بالاخره تونستم
خیلی لطف کردی مریم جان
بابت راهنمایی متشکرممممم
تشکرشده 2 در 2 پست
بالاخره تونستم
خیلی لطف کردی مریم جان
بابت راهنمایی متشکرممممم
maryam123 (سه شنبه 01 اسفند 96)
تشکرشده 10,025 در 2,339 پست
سلام دوستان عزیزم
جای همه شما خالی امشب دعوای مفصلی با همسرم کردیم !
دکترم گفته فعلا نیازی به شیمی درمانی نیست و همین باعث شده همسرم دوباره تقاضای بچه بکنه...احساس بدی دارم از اینکه حتی نمیتونم ساده ترین هدیه رو بهش بدم و پدرش کنم....من هنوز دارو مصرف میکنم...هنوز پلاکتام پایینه....همین دیشب خودش از خواب بیدارم کرد و گفت خون دماغ شدی...خودش دید چه ضعفی دارم .
حتی نتونستم تا دستشویی برم و خودش لگن اب و دستمال اورد توی رختخواب و صورتمو شست....
نمیدونم چرا دیگه منطقی نیست.درک میکنم تحت فشاره اما من چیکار باید بکنم...
از طرفی هم تک پسره با 5 تا خواهر.و امروز فهمیدم که از سمت اونام تحت فشاره..
وقتی نامزد بودیم بهم گفت بچه دوست داره منم خندیدم و گفتم هروقت شما بخواین من حرفی ندارم.
گفت یکی نمیخوام.3 تا میخوام.بازم خندیدم گفتم چشم.
حالا امشب یاد اون حرفا افتاده بود ... حق داره...من نتونستم زن خوبی براش باشم و اون پدر بشه..
احساس ضعف میکنم...خیلی گریه کردم امروز....باید چه کنم؟!
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
تشکرشده 84 در 37 پست
سلام مریم صبور و مهربان!
صبور باش مثل همیشه و اجازه بده دوره نقاهت بیماریت به پایان برسه وهمانطور که همه رو گذشت و صبر دعوت میکنی خودت صبور باش و باگلایه های همسرت مدارا کن تا شرایط جسمیت مساعدبشه و به امید خدا صاحب فرزندسالم و صالحی بشین.
تشکرشده 10,025 در 2,339 پست
سلام مستانه عزیزم
ممنونم که بهم سر زدی و برام نوشتی.یک دنیا لطف کردی.حق با شماست.حتما صبوری میکنم تا کمتر بشه این تنش ها
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
ویرایش توسط مسافر زمان : سه شنبه 01 اسفند 96 در ساعت 13:26
Amirhossein96 (سه شنبه 01 اسفند 96), mastanehh (سه شنبه 01 اسفند 96), Pooh (دوشنبه 24 اردیبهشت 97), William (سه شنبه 01 اسفند 96)
تشکرشده 84 در 37 پست
مریم صبورو مهربانم تمام اعضای این سایت قطعا انسانهای بزرگوار و خوبی هستن ولی من ارادت خاصی نسبت به شما و شیدای عزیز دارم و بادیدن اسم کاربریتون حس حضور یک خواهر مهربان و بزرگتر که با درایتشون دست اطرافیان رو میگیرین دارم.امیدوارم قلبتون سرشار از امید به خداوند باشه!
maryam123 (سه شنبه 01 اسفند 96)
تشکرشده 2 در 2 پست
مریم جان زیارت عاشورا به روش اقای حق شناس و بخون
سلام
مریم جون خواهر نازنین من عیدت مبارک
منتظرم بیای جوابمو در تبریک عید بگی خواهری
امام زمان (عج) پشت و پناهت
دوستت دارم![]()
تشکرشده 8,211 در 1,575 پست
سلام مریم عزیز
سال نو مبارک
در این سال براتون عافیت و تندرستی و ان شا الله مادر شدن را آرزو دارم.
اینکه همسرت ازت بچه خواسته به فال نیک بگیر.
چرا که با همه اوصافی که از بیماری و ضعفت داشتی شاید نشانه ها ی بهبودی در شما پر رنگ تر دیده شده.
که این جای بسی شکر دارد.
ما رو از احوالت بی خبر نگذار چرا که دعا خیر دوستان همیشه بدرقه راهت شود.![]()
ویرایش توسط بی نهایت : سه شنبه 07 فروردین 97 در ساعت 02:42

تشکرشده 2,882 در 761 پست
مریم جان کجایی ؟
چرا یک ماهه لاگین نشدی ؟
امیدوارم حالت خوب باشه ، خوب بشی ،
اگه درگیر درمانت بودی نتیجه بده ، هر چیه خیر باشه .
مریم واقعا نگرانتیم ، بیا بنویس .
ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست
ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !
maryam123 (شنبه 04 شهریور 02), mohamad.reza164 (شنبه 18 فروردین 97), Pooh (دوشنبه 24 اردیبهشت 97), tavalode arezoo (شنبه 18 فروردین 97), آنیتا123 (شنبه 18 فروردین 97), باغبان (یکشنبه 19 فروردین 97), زن ایرانی (شنبه 18 فروردین 97), صبا_2009 (شنبه 18 فروردین 97)
تشکرشده 1,509 در 535 پست
سلام مریم جان
منم هر وقت میام توی سایت منتظرم چیزی ازت ببینم. بیشتر از این منتظرمون نذار. یه خبر از خودت بده عزیزم![]()
maryam123 (شنبه 04 شهریور 02), mohamad.reza164 (شنبه 18 فروردین 97), Pooh (دوشنبه 24 اردیبهشت 97), tavalode arezoo (شنبه 18 فروردین 97), گیسو کمند (شنبه 18 فروردین 97), باغبان (یکشنبه 19 فروردین 97), صبا_2009 (شنبه 18 فروردین 97)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)