به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 112

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اردیبهشت 98 [ 17:06]
    تاریخ عضویت
    1395-4-04
    نوشته ها
    92
    امتیاز
    3,969
    سطح
    40
    Points: 3,969, Level: 40
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    165

    تشکرشده 137 در 63 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    سلام.

    امیدوارم حال همگی خوب باشه.

    فکر کنم دوستانی که در جریان تاپیک قبلی من بوده اند، از کم و کیف قضیه خبر داشته باشن.

    دیروز معرف زنگ زد.
    میگفت پسر بالاتر رو قبول کرده و گفته ""میتونم یک سوم دارایی و هستیم رو به عنوان مهریه بدم ولی بعدش دیگه احساس تنهایی میکنم و حس میکنم اونجور که باید همراه و پشتیبانم نیست و هم رو درک نمیکنیم"

    من جوابی ندادم. ولی خب درک میکنم که میگه احساس تنهایی بهش دست میده.

    فقط پرسیدم خب چرا اینها رو به شما میگن ؟
    گفت :"خودم هم نمیدونم و بارها هم بهشون گفته ام به من ربطی نداره. ولی پی در پی با من تماس گرفته اند این چند روز. و من هم خیلی سرزنششون کرده ام بابت خساستی که در تعیین مهریه به خرج داده اند. ولی در کل حرفشون اینه که شما رو دوست دارند و لایق زندگی مشترک میدونن شما رو و نگات مثبت شما براشون ارزشمند بوده. ولی درخواستی از من برای اینکه با شما حرف بزنم نکرده اند و اونها هم الان خبر ندارن که من دارم با شما حرف میزنم"

    میگفت :" قسم میخورم و با زبان روزه دارم حرف میزنم"

    در کل معرف رو قبولش دارم و بهش اعتماد دارم.

    حالا من موندم اصلا چه حرفی بزنم؟ خب اگه نظر من و خانوادم رو میخوان چرا به خودمون زنگ نزدن؟

    از طرفی ودم تا دیروز حالم داغون بود. یعنی تا پریشب که فقط داشتم گریه میکردم و درد شدیدی توی قفسه سینم داشتم و غذا هم نمی تونستم بخورم. هم از عذاب وجدان. هم از اینکه چرا شانس من اینجوریه. هم وقتی میدیدم اصلا هیچ تماسی نگرفتن به خودم میگفتم دیدی؟ برای اینها هم ارزش نداشتی.

    و هم یه حس ناامیدی و گم بودن داشتم.

    ولی خب از دیروز که معرف زنگ زد و گفت اونها چند بار باهاش تماس گرفته ند، یهویی اون درد شدید توی قفسه سینم از بین رفته.

    از طرفی این چند روز خانوادم یه حرفایی زدن که قبلا نزده بودن.مثلا هی بهم میگن خوب شد که نشد، قیافش یه جوری بود، اهل کار نبود، قد و یه دنده بود، مریض بود، تکلیفش معلوم نبود و ..... یکم توی دلم رو خالی کرده این حرفاشون. نه از این نظر که خودم مثلا نمیدونستم که مریضه، از این نظر که یهو حس کرده ام برای خانوادم اعتبار نداشته و توی دلشون چی فکر میکرده اند.

    یه چیز دیگه هم هست. الان حس میکنم مثلا همون سی تایی که خودش با دلش و میل خودش میخواست بده، برام شیرین تر از مثلا صد تاییه که بدونم به زور چونه زدن من و خانوادم و معرف قبول کرده و دلش باهاش نباشه. یعنی اون صد تاريا، برام دلچسب نیست الان دیگه. حس فروشی بودن بهم دست داده. من قلبش رو میخواستم نه پولش رو.

    کاش خودش از اول، توی همون پیشنهاد اولش، اونقدر کم نگفته بود که کار به اینجاها بکشه.

    کلا توی دلم خالی شده نمیدونم چرا.

    نمیدونم هم به معرف چی بگم؟ من دیروز فقط حرفهاش رو گوش کردم. حرفی نزدم. فقط همون سوال رو ازش کردم. اونم در کل باز گفت که هیچ کس کامل نیست. اینها شاید یکم خسیس باشن ولی شما در برابر کسی که خسیسه، نباید ملاکتون رو مادیات قرار بدید و دستت بذارید روی فقط یه نقطه منفی اونها و منکر خوبیهاشون بشید. و اگر با شناختی که تا اینجا داشته اید ازشون اونها رو در کل مورد مناسبی می بینید، باز هم فکر کنید.

    سلام عزیزم من تاپیکهات رو خوندم و تا حدودی فکر میکنم در جریان هستم .

    درباره ی حرفهای خانوادت حساس نشو ، اونا به نظرشون مسئله تموم شده اومده و برای همین میخوان تو فکر نکنی وای چه چیزی از دست دادم و خودتو اذیت کنی . این کارو من خودم وقتی دوستام با کسی به هم میزنن یا رابطه ای رو تموم میکنن انجام میدم و اونقدر ویژگی های منفی طرف رو بولد میکنم تا خودشونو بابت از دست دادن اون فرد یا شانس اذیت نکنن . ( البته دروغ نمیگما همونطور که شما هم حرفای خونوادت واقعیته منتها یکم پررنگ تر) فکر نکن معنیش اینه از اول هم راضی نبون و فلان .

    + اون پسر خودش اشتباه کرده از اول بحث مهریه رو مطرح کرده و شما رو حساس کرده . اصلا تقصیر شما نبود ضمن اینکه تعداد موردنظرش کم بود

    پیشنهاد من اینه فعلا دست نگه دار فقط به معرفت بگو : برای من هم مادیات خیلی اهمیت نداره و منکر ویژگی های مثبت این اقا نیستم منتها ایشون از همون اول خودش بحث مهریه رو پیش کشید و باعث شد من نگران شم که چقدر دید مادی ایی به این ازدواج دارن ...یعنی یه جوری که حرفات جوابی چه + چه - توش نباشه ولی نشون بدی اینطور که اون اقا فکر کرده مادی نیستی .

    اینجوری معرفتون همونطور که حرفای اونا رو به شما منتقل کرد این حرفهای شما هم به اون اقا میگه تا ایشونم بفهمه شما مادی نیستی و خودش مهریه رو تو ذهن شما بزرگتر کرده ، همچنین اگه قصد مطرح کردن دوباره داشته باشن جراتشو پیدا میکنن .

    بعد از دادن توضیحاتم دیگه بیشتر از این خودتو درگیرشون نکن . ایشالا هرچی خیره پیش میاد

  2. 3 کاربر از پست مفید آوای بهشت تشکرکرده اند .

    Glut.tiny (سه شنبه 01 خرداد 97), Pooh (سه شنبه 01 خرداد 97), tavalode arezoo (سه شنبه 01 خرداد 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 86
    آخرين نوشته: شنبه 29 اردیبهشت 97, 00:23
  2. شرایط زندگی من و اومدن خواستگار..لطفا راهنماییم کنید من چطوربرخوردکنم
    توسط Kimiya.khanom در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 22 شهریور 96, 04:50
  3. دارم وابسته میشم...راهنماییم کنید
    توسط parasoo67 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: دوشنبه 08 اسفند 90, 02:39
  4. راهنماییم کنید-خواستگارجدید
    توسط النا61 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 47
    آخرين نوشته: دوشنبه 21 اردیبهشت 88, 23:18
  5. +راهنماییم کنین دیگه واقعا خسته شدم
    توسط Sahar H در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 بهمن 87, 23:42

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.