نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
خانم ستیلا اگر اینطور که خودتون توضیح دادید باشه
اینکه شما خودتون به موبایلش نزدیک نمیشید ، با آرامش برخورد میکنید و از راه درد دل ایشون رو متوجه اشتباهشون میکنید ..

در این مرحله نیاز هست اقدام دیگری انجام بدید
اقدام پیشگیری کننده

1 - به همسرتون خیلی جدی و مطمئن بفرمایید به خاطر یکسری فشار عصبی و استرس نیاز به مشاوره دارید
( یعنی تو مشکل نداری ، من نیاز به مشاوره دارم بخاطر فشار عصبی زایمان)
میتونید بفرمایید این توصیه پزشکتون هست و ضروریه ،

بعدش مشاور خودش به ایشون میفهماند که این فشار عصبی از کجا میاد
و اینکه فردا ان شاالله نوزادتون به دنیا بیاد ، همسرتون باید بیشتر همراهی کنه و توجیه مسائل بعد از بارداری .

از مشاورتون بخواهید ابتدا یک رب خودتون تنها صحبت کنید .

2- مادر یا خواهر همسرتون قدرت بیان خوبی دارند ؟
کسی که بزرگتر و دلسوز باشه و برای همسرتون قابل احترام و از درد دل کردن شما پیش ایشون هم ناراحت نشن ،

با یه همچین شخصی تماس بگیرید بیان منزلتون بهتون سر بزنن ، بهشون بگید نیاز دارید درد دل کنید ،
درد دل ، و نه گلایه
ایشون بعدش باید به همسرتون توضیح بدن که اومدن خونتون شما رو ببینن ولی متوجه ناراحتی شما شدن و
خلاصه باهاشون صحبت کنند .

آرامشتون رو حفظ کنید چون خدارو شکر همسر خوبی دارید و این مسائل توی همه زندگی ها اتفاق میوافته عزیزم ،
ولی دست روی دست نگذارید .
با خودتون اینطور فکر کنید که دارید برای زندگیتون سرمایه گذاری ( پیشگیری ) میکنید و خد رو شکر هنوز اتفاق خاصی نیوافتاده ،
اما این پیشگیری خیلی مهمه .

موفق باشید .
دوست عزیز از شما ممنونم.بخاطر محدویت پست نتوستم پاسخ شما رو بدم.
دوست عزیز در مورد اینکه به مشاور یا به اعضای خانوادش بگم ،من چند روز پیش که واسه تعطیلات عید منزل پدرشوهرم بودم با خواهرش که خیلی باهم صمیمی هستیم صحبت کرده بودم و ایشون گفتن هروقت لازم دونستی تا باهشون صحبت کنم البته ایشونم گفتن محاله داداشون سمت کسی رفته باشه ولی خوب گفتن حتما باهاشون صحبت میکنم اما من بهشون گفتم نمیخوام موضوع رو باز کنه و فقط اینو بگه که ستیلا خیلی از لحاظ روحی و روانی عوض شده بود و تعطیلات خیلی بهم ریخته بوده .دوست ندارم شوهرم جلوی خواهرش کوچک بشه و از یه طرف بهتره شوهرم حریمش رعایت بشه .

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad.reza164 نمایش پست ها
سلام خانم

اگر واقعا تصمیم خودتون رو گرفتین که این مسئله رو مجددا بیان کنید، به چندتا نکته زیر توجه کنید بعد:

1- چرا بهشت زیر پای مادران هست؟ چون به خاطر بچه اشون از خودشون میگذرند. حالا ممکنه بهتر باشه شما هم بخاطر حفظ روحیه و غیره حساسیت خودتون رو کم کنید

2- اگر خواستید بگید پست مدیر رو دوباره بخونید

3- قانون پل طلایی رو در نظر بگیرید.

این قانون میگه اگر پل پشت سر دشمنت رو خراب کنی و فقط 10 نفر از اونها مقابل قرار بگیرند، قدرت اون ده نفر دو چندان میشه چون راه برگشتی دیگه ندارند، ولی اگر پل های پشت سرشون رو خراب نکنی، قدرت اون ده نفر کلی به واسطه روحیه شکست و نفرات انداک نقلیل پیدا میکنه و شما هم هیچ آسیبی نمیبنید.

4- از موضع بالغ درونتون باهاش صحبت کنید و هدفتون این باشه که این موضوع حل بشه. شما از همین الان موضع کودک و والد گرفتین و یکی از اهدافتون قهر کردنه.

پس:

خیلی منطقی باهاش صحبت کنید، یه جوری صحبت کنید که بیاد به سمتتون و حرف زدن براش راحت باشه. مثلا: اگر مشکلش کمبود جنسی هست، شما چندتا بحث تو این زمینه راه بندازید که فکر کنه چقدر امنیت داره با شما تو این زمینه صحبت کنه. و این مورد رو برای مسائل دیگه می تونید تسری بدین.

از احساساتون بگید.

نگذارید فکر کنه امنیت و حریم خصوصی اش به خطر افتاده

احساس امن بودن بهش بدین

از درصد بالای موفقییت گفتگو و مذاکره صحبت کنید.

پل پشت سرش رو خراب نکنید( این موضوع رو نمیتونم باز کنم، ولی با توجه به شناختی که رو همسرتون دارید به این مسئله و اینکه چه موضوعی پل پشت سرش رو خراب میکنه فکر کنید.)

موفق باشید
ممنون دوست مهربون.
من تا جایی که تنوستم با آرامش باهاشون حرف زدم بدون اینکه ایشون رو متهم کنم اما شوهرم اصلا دوست نداره من رمز گوشیشو بدونم.اینو از حرفاش متوجه شدم .منم واسش توضیح دادم که اینکه من رمز گوشیش رو بدونم واسه آرامش و از بین رفتن حساسیت من هست .
در مورد کمبود...من خیلی راحت و بدون رودربایستی باهشون حرف زدم و ازشون درخواست کردم توی این زمینه ها با من راحت باشه.البته ما خیلی توی این موضوع راحت بودیم و تنها بخاطر بارداری این کمبود متاسفانه بدلیل عدم مهارت من بوجود آومد که الان دارم سعی میکنم این کمبود رو جبران کنم