سلام نازی
خوبی؟
حرفایی که میخام بهت بزنم رو 99درصد احتمال میدم بخونی و رد شی و گوش نکنی و منتظر باشی یه عده دیگه بیان بهت بگن وااای چه خونواده ی شوهر وحشتناکی!!! و بهت راه کار بدن تا ادبشون کنی و سرجاشون بنشونی... خودت هم همین تصمیم رو داری مگه نه؟
این ها دقیقا همون افکار چهار سال پیش منه...
افکاری آزار دهنده و البته بدون نتیجه...
خانومی که درگیر این افکار باشه براش خیلی سخته که بیاد توی مسیر درست زندگی...
شاید به اندازه ترک اعتیاد سخت باشه، واقعا هم به نظرم یکجور اعتیاده اینکه رفتار و گفتارآدمهای دیگه رو مدام برای خودمون مرور کنیم و عذاب بکشیم.... برای من که خیلی سخت بود... ولی بالاخره تونستم...
نازی جان ما نمیتونیم خانواده شوهرمون رو تغییر بدیم نمیتونیم ادبشون کنیم نمیتونیم مجبورشون کنیم مطابق میل ما رفتار کنند... اما میتونیم انقدر زن خوبی برای همسرمون باشیم و انقدر محبتمون رو توی دلش جا کنیم که رفتار و گفتار خانواده اش هیچ تاثیری توی زندگی ما نداشته باشه...
هر کسی یک سری اخلاق های بد داره و اگر طبق گفته ی شما اخلاق های بد خونواده ی شوهرت خیلی زیاد باشن مطمعن باش خودشون بیشتر از همه از اخلاق و رفتارهای نادرستشون صدمه میبینن...
از فکر ادب کردن و درست کردن رفتارهای اونا بیا بیرون...
تمرکزت رو بزار روی دانش خودت( تحصیلات- رفتن به سر کار- هنر یا هر چیزی که خودت دوست داری و آرزوته)
به پوست و مو و اندام خودت برس(ورزش و پیاده روی ، باشگاه و...)
وقتت رو صرف خودت و شوهرت و دوستات و خانواده ات بکن
هر زمان هم خانواده شوهرت رو دیدی رفتار معقولانه همراه با احترام داشته باش مثل یک آشنای دور و محترم...








علاقه مندی ها (Bookmarks)