سلام
دنیا جان اینها همه عوارض زودرنجی های همسرت و بدبینی هاشون
بعد هم اطلاع خانواده شما از مشکلاتتون ، و یکسری رفتارهای خودت هست .
**اما درست کردن این مشکل رفت و آمد با فامیل و خانواده با دلخوشی ، سخته ،
**وگرنه درست کردن رابطه زن و شوهری خودت و همسرت سخت نیست .
خانواده هر کسی خط قرمزش هست ، دوست نداره دلشون بشکنه یا بی احترامی ببینن ، حق داری .
اما همسرتون هم از ضعف اعتماد به نفس اذیت میشه هم از این بدبینی هاش ( چون بدبینی انسان ، به او حس ناامنی بده )
**اول باید قبول کنی که خانواده و فامیلت از همسرت توقع خوش و بش و رفت و آمد نداشته باشن و تو هم ازین موضوع اذیت نشی
خودت خانوادتو راضی نگه دار با حضور خودت و خوشحالیت و ابراز خرسندی
مثلا میتونی به خانوادت بگی اشتباه کردم مشکلاتمونو به شما گفتم از وقتی فهمیده شما میدونید ، حس خوبی نداره
( تحقیرش کردم غرورشو شکستم ، یا کلا چیزی که یعنی تو خودت خرابش کردی حالا باید درستش کنی )
اگه خانوادت هم با این دید نگاه کنن کمتر اذیت میشن
بعد باید این حساسیت رو کم کنی ،
الان اصلا جاش نیست بخواهی اصرار کنی ، چون بیشتر مقاومت میکنه .
رابطه دونفری تون رو درست کن
یعنی فقط 2قطب ( شما و همسرت )
بعدها که این حساسیتها کم شد یکم ثبات پیدا کرد رابطتون ،
میتونی برای مشکل خاص خودتون برید مشاوره ، مشاوره (شخص سوم) خودش بهش توضیح بده عوارض قطع ارتباط با خانواده چی هاست
مثلا به او هشدار بده در مورد افسردگی ، انزوا ، انفجار شما و.. .









علاقه مندی ها (Bookmarks)