سلام.بعد از رفتن من فرداش پدرم رفت درمغازه ش باهاش حرف زد اما اون با گستاخی تمام به پدرم گفت کسیو نمیخام ک برام تعیین تکلیف کنه.حتی دو روز بعدش خودم رفتم باهاش صحبت کنم اما اون خیلی سرد و مغرور جوابمو داد.اصن مادرش و پدرش جادوش کردن.هیچ حرفی روش اثر نداشت.الانم بلاتکلیفم.نمیدونم چه کنم.اشتباهم این بود ک از اول رفتم تو خونه مشترک با مادرشوهر زندگی کردم خیلی ضربه خوردم ازاین ماجرا.نمیدونم درجلسه مشترک مشاوره ک چندروز دیگه داریم چی بگم و چه تصمیمی بگیرم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)