جمع باشه، که شاید اصلا توجه به محبت کردناش هم نکرده ام.

    به نظرم شکل و نوع محبت کردنش با مدلی که من همیشه توی ذهنم داشته ام فرق میکنه. مثلا من ابراز کلامی محبت برام مهم بوده همیشه. ولی به نظرم میاد مدل محبت کردن ایشون، بیشتر حالت بغل کردن یا خوراکی خریدن باشه. چون دیدم وقتی مثلا یه بچه رو خیلی دوست داره میگیره محکم بغلش میکنه. یا کلا وقتی میخواد به کسی خوش بگذره براش هی خوراکی میخره. یا وقتی میخواد تعریف کنه در مورد خاطره هایی که بهش خوش گذشته، بیشتر از خوراکی ها حرف میزنه. یا مثلا بهترین بستنی سازی شهر، بهترین کبابی شهر، بهترین شیرینی فروشی و این جور جاها رو خیلی خوب میشناسه و بلده.

    اما خب فکر کنم خوشبختانه من تواناییم برای وفق دادن خودم زیاد باشه. به خاطر همین در کل به نظرم ارزش ادامه دادن رو داره.

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    در مورد جربزه کار.... خب خود شرایط سلامتیش محدودیت زیادی براش ایجاد کرده. مثلا کار سنگین نباید انجام بده. یا کاری ک قبلا داشته و متناسب با رشته خودش بوده، بعد از پیوند نمیتونه ادامه بده به خاطر آلودگی محیط و خطری که میتونسته باز برای کلیه اش پیش بیاره. من سعی میکنم اینها رو درک کنم.

    از طرفی الان هم خیلی بیکار ننشسته. داره دوره های پیشرفته کاری که میخواد راه بندازه رو میره.

    سه تا زبان خارجی مسلطه و گاهی کار ترجمه میکنه. گاهی مترجم توریست ها میشه.

    خودش هم خیلی ناراحته بابت شرایط الانش و میفههمم خیلی احساس فشار میکنه و داره سعی میکنه اون کار رو بتونه راه بندازه.

    فکر نمیکنم بی تفاوت و تن پرور باشه.

  20. 4 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    hamed-kr (چهارشنبه 09 خرداد 97), میس بیوتی (چهارشنبه 09 خرداد 97), شمیم الزهرا (چهارشنبه 09 خرداد 97), صبا_2009 (سه شنبه 08 خرداد 97)


 
صفحه 4 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 86
    آخرين نوشته: شنبه 29 اردیبهشت 97, 00:23
  2. شرایط زندگی من و اومدن خواستگار..لطفا راهنماییم کنید من چطوربرخوردکنم
    توسط Kimiya.khanom در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 22 شهریور 96, 04:50
  3. دارم وابسته میشم...راهنماییم کنید
    توسط parasoo67 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: دوشنبه 08 اسفند 90, 02:39
  4. راهنماییم کنید-خواستگارجدید
    توسط النا61 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 47
    آخرين نوشته: دوشنبه 21 اردیبهشت 88, 23:18
  5. +راهنماییم کنین دیگه واقعا خسته شدم
    توسط Sahar H در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 بهمن 87, 23:42

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.