جناب آقای امید
ازتون ممنونم که با دقت نظر نوشته من رو خوندید و پاسخ نوشتید
و متشکرم بابت راهنمایی و محبتتون
متاسفانه همسرم به هیچ وجه حتی یک مشاوره ساده رو قبول نمی کنند
ایشون به من خرده میگیرند که مشاوره می رم ...اون هم زمانی که من واقعا از پا دراومده بودم ....و نیاز داشتم که کسی منو کمک کنه
بارها و بارها ازشون خواهش کردم که با من جلسات مشاوره رو بیان و هربار با سیلی از صحبت ها و کلمات بی منطق و لجبازی های کودکانه روبرو شدم
و در نهایت دست کشیدم
ولی با شما موافقم ....قطعا تمام این مسائل ریشه در مشکلاتی داره که با حضور فرد متخصص قابل حل خواهد بود
اما افسوس ...که این راهکار به دلیل عدم حضور ایشون برای من جواب کاملی نخواهد داشت
در این مدت مشاوره متوجه شدم که رفتارهای خودم چه قدر خام و نپخته و سرشار از اشکال بوده است
حتی در همین سایت هم دوستان عزیزم جملاتی برای من نوشتند که اگرچه تلخ بود ( چون نوک تیز پیکان اتهام رو به طرف خود من نشانه می رفت ) اما کاملا درست بود
جملاتی مثل این که من نقش مادر رو در منزل دارم ایفا می کنم و این نقش برای یک مرد در جایگاه همسر با گذر زمان قابل قبول نیست و راهنمایی های دیگه ای که من سعی کردم به دیده منت قبول کنم
من تلاشم رو کردم و الان هم دارم سعی میکنم از قالب قبلی بیرون بیام و تغییر ایجاد کنم ( و البته و صد البته که ممکنه خیلی کم موفق شده باشم چون طبیعتا تغییر و اصلاح صفاتی که از کودکی در من شکل گرفته مشکله )








علاقه مندی ها (Bookmarks)