به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 80

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    ممنونم صبا خانم از راهکارهای همیشه عملی و خوبتون
    من بلد نیستم و عادتم ندارم ناراحتیمو به صورت دلخوری بهش نشون بدم. ناراحت میشم ازش فکر کنم متوجه هم نمیشه فکر میکنه فقط عصبانیم دیگه البته میگه ازم ناراحت نباش ولی منظورش اینه عصبانی نباشم چون پشتش مثلا میگه باهام مهربون باش یا از این حرفا. نمیتونم مثلا بهش بگم تو دوستم نداری چون این کارو کردی یا دلم شکست از کارت و...
    پیش خودم به این مسئله فکر میکنم که وقتی حرفمو گوش نمیده یا دروغ میگه یعنی زیاد دوستم نداره ولی به خودش نمیتونم اصلا اینجوری بگم. دقیقا ازش میپرسم چرا اینکارو کردی بعدم چون دلیل منطقی نمیاره یا دروغ میگه و میبینم میخواد منو بپیچونه عصبانی میشم.
    غیر از این که بگم دوستم نداری بقیه جمله هایی که گفتین رو فکر میکنم میتونم بهش بگم امشب بهش میگم اگه باز نگه گیر دادی ممنونم از پیشنهاد خوبتون.
    جریمه نوشتاری هم ولی اثر خودشو داره چیزی که مینویسی تو ضمیر ناخوداگاهت ثبت میشه ولی حرفای شما بهتره.
    چشم و ببخشید خالی هم درسته فایده ای نداره من دلمو به همین مقدار خوش میکنم به این امید که شاید متوجه شده باشه و بعد از این گوش کنه.
    اون هیچ وقت خودشو آدم بده نمیبینه همیشه من بدم چون من عصبانی میشم و دعوا میکنم اون آرومه. تازه وقتی گریه هم میکنه چون من بدتر قاطی میکنم هم گناه اون که اشکش دراومده کلا فراموش میشه هم به گناه من که گریه شو دراوردم و بی رحم بودم اضافه میشه.


    ممنونم شیدا خانم از لطف و توجه بسیاری که به بنده دارین
    نه من از راهنمایی های شما که تماما با قصد نیک هست که ناراحت نمیشم بعد چیزی نگفتین که از شما یا شخص خاصی ناراحت بشم داشتیم تبادل نظر میکردیم دیگه شما گفتین من شبیه ایکس و ایگرگ هستم منم گفتم به نظر خودم چندان شبیه نیستم امیدوارم شما ناراحت نشده باشین نظرتون رو رد کردم من ناراحت نشدم.

    این که میگم حالم گرفته شد بخاطر حال و شرایط خودمه نه اینکه چون دیگران منو اینجوری میبینن حالم گرفته بشه یا از کسی به خاطر نقدها حالم گرفته شده باشه. نقدها منطقی هستن و خیلی هم ممنونم که صادقانه نظرتون رو میگین. بعد یه میزان ناراحتی هم لازمه برام اگه منقلبم نکنه حرفا و فقط بیام بخونم برم که اثری نمیتونه داشته باشه باید یه تاثیری توی حال و افکارم بذاره که بتونم کاری هم پشتش انجام بدم. اینه که لطفا راحت نقد کنید. اجازه بدین واقعیت رو ببینم. البته فکر کنم ظرفیت این تاپیک منم تموم شده و دیگه نباید چیزی ببینم. تا من میخوام اینجا تازه به جاهای خوبی برسم بی نتیجه باید مبحث رو رها کنم برم. اینجوری هم نتیجه ای نداره از این شاخه به اون شاخه بپرم.
    از اینکه فکر کنم مرد بی منطق، زورگو یا قلدری هستم که به خانواده م صدمه میزنم ناراحت میشم از این حال خودم نه از کسی. نمیدونم چطوری توصیفش کنم براتون. با شوهر این خانم حنا زیاد هم حسی پیدا نکردم نتونستم خیلی درک کنم اون آقا و شرایط زندگیشون رو ولی خب یکم فکر کردم که اگه منم اینجوری باشم یا چندسال دیگه اینجوری بشم چی. بدتر از این مورد از پدرم که دیدمش از اینکه شبیه اون بشم خیلی میترسم. دقیقا همسن و سال الان من بود که انواع و اقسام بلاهارو سر مادرم می آورد از اینکه جا پای اون بذارم و برای خانواده م مضر باشم میترسم. و چیزی هم نیست که به سادگی بگی خب اونجوری نباش یه بخشیش انگار از کنترل من خارجه یا کنترلش خیلی سخته. من خیلی مواقع خودم متوجه نمیشم دارم اشتباه میرم و حرکتم اثر بدی داره برعکس فکر میکنم بهترین کارو دارم در اون لحظه انجام میدم. بعد اینکه فکر کنی این روش هایی که تو بهشون عادت داری و انگار به صورت پیش فرض روت نصب شده نه تنها خوب نیست که میتونه باعث افسردگی و ترسو شدن و ناراحتی عزیزانت بشه خیلی ناراحت کننده ست. به این فکر میکنم که اصلا من لیاقت دارم کنار زنم زندگی کنم؟ لیاقت دارم پدر بشم؟ میتونم خانواده داشته باشم و باهاشون رابطه نزدیک برقرار کنم یا به صلاحه که همینی که هستم رو بپذیرم و فاصله مو حفظ کنم؟ خب وقتی من روز که سر کارم شبم برم یه جای دیگه و بعد عروسی مثل دوران عقد زندگی کنم گاهی برم پیشش از خیلی درگیری ها میتونه پیشگیری بشه تا مثل این پنج روز تعطیلی عید که همش پیش هم بودیم و تازه من اعصابم خیلی آروم بود و سعی داشتم خوش بگذرونم و همه کاراشو مدام باید تذکر میدادم و دروغاشم رو اعصاب بود. ما حتی سر اینکه چرا با وجودی که من خونه چندبار بهش میگم برو دستشویی تو راه پیک نیک تازه یادش می افته هم نیم ساعت دعوا داریم.

    من فکر کردم منظورتون از تحقیر یه چیز دیگه ست. الان متوجه شدم. خانم من از کنترل و نصیحت ناراحت نمیشه چون اهمیت نمیده اصلا. یه حرفی رو ممکنه من هفت هشت بار تو یه روز بهش بزنم آخرم کار خودشو میکنه. منم چون میبینم خیلی سر به هواست هی بهش میگم وگرنه وقتی خودش حواسش باشه کاریش ندارم. ولی از سوال های من فکر کنم ناراحت میشه و فکر میکنم سین جیم میبینه.
    واقعا هم یه چیزهایی رو نمیفهمه با اینکه من براش با حوصله توضیح میدم. همون سه چهار سال پیش مثلا من بهش گفتم با پسرهای فامیلت روبوسی نکن من یه جوری میشم قبول کرد بعد دیدم دلم راضی نمیشه گفتم دیگه باهاشون دستم نده قبول کرد بعد عقد بهش گفتم از تو شبکه های اجتماعی حذفشون کن با دعوا و درگیری بالاخره راضی شد بعد گفتم دیگه بگو بخند هم باهاشون نکن یکم اوایل رعایت میکرد الان باز میبینم گاهی کار خودشو میکنه با اینکه بهش گفتم من عصبانی میشم و ممکنه بگیرم بزنمشون ولی رعایت نمیکنه.
    راجع به تنهایی سر ساختمون رفتن و کارهای دیگه شم من از اول که بهش نمیگم همینی که من میگم یا تو بچه ای. براش توضیح مفصل دادم که اونجا خطرناکه اینا کارگرن دور از خانواده ن قوین چند نفرن دیگه چطوری باید براش توضیح میدادم؟ گوش نداد ولی. کلا هم با اینکه ترسو و نازنازیه یکم از هیجان و کارهای خطرناک خوشش میاد. به عواقب کاراشم که اصلا یک ثانیه فکر نمیکنه چون همیشه دورش با دوست و فامیل شلوغ بوده و ازش مراقبت شده من هرچی هم براش توضیح بدم جامعه واقعا چطوریه متوجه نمیشه مجبورم خودم مراقب باشم. همونقدری که من چیزهای خیلی بد تو جامعه دیدم خانمم اصلا چیزی ندیده و به مردم تو خیابونم الکی لبخند میزنه. نمیدونم چطوری باید قانعش کنم وقتی هیچ تجسمی از خطرات حتی نداره.

    بحث احترام هم که اصلا اعتقادی بهش نداره. مثلا من بهش گفتم بی اجازه عروسی رفتنت بی احترامی به من بود حرفی که شما اینجا گفتین منتها گفت همین که مراعات کارتو کردم زنگ نزدم از کارت بیفتی احترام بوده! میگه من به بابام هم انقدر احترام نمیذارم که به تو میذارم. منم بهش گفتم همون بابات درست تربیتت نکرده اینجوری شدی.

    - - - Updated - - -


    تشکر دنیا خانم
    من عصبانی نشدم از شما هم خیلی ممنونم نظرتون منو به فکر برد
    شما حق دارین خب من رو که نمیشناسین. و درسته منم جنبه های خیلی تاریکی درونم هست و پتانسیل خیلی اعمال نادرستو دارم. این برای خودمم گاهی وحشت ایجاد میکنه چه برسه دیگران که از بیرون دارن میبینن.
    من نمیذارم خانمم تا اخلاق من درست نشده اعتماد به نفسش خراب بشه. البته یکم اعتماد به نفس کاذب هم داره.

    - - - Updated - - -


    ممنونم خانم احساس خب من چاره ای ندارم باید یه جوری مجبورش کنم پا به پای من راه بیاد و همون خطی که من میگم رو اجرا کنه. اهل مشاوره و خوندن مطالب آموزشی هم نیست چند دفعه براش مطلب پرینت گرفتم کتاب دادم دستش نمیخونه درست حسابی مجبورم تنهایی برم جلو. از مشاوره هم خوشش نمیاد و به منم میگه نمیخواد بری میگه پولشو بده به خودم میرم یه رژ لب جدید میخرم جفتمون خوشحال میشیم
    به این مسئله فکر کردم تاحالا که صبرم رو تموم کنه چی میشه اگه همکاری نکنه و طاقت من سر بیاد از خودش و مشاوره هم ناامید بشم برمیگردم به روش های اجدادی خودم احتمالا یه کاری که شوخیشو تو صندلی داغ گفتم میکنم ممکنه بی اجازه جایی رفتنشو ترک نکنه و از اصلاحش قطع امید کنم تو خونه هم زندانیش کنم ولی میدونم به هیچ عنوان ولش نمیکنم. اگه نتونم هم باهاش دائمی زندگی کنم خونه مو ازش جدا میکنم ولی نه خودم طلاقش میدم نه اجازه میدم خانواده ش هرگز طلاقشو بگیرن خودشم که در این حدها نیست.
    امیدوارم مشکل شما هم به زودی حل بشه و آرامش پیدا کنین.

    - - - Updated - - -

    تشکر آقا رضای عزیز
    درسته بی توجهی تنبیه خوبیه. بخصوص برای خانم من که براش خیلی مهمه تمام مدت کانون توجه باشه. طاقت اینکه من تو دعوا از اتاق برم بیرون رو هم نداره ترجیح میده بمونم داد و بیداد کنم تهدیدشم بکنم ولی ازش فاصله نگیرم رومو بکنم اونور ناراحت میشه. من خودم یکم تو سرد برخورد کردن کم طاقتم زود کوتاه میام وگرنه تنبیه مناسبیه. داد و بیداد و کتک برام آسون تره و درسته بعضیارو پوست کلفت میکنه قبلا بهش میگفتم میزنمت میترسید الان گاهی تو موقعیتی باشیم که احساس امنیت بکنه یا از پشت تلفن میگه اگه میتونی بیا بزن! ممکنه به مرور از نزدیک هم دیگه ترسی نداشته باشه. رو آدم های پررو کتک زیاد جواب نمیده رو برادرم مثلا جواب میداد ولی من خودمم پررو بودم بعد یه مدت ضد ضربه میشی و اصلا تو کل کل هم میفتی محکم تر بزن. باید هی شدتش بیشتر بشه که اونم نمیشه دیگه خطرناکه.
    سریال رو هم یه فصلشو تموم کردم ولی دیگه تعطیلاتم تموم شده گذاشتم فصل دوم رو تو ماه عسل ببینم.

  2. 2 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    paiize (سه شنبه 07 فروردین 97), صبا_2009 (دوشنبه 06 فروردین 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. لطفا راهنماییم کنید
    توسط bita2 در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: پنجشنبه 31 مرداد 92, 12:17
  2. راهنماییم کنید لطفاً
    توسط roze siah در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 10 مرداد 92, 10:02
  3. می خوام ارشد حتما حتما قبول شم البته با این شرایط.... لطفا راهنماییم کنید
    توسط sami92 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 02 تیر 92, 12:07
  4. راهنماییم کنید همسرم را برگردونم
    توسط نازنین آریایی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 73
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 خرداد 92, 00:46
  5. آیا درانتخابم اشتباه کردم یانه؟(لطفا راهنماییم کنین)
    توسط هیلان در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 فروردین 90, 14:04

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.