به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 80

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    خیلی ممنونم که انقدر دلسوزانه با بنده همفکری میکنید و مشورت میدین.
    خانم آرام سال نوی شما هم مبارک باشه. ممنونم از صحبت های خوبتون. بله یکی دو ماه دیگه شاید فرصت مناسب تری باشه برای رسیدگی به این پرونده. من این بار به دلیل نزدیکی به عروسی نتونستم مثل دفعات پیش با یک روش علمی جلو برم.


    خانم مستانه متاسفانه من رابطه خوبی با پدر و مادرش همین الانم ندارم. البته احترامشون رو از بعد عقد بیشتر دارم نگه میدارم ولی بخاطر سابقه بدی که قبل عقد برای خودم درست کردم پیششون و اینکه قبلا تهدیدشون کردم و یه سری مسائل دیگه این چندساله که من با خواستگارهای خانمم داشتم الان هرچی بگم بهشون میدونم فقط باهام در می افتن.


    خانم دلجو نظر شما کارشناسیه قطعا. من زیاد آدم سیاست مداری نیستم ولی سعی میکنم یاد بگیرم. اون لینکی که جملات عاشقانه و کارهای عاشقانه یاد میداد و به من معرفی کردین خیلی خوب و کمک کننده بود هنوزم دارم از توش تقلب میکنم. اینکه تظاهر کنم با این رابطه مشکلی ندارم رو هم درست میگین اگر از ابتدا میتونستم همچین تظاهری کنم حداقل در جریان مسائل قرار میگرفتم. متاسفانه از این سیاست ها بلد نبودم الان ولی الکی بهش گفتم مشکلی با اومدن دوستش ندارم. دارم یاد میگیرم.


    انقدر واریانس نظراتی که گرفتم در مورد این مسئله، زیاد بود که سردرگم شده بودم باید چی کار کنم. اولین بار بود که با فلوچارتم نتونستم بهترین راه حل رو پیدا کنم. دو روز با خودم درگیر بودم چی کار کنم که درست باشه. دیگه دیشب آخر شب زنگ زد بهم گفت ناراحته از دعوامون نصفه شب رفتم دنبالش آوردمش پیش خودم. فقط این صبر و فاصله دو روزه خیلی کمکم کرد که از اون حالت عصبانیتی که میخواستم بزنمش دربیام و البته صحبت های خوب شما که همگی توصیه کردین حرکتی از روی احساس عصبانیت نکنم خیلی کمکم کرد به خودم مسلط باشم. دستتون درد نکنه.
    من بهش گفتم که خوشم نمیاد اون خانم بیاد جشنمون ولی اگر تو برات خیلی مهمه و اینجوری خوشحال تری اشکالی نداره و منم دیگه مخالفتی نمیکنم چون کل این جشن و مراسم در اصل برای توا و بقیه بهانه هستن منم که نیاز به جشن عروسی ندارم بهش گفتم شادی اون برام اولویت داره و از هرچیزی مهمتره و اگه اینجوری شادتره پس اوکی. سعی کردم با وجود ناراحتی در مورد این مسئله، باهاش مهربون باشم یادمه ویس های دکتر حبشی رو که گوش میدادم میگفت رویدادها و مسائل مثل همین جشن ها و عروسی و حاشیه هاشون همیشه در ذهن خانمها موندگار میمونه و منم نمیخوام جریانات عروسی برای خانمم سال های بعدی یادآور هیچ خاطره تلخی بشه. این مدتم سعی کردم تمام تدارکات جشن به میل خانمم باشه هرچیزی خواست فراهم کردم و دلم نیومد دیگه این یه هفته مونده به عروسی بزنم خراب کنم اونم بخاطر یه آدمی که قبلا هم یه دور به رابطه م صدمه جدی زده. هرچند خودم تو اذیتم و الکی بهش گفتم اشکالی نداره و برام مهم نیست خیلیم برام مهمه اتفاقا.
    یکیم اینکه فکر کردم نمیتونم جلوی هرکی که دشمن یا حسوده رو بگیرم نیاد تو عروسی بهرحال یه عده ای میان که یا من ازشون خوشم نمیاد یا اونا از من یا جفتش. اینم یکی مثل بقیه اونا. راهش به نظرم اومد اینه لبخند بزنم و نشون بدم برام این آدما عددی نیستن.


    نمیدونم کار درست رو انجام دادم یا نه. خب فکر میکنم خانمم خوشحال شد دعوامون نشد دیگه اینا نتایج خوبه اگه میرفتم باهاش دعوا میکردم یا میزدمش خیلی بد میشد بخصوص در این برهه. حتی خودش بدون اینکه من بهش بگم قول داد دیگه بعد پاتختی با این دوستش رابطه نداشته باشه و گفت این بارم نمیتونسته برای عروسی دعوتش نکنه چون دوستای مشترکشونو دعوت کرده اینم باید میگفته. البته من نمیدونم این دفعه دیگه حرفشو باور کنم یا نه چون هربار که قولشو باور میکنم و میزنه زیرش نه که قلبمو بشکنه من قلبی به اون صورت ندارم که بخواد بشکنه فقط رو اصول حرکت میکنم ولی وقتی سر قولاش نمیمونه و از پشت بهم خنجر میزنه یه جوری میشم.


    ولی اومدم امشب نت دیدم یکی از خانمها لطف کردن برام یه پستی گذاشتن که من رو یکم عمیق تر به فکر برد که باید ناراحتیمو نشون میدادم و اینجوری که تو همه چی دارم کوتاه میام منو در آینده تبدیل میکنه به یه شوهر افسرده براش یا پرخاشگر که من همین الانشم پرخاشگرم. احساس افسردگی نمیکنم هنوز ولی احساس رضایت هم ندارم دیگه حس میکنم کرک و پری برام نذاشته و خلع سلاحم کرده نمیدونم همه مردها قبل عروسی اینجوری میشن یا من فاتحه م خونده ست دیگه هرکاری میخواد میکنه و من در نهایت فقط باید بیام اینجا راجع بهش حرف بزنم و اعصابمو آروم کنم که دستم بلند نشه و دوباره برم آماده ضربه بعدیش. زنم رو خیلی دوست دارم ولی این اون سبک زندگی ای نبود که اصلا یه درصد تصورشو میکردم.


    نمیدونم چی درسته اگه یه نرم افزار بود سوالاتتو میپرسیدی پاسخ علمی و قطعی بهت میداد خیلی خوب میشد. من نمیدونم حقیقتا باید خوشحال باشم و قدر این همه خوبی که همسرم داره رو بدونم یا از قسمت های بدی که تو رابطه مون هست و اینکه همش من یک طرفه باید تلاش کنم و کوتاه بیام ناراضی و معترض باشم. خب وقتی به گذشته م فکر میکنم که هیچ وقت نمیتونستم تصور کنم همچین دختری حتی با من حرف بزنه چه برسه راضی بشه زنم بشه و به من عشق و خانواده بده میگم باید قدرشناس باشی و حق شکایت نداری ولی وقتی یه سری از انتظاراتمو نگاه میکنم میگم مگه اینا چه سختی داشته که برآورده نشده یه جوری میشم. و اینکه مثلا اینجا میبینم زن های دیگه خیلی بساز هستن و با همه جور مردی کنار میان ولی زن من رو موندنش تضمینی نیست و من باید خیلی مراقب باشم از دستش ندم.
    ترسم از عروسی و زندگی مشترک حس میکنم ریخته دیگه احساس خاصی ندارم فقط یه جور خلا و کمبود حس میکنم که نمیدونم دقیقا چیه. امیدوارم تا هفته آینده این حس از بین بره
    فردا که دکترم میاد و میخوام برم دیگه آرام بخش بگیرم دیگه این دفعه استفاده کنم شاید بهش گفتم یه چیزیم برای پیشگیری از افسردگی بده.
    ممنونم از راهنمایی هاتون

  2. 4 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    paiize (یکشنبه 19 فروردین 97), فکور (شنبه 18 فروردین 97), آرام 10 (شنبه 18 فروردین 97), صبا_2009 (جمعه 17 فروردین 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. لطفا راهنماییم کنید
    توسط bita2 در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: پنجشنبه 31 مرداد 92, 12:17
  2. راهنماییم کنید لطفاً
    توسط roze siah در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 10 مرداد 92, 10:02
  3. می خوام ارشد حتما حتما قبول شم البته با این شرایط.... لطفا راهنماییم کنید
    توسط sami92 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 02 تیر 92, 12:07
  4. راهنماییم کنید همسرم را برگردونم
    توسط نازنین آریایی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 73
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 خرداد 92, 00:46
  5. آیا درانتخابم اشتباه کردم یانه؟(لطفا راهنماییم کنین)
    توسط هیلان در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 فروردین 90, 14:04

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.