به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 22

Threaded View

  1. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 مهر 00 [ 15:26]
    تاریخ عضویت
    1396-2-13
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    5,144
    سطح
    45
    Points: 5,144, Level: 45
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 76 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مستانه عزیز
    من آدم جسوری نیستم متاسفانه....و علاوه بر اون همه اش با خودم فکر میکنم شاید تموم شده ....شاید واقعا داره فراموشش میکنه...شاید منو دوست داره و هزاران شاید دیگه....و واقعا عبارت درستی به کار بردین : عذاب الیم ....بی نهایت افسرده و غمگینم ...دائم تو چشمم اشک جمع میشه و هیچ کاری هم از دستم بر نمی آد ...نه انقدر جسارت دارم که داد بزنم عصبانیتم رو بهشون نشون بدم عصیان کنم و بار نگرانیم رو کمتر کنم...و نه انقدر بزرگ منش هستم که بگذرم و فراموش کنم....معلق موندم ....مابین احساساتم و عقلانیتم ...همسرم این روزا سعی میکنه بهم محبت کنه...منو با القاب قشنگ صدا میکنه ...بهم در ظاهر محبت میکنه ...اما چرا من نمی تونم اینارو باور کنم؟ چرا؟ نمی تونم باور کنم....روز مادر اومد و رفت و ایشون حتی به من تبریک هم نگفت ...امسال برخلاف سال های قبل خیلی منتظر تبریک ایشون بودم ...اما حس کردم به عمد تبریک نمی گه....آیا تا این اندازه من زن و همسر بدی برای ایشون بودم؟ ...آیا حداقل من مادر فرزندش نیستم ؟؟؟ دخترم منو در آغوش گرفت و چند بار بوسید و بهم تبریک گفت به زور جلوی اشکهام رو گرفتم ...چه باید می کردم؟؟؟ دلم نمی خواد چنین چیزی در خونه باب بشه ....یعنی مثلا سال تحویل یا روز پدر من هم به ایشون تبریک نگم و هدیه ای ندم...نمی دونم....سرگردون و به هم ریخته هستم ...با کوچکترین حرفی گریه ام در میآد ...هفته قبل رفتیم برای تئاتر ...یکی از هنرپیشه های خانم معروف در تئاتر بازی میکرد...با دخترم منتظر شدیم که گریمشون رو پاک کنند و بیان بیرون چون دخترم ایشون رو خیلی دوست داره....وقتی اومدند بیرون دخترم باهاش عکس گرفت ...ایشون با شوخی و مهربانی جمله بسیار ساده ای گفتند ...درباره تئاتر و علاقه مردم ...من ناخودآگاه اشک تو چشمم جمع شد ...اگه دخترم نبود گریه می کردم ....اونجا حس کردم که چه قدر تشنه محبت هستم ...چه قدر دوست دارم که کسی من رو خیلی دوست داشته باشه ....به من بها بده ...چه قدر دلم تنگ شده برای روزهایی که مورد محبت و عشق بودم ...برای روزهایی که می تونستم از ته قلبم عشق بورزم...اما الان چی...انگار یه سد مابین من و همسرمه....انگار هردومون نقش بازی میکنیم...من برای دخترم نمی خوام جدا بشم ...و ایشون ؟؟؟ نمی دونم ایشون برای چی جدا نمی شند ...خیلی راحت می تونند از من جدا بشند و زندگی بهتری برای خودشون فراهم کنند....نمی دونم از چی می ترسن یا نگرانی دارند؟؟؟ سردرگم هستم ...
    ازتون ممنونم که تجربه خودتون رو گفتید ...لطف کنید و تجربه ای اگه دارید رو بیشتر برای من بنویسید ...بگید که من چه باید کنم؟ ایا کنجکاوی رو کنار بذارم و خودم رو به ندیدن بزنم ؟؟؟ آیا اعتماد کنم و اجازه بدم که این دوره بی ثباتی بگذره؟...آیا درباره نگرانی هام و ناراحتی هام بهشون بگم و ازشون کمک بخوام؟؟؟ (البته نمی دونم اگر باهاشون صحبت کنم به کجا ختم خواهد شد...چون ایشون کوچکترین تمایلی به صحبت درباره این موضوع ندارند و طوری برخورد می کنند که انگار این من هستم که خطا کردم نه خودشون )
    ویرایش توسط ماری22 : شنبه 26 اسفند 96 در ساعت 15:20

  2. 2 کاربر از پست مفید ماری22 تشکرکرده اند .

    میس بیوتی (جمعه 24 فروردین 97), دوران آرامش (جمعه 17 فروردین 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.