خیلی تاپیکتون روشن و صریح بود و برای من عجیب بود که کسی باشه که هنوز این چیزا براش غیرمعمول بیاد
بهرصورت برای خودمن و چندتا از دوستام این مسئله بعداز ازدواج بوده که بخاطر اشنا شدن و دونستن یکسری مسائل،موضوعاتی کنجکاوی انسان رو فعال میکنه و در مرحله مقایسه قرار میگیره...برای خود من عجیب بود و با همسرم هم مطرح کردم که انتظار داشتم بعد از ازدواج توجه من به دیگران کمرنگتر بشه ولی حس کنجکاویم رو فعال تر کرده بود که البته تا کنترل بشه و این حس جدید فرو بشینه چندماه طول کشید..اون موقع حسی که بمن کمک میکرد تا کنترلش بکنم از طریق قول دادن به همسر مهیا نشد!!! ایشون بزرگسال هستن و این انتظار هم خودتون رو خسته میکنه هم بنظر چون غیر عملی هست ایشون را سردرگم...برای من اول از این بعد شروع شد که بخاطر همسرم و تعهدم به اون نباید اینکار رو ادامه بدم ...بعد دیدم داره روشنی ضمیرم رو میگیره متوجه حساسیتش شدم(چون همسرم اصرار داشت فیلمهای با صحنه های رمانتیک نگاه کنیم و من بعد این موضوع همه فیلمه و اموزشهای روابط رو حذف کردم) و البته مدتی طول کشیدتا بفهم که اناتومی زنان فیلمهای هالیوودی با اناتومی معمول واقعی زنان جهان فاصله داره و مشکل از همسرم نیست که شکم شش تکه نداره! دست آخر اینکه فیلمها و تلویزیونها براساس قوه تحریک جنسی و تحریک خشونت برنامه میسازن و قوه کنجگاوی رو فعال میکنند تا جذب مخاطب کنند...
اما مطلب نهایی شما برای همسرتون در روابط عاشفانه از جون مایه میگذارین،ایا ایشون قلبا از همه چی راضیه یا چیزی هست که تعارف میکنه و شما گمان میکنید خواسته شون براورده شده!! امیدوارم مفید بوده باشه