پنجره اتاق بازه و بوی بارون اتاق رو پر کرده.بارون شدیدی میاد صدای رعد و برق و این سردی دلچسب هوا. بهار خیلی زیباست.خدا زیبایی یک اپسیلون از بهشت رو در بهار به نمایش میذاره.
خب خب خب و اما بعد. سفری رفتم که بعد ازین سفر عجیب متحول شدم. نگاهم به زندگی و دغدغه هام عوض شد.
خوشحالم. تاثیری که این سفر روی من گذاشت هیچ مشاور و روانشناس و کتابی نذاشت.
و خوشحالم که منم مثل طبیعت در فصل بهار شکفتم.
من سالها داغدار عشقرفته ام بودم.کارم و زندگیم تعطیل شده بود.آرزوم رفتن سر مزارش شده بود و شبها شبها شبها فکر بهش.
الان کاملا آرام هستم و قلبی که پذیرای واقعیت شد.
پیش به سوی زندگی.پیش به سوی رویاهایی که این مدت ازم پر کشیده بودن.







رفته ام بودم.کارم و زندگیم تعطیل شده بود.آرزوم رفتن سر مزارش شده بود و شبها شبها شبها فکر بهش.

علاقه مندی ها (Bookmarks)