به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 09 فروردین 97 [ 01:24]
    تاریخ عضویت
    1394-6-01
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    2,127
    سطح
    27
    Points: 2,127, Level: 27
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام..تشکر میکنم از سحر خانم بابت راهنماییاشون..
    من لیسانس مهندسی مکانیک دارم و مهندس طراح پتروشیمی هستم.سربازی هم که رفتم.از نظر وضعیت مالی و اقتصادی خدارو شکر کمی و کاستی ندارم...هردوی ما همشهری هستیم و ساکن شمالیم.جفتمون از یک خانواده 4 نفره هستیم.منم تک پسرم.اما محل کارم جنوبه.خودشو خانوادشم با این موضوع مشکلی ندارن اما طبق گفته خودش مادرش با این قضیه مشکل خواهد داشت...ایشون هم ترم آخر کاردانیه..
    در مورد پارت اول شما:بله من هم با سن پایین موافق نیستم..معتقدم یک دختر اونم با این تیپ شخصیتی...باید بره تو اجتماع...سردو گرم بچشه...دستو پنجه نرم کنه..از اون پوسته ی خامی و بچگی رو بشکافه بیاد بیرون...روابط اجتماعی و ارتباطیش تقویت بشه...بعدش به فکر سرو سامون دادن خودش بشه..من خودم همه اینار میدونم..اما تنها دلیل اینکه دارم زود اقدام میکنم اینه که میخوام مرغ از قفس نپره.به نوعی از بابت اون مطمئن نیستم...وگرنه بیخیال میشدم میرفتم 3 سال دیگه میومدم..هم اون خودشو بشناسه و پیدا کنه هم من بتونم بیشتر خودمو بسازم.
    در مورد پارت دوم:علت مشکلش نه بیماریه...نه کسی تو زندگیش بوده و هست...نه خانوادش بهش فشار میارن که درس بخونه یا ازدواج کنه.همه چی دست خودشه...اما تو ازدواج کردنش..مادرش همیشه مخالف بوده..نمیدونم چرا..خودشم نمیدونه(یا میدونه و نمیخواد بمن بگه)هرچی خواستم ازش که بگه جریان چیه نگفت..گفت موضوع شخصیه و ذر مورد کسی یا شخص خاصی نیست.مشکل خودمه..حالا اون چیه الله و اعلم.
    در مورد پارت سوم:من فکر کنم بله اصولا شخصیتش با جنس مخالف همینه.. در مورد اینکه فرمودین دوست دارین همسرتون شاد، عاشق و پر احساس باشه درسته من کاملا میخوام طرف مقابلم مثل من باشه یا حداقل 80 درصد مثل من...بارها گفتم برو در زمینه ی همسرداری...مسائل زناشویی و اینجور چیزا مطالعه کن..تحقیق کن پژوهش کن..خودتو تقویت کن معایبتو برطرف کن...میگه آخه مگه باید چیکار کنم کجا برم چطوری برطرف کنم..در این حدم نمیدونه.میگه یکی از معیارهام اینه که فقط طرف مقابلم عاشقم باشه همه چی حله همه مشکلات حل میشه...میگن نه اینطور نیست...عشق به تنهایی کافی نیست..میگه نه برای من هست.البته خودشم ناراحته که چرا مثل من نیست و خیلی دوست داره تغییر کنه...گفت کمکم کن بهتر بشم...کسی کمکم نکرد باهام نبوده.برا همین اینطوری هستم...حرف شما درسته کسی با ازدواج تغییر نکرده...اما دیدم کسانی که ازدواج کردنو مکمل هم شدن و معایب همو برطرف کردن..اصولا فلسفه ارواج یعنی همین...تکامل همدیگه...اما خوب.نمیشه به این قضیه دل بست و ریسک کرد.
    در آخر مخلص کلام اینکه فعلا به هم فرصت دادیم(در باطن من بهش فرصت دادم)که روی خودمون کار کنیم..حالا زمان بگذره ببینم چیکار میکنه...گوی و میدون رو بهش دادم...هرچند تمام این معایبش برمیگرده به بچگیش.
    صمیمانه تشکر میکنم از دوستان عزیز

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1396-11-02
    نوشته ها
    627
    امتیاز
    9,101
    سطح
    64
    Points: 9,101, Level: 64
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 249
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocial3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    199

    تشکرشده 1,077 در 458 پست

    Rep Power
    124
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط pouyaes نمایش پست ها
    سلام..تشکر میکنم از سحر خانم بابت راهنماییاشون..
    من لیسانس مهندسی مکانیک دارم و مهندس طراح پتروشیمی هستم.سربازی هم که رفتم.از نظر وضعیت مالی و اقتصادی خدارو شکر کمی و کاستی ندارم...هردوی ما همشهری هستیم و ساکن شمالیم.جفتمون از یک خانواده 4 نفره هستیم.منم تک پسرم.اما محل کارم جنوبه.خودشو خانوادشم با این موضوع مشکلی ندارن اما طبق گفته خودش مادرش با این قضیه مشکل خواهد داشت...ایشون هم ترم آخر کاردانیه..
    در مورد پارت اول شما:بله من هم با سن پایین موافق نیستم..معتقدم یک دختر اونم با این تیپ شخصیتی...باید بره تو اجتماع...سردو گرم بچشه...دستو پنجه نرم کنه..از اون پوسته ی خامی و بچگی رو بشکافه بیاد بیرون...روابط اجتماعی و ارتباطیش تقویت بشه...بعدش به فکر سرو سامون دادن خودش بشه..من خودم همه اینار میدونم..اما تنها دلیل اینکه دارم زود اقدام میکنم اینه که میخوام مرغ از قفس نپره.به نوعی از بابت اون مطمئن نیستم...وگرنه بیخیال میشدم میرفتم 3 سال دیگه میومدم..هم اون خودشو بشناسه و پیدا کنه هم من بتونم بیشتر خودمو بسازم.
    در مورد پارت دوم:علت مشکلش نه بیماریه...نه کسی تو زندگیش بوده و هست...نه خانوادش بهش فشار میارن که درس بخونه یا ازدواج کنه.همه چی دست خودشه...اما تو ازدواج کردنش..مادرش همیشه مخالف بوده..نمیدونم چرا..خودشم نمیدونه(یا میدونه و نمیخواد بمن بگه)هرچی خواستم ازش که بگه جریان چیه نگفت..گفت موضوع شخصیه و ذر مورد کسی یا شخص خاصی نیست.مشکل خودمه..حالا اون چیه الله و اعلم.
    در مورد پارت سوم:من فکر کنم بله اصولا شخصیتش با جنس مخالف همینه.. در مورد اینکه فرمودین دوست دارین همسرتون شاد، عاشق و پر احساس باشه درسته من کاملا میخوام طرف مقابلم مثل من باشه یا حداقل 80 درصد مثل من...بارها گفتم برو در زمینه ی همسرداری...مسائل زناشویی و اینجور چیزا مطالعه کن..تحقیق کن پژوهش کن..خودتو تقویت کن معایبتو برطرف کن...میگه آخه مگه باید چیکار کنم کجا برم چطوری برطرف کنم..در این حدم نمیدونه.میگه یکی از معیارهام اینه که فقط طرف مقابلم عاشقم باشه همه چی حله همه مشکلات حل میشه...میگن نه اینطور نیست...عشق به تنهایی کافی نیست..میگه نه برای من هست.البته خودشم ناراحته که چرا مثل من نیست و خیلی دوست داره تغییر کنه...گفت کمکم کن بهتر بشم...کسی کمکم نکرد باهام نبوده.برا همین اینطوری هستم...حرف شما درسته کسی با ازدواج تغییر نکرده...اما دیدم کسانی که ازدواج کردنو مکمل هم شدن و معایب همو برطرف کردن..اصولا فلسفه ارواج یعنی همین...تکامل همدیگه...اما خوب.نمیشه به این قضیه دل بست و ریسک کرد.
    در آخر مخلص کلام اینکه فعلا به هم فرصت دادیم(در باطن من بهش فرصت دادم)که روی خودمون کار کنیم..حالا زمان بگذره ببینم چیکار میکنه...گوی و میدون رو بهش دادم...هرچند تمام این معایبش برمیگرده به بچگیش.
    صمیمانه تشکر میکنم از دوستان عزیز
    سلام خدمت شما، خواهش میکنم
    فرمودین مرغ از قفس نپره. ببینین ازدواج یکسری شرایط میخواد شاید از هر چند ده دختر در سن پایین چند نفر آمادگی پذیرشش رو داشته باشن.
    فرد باید بلحاظ روانی آمادگی ورود به رابطه ی عاطفی رو داشته باشه.
    همونطور که عرض کردین و ایشون مطرح کردن گفتن (یکیو میخوام که عاشقم باشه) و این اصلا کافی نیست. چون حتی واقف به نیازهای خودش هم نیست‌!
    اینجاست که بلوغ فکری و آمادگی ازدواج پر رنگ تر میشه و ما میبینیم طرف مقابل بدون درخواست، بدون فکر .. میخواد خودشو در یک رابطه رها کنه و همین عشق هم معنیشو درست نمیدونه و شک نکنین متأثر از فیلم ها و کلیپ های عاشقانه، صحبت های گروه دوستان و ... برای خودش در ذهن چیزی رو بعنوان عشق ترسیم کرده.
    یک دنیای رویایی که شما همیشه بغل دستش نشستی و بهش گل میدی و اون لبخند و میزنه و ...
    در حالی که زندگی واقعی چیزی دیگری هست و یک آدم باید آمادگیشو داشته باشه.
    بله ایشون چیزی نمیدونه چون هنوز آنقدر بزرگ نشده که درباره خواسته ها و نیازها و اهداف خودش فکر کنه و به جمع بندی برسه.
    زندگی مشترک یعنی مسایل اقتصادی‌ فرهنگی، خانوادگی، همسر داری، بچه داری، واقف بودن به یکسری نیازهای فردی.. .، فقط عشق خالی نیست . چه بسا همین عشقم در طول زمان دستخوش نوسان خواهد شد.
    بله انسانها مکمل همدیگر هستن اما بشرطی که نصف راه رو رفته باشن یا اراده ی تغییر داشته باشن.
    مثلا من بلدم غذا درست کنم اما توی خونه خودمون دست بکاری نمیسزنم. بعدا ازدواج میکنم و با کمک همسرم وتشویق ایشان و قرار گرفتن در نقش جدید اینکار رو انجام میدم. ما عیب ها رو شناسایی میکنیم و تا حدودی اونها رو رفع میکنیم.
    اما برخی چیزها وجود دارن که اولا مستلزم گذشت زمان هستن و در ثانی رشد فکری طرف مقابل.
    بنظرم فرصت بدین و رشد کنین. رابطه ی دوستی یی تعهد یعنی راه رفتن روی لبه تیغ. این روابط یعد از مدتی به جدایی کشیده میشه و متاسفانه خیلی ها ضربه میخورن. از نظر روانی تا مالی و حیثیتی.
    هر عملی زمان و اسباب خودش رو میطلبه.
    الان توی این دوره ما یه خانم سی ساله رو میبینیم که زندگی کردن رو بلد نیست چطور میتونیم از یک دختر بیست ساله توقع داشته باشیم؟ در حالی که خودش به ناتوانی و ناآگاهی خودش اذعان داره.

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

    قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ

    مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ

    وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ

    وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ

    وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَد




 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.