به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 18 از 32 نخستنخست ... 8910111213141516171819202122232425262728 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 314
  1. #171
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    سلام به همگی

    جناب امیر خان امیدوارم حالتون حوب باشه

    می خوام خواهش کنم تصور کنید وکیل هستید.....وکیل پدری شدید که

    به خاطر سبک زندگی پدر و پدرانش رفتارهای ناهنجاری داشت و ناخوداگاه همین رفتار رو برای پسرش هم به ارث گذاشته بود

    و پسر به خاطر این سبک زندگی خیلی تلخی ها رو تجربه کرده بود.....تا رسید به جایی که پسر به خودش اومد و خواست تغییر کنه و مثل پدرش نباشه اما

    خیلی سخت بود و از طرفی اون تلخی ها هنوز به کامش بود....و حالا شاکی بود....

    با نبوغ و منطق و قدرت تحلیلی که دارید وکالت این پدر به شما سپرده شده.......این پدر به شما پناه اورده.....

    می خواد پسرش درکش کنه ....اون پسرش رو دوست داره ولی توی کلام حریف پسر نمیشه

    پسر رو متقاعد کنید....... از پدر دفاع کنید.....

    ببینیم چه میکنید

    متشکرم و برای شما و همسر محترمتون ارزوی زندگی شادی رو دارم

  2. 6 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    Amir A (یکشنبه 20 اسفند 96), miss seven (شنبه 19 اسفند 96), sia518 (شنبه 19 اسفند 96), tavalode arezoo (شنبه 19 اسفند 96), گیسو کمند (شنبه 19 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96)

  3. #172
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آذر 98 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1394-1-24
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    26,356
    سطح
    97
    Points: 26,356, Level: 97
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 994
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    OverdriveRecommendation Second ClassTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,761

    تشکرشده 2,595 در 691 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    217
    Array
    سلام،

    ممنون امیر عزیز بایت پاسخت، فکر کنم از خانم صبا الگو برداری کردی، فرصت تموم شده و نمیتونم سوال های بعدی رو بپرسم.

    سوال های باقی مانده رو جواب بدی هنر کردی.

    کلا تو کار سوخت و سوز و سیاه و کبود کردنی گویا. جالب شد برم تاپیکاتو بخونم.

    علی الحساب صندلی تو نسوزون که نفر بعدی لازمش داره


  4. 5 کاربر از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده اند .

    Amir A (یکشنبه 20 اسفند 96), miss seven (شنبه 19 اسفند 96), sia518 (شنبه 19 اسفند 96), گیسو کمند (شنبه 19 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96)

  5. #173
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 15 شهریور 98 [ 16:46]
    تاریخ عضویت
    1395-9-10
    نوشته ها
    185
    امتیاز
    5,275
    سطح
    46
    Points: 5,275, Level: 46
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    361

    تشکرشده 311 در 123 پست

    Rep Power
    43
    Array
    سلام آقا امير
    حالت خوبه ؟
    ببخشيد يكم دير آمدم دستم بند ي كار وقت گير شد كه هنوز نتيجه نگرفتم ازش ....
    من مجري صندلي شما هستم از آنجايي كه من خيلي آرام و..... هستم اگه موافق باشي درجه حرارت صندليت بالا نبرم چون احتمالا صندلي thermal fault بده يا over temperature بده و كلا صندلي معيوب بشه....
    خوب بريم سر اصل مطلب....
    1- برنامه روزانه ات از صبح تا شب موقع خواب چي هست؟چند بار در طول روز به همسرت pm ميدي؟
    2-خواننده مورد علاقه ت كيه ؟تا حالا كنسرتش رفتي ؟
    3- فرض كن ميخاي كارت كه خيلي براش زحمت كشيدي را توسعه بدي و براي توسعه كسب و كار تو بازار امروز كه ريسكش بالاست نياز به مقدار زيادي سرمايه داري و ..... به علت لجبازي و... حاضر نيستي از كسي كمك مالي بگيري و از طرفي به خودت قول دادي سمت وام و نزول و... نري براي تامين سرمايه چي كار ميكني؟
    4-به نظرت شريك تجاري خوبه؟ اگه نظرت مثبت هست شريك بايد چه ويژگي هايي داشته باشه؟
    5- تا حالا تو معامله سر طرف كلاه گذاشتي؟ چه حسي داشتي؟ تا الان سرت كلاه گذاشتن ؟ چه حسي داشتي؟ اگه امكان داره كامل توضح بده.
    6- ماشين چي داري؟ ازش راضي هستي؟ اگه ماشينت اذيتت كرد عوضش ميكني يا تعمير؟
    7- علت اينكه كردها اكثرا سيبيلي هستن چيه ؟ فلسفه خواستي داره ؟
    8- ي سوال خودت از خودت بپرس و جواب بده!!!!!!
    9-رشته تحصيليتون و شغلتون چقدر با هم مرتبط هست؟از شغلت راضي هستي؟
    10- تا حالا حقوق كارمندهات عقب افتاده ؟ چه عكس العملي داشتن؟
    با تشكر از زماني كه اختصاص دادي

  6. 4 کاربر از پست مفید sia518 تشکرکرده اند .

    Amir A (یکشنبه 20 اسفند 96), miss seven (شنبه 19 اسفند 96), گیسو کمند (شنبه 19 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96)

  7. #174
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها
    سلام آقای Amir A وقتتون بخیر. امیدوارم همه چیز خوب باشه و سلامت و خوشحال باشید.
    سلام مریم خانم. بنده هم امیدوارم شما شاد و سلامت باشید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها
    1- اگه می گفتن این امکانو دارید که سنتون رو تغییر بدید، دوست داشتید الآن چه سنی بودید؟ و چرا؟
    دوست که نداشتم ولی لازم بود برگردم به ده سالگی. گلوی پدرمو تو خواب میبریدم بعد اینکه جون دادنشو با لذت تماشا کردم با مادرم میرفتم شهر زادگاهم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها
    2-اگه بر می گشتید به دوران تحصیل و مدرسه، بازم همین روند رو طی می کردید و بازم همین رشته ی دانشگاهی رو انتخاب می کردید و می خونید؟ یا رشته ی دیگه ای؟
    اگه شرایط همون شرایط قبل بود منم باز همون مسیرو باید طی میکردم دیگه چاره ای نبود.
    رشته مو واقعا دوست دارم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها
    3- اگه امکان مهاجرت به خارج از کشور براتون فراهم بشه (با شرایط نسبی خوب)، رفتن رو ترجیح می دید یا موندن؟ و اگه رفتن رو ترجیح می دید، اگه انتخاب کشور هم با خودتون بود، کجا می رفتید؟

    اگه بتونم خانمم رو از خانواده و دوستاش جدا کنم و شرایط خوبی هم برام باشه چرا که نه. رفتن رو ترجیح میدم.
    میرفتم آمریکا قطعا. احتمالا کالیفرنیا. هم یکی از دوستام اونجاست برای شروع تنها نبودم هم اقیانوس داره هم به بهشت رویایی من لاس وگاس چسبیده :)


    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها
    4- حاضر بودید 30 درصد زیبایی و جذابیت خانمتون کمتر بود ولی اخلاقش کاملاً مطابق میل شما بود؟
    شما بگو حتی یک درصد! نه اصلا. به زحمت من همچین جواهری بدست آوردم. اخلاقشو بالاخره درست میکنم نهایتش همون کمربنده دیگه. (شوخی میکنم)

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها
    5- دوست دارید در آینده چند فرزند داشته باشید؟ چند دختر و چند پسر؟
    سه چهار تا پسر.
    دخترها دوست داشتنی هستن ولی من واقعا فکر نمیکنم بتونم دختر بزرگ کنم و اصلا بتونم ورژن کوچیک شده زنمو تحمل کنم. نه که نخوام فکر نمیکنم از پسش بربیام. همون زنمو بتونم بزرگ کنم هنر کردم.
    دوتا از اینا زیاده دیگه دیوونه میشم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها
    6-دوست دارید چه اسم هایی برای بچه هاتون بذارید؟ اگه تاحالا بهش فکر نکردید، الان فکر کنید بهمون بگید.
    سیوان، سیروان، ساوان، سوران
    البته با وجود خانواده خانمم بعیده اسم بچه هامو بتونم کوردی بذارم اسم کوردی خودمم بخاطرشون عوض کردم مگه اینکه تا اون موقع دیگه رومون تو روی هم باز بشه و بتونم بهشون بگم تو زندگی من فضولی نکنید یا تا اون موقع بالاخره با چرخ گوشت چرخشون کرده باشم از دستشون راحت بشم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها
    7-بیشتر می پسندید که پدر با جذبه و مقتدر و با ابهت باشید برای بچه هاتون، یا اینکه فِرِندلی و خیلی صمیمی باشید باهاشون؟ که مثلاً باهم بشینید ایکس باکس بازی کنید،

    فوتبال ببینید، با پسرتون برید دوچرخه سواری، بدمینتون، استخر و ... - با دخترتون برید خرید، سلفی بگیرید، برید سینما و ... ؟
    جفتش باید با هم باشه. هرچیزی جای خودشو داره. جذبه و سخت گیری جای خودش صمیمیت و بازی هم جای خودش. البته تجربه بهم نشون داده وقتی خیلی سخت گیری میکنی موقع نوازشم فکر میکنن قراره کتک بخورن میترسن. ترس زیادم خوب نیست. احتمالا سعی میکنم درجه سخت گیریمو در آینده برای بچه هام خیلی کمتر کنم که بتونن رابطه صمیمانه باهام داشته باشن. همونطور که الان دارم برای خانمم سعی میکنم.
    از فکر دختر داشتن در دو سوال قبلی هنوز موهای تنم سیخه بعد میگید تفریح با یک دختربچه!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها
    8-از نظر شما مجردی بهتره یا متاهلی؟
    تاهل خیلی خیلی بهتره زندگی بدون عشق اصلا معنی نداره دیگه وقتی تاهل رو چشیده باشی فقط به شرطی که از زندگی با ملحقات جنس مخالفت نترسی و حضورتم برای طرف مقابلت مایه مسرت و خوشحالی باشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها
    9- غذا یا غذاهای مورد علاقه شما چیه؟ به آشپزی علاقه دارید؟
    من همه چی خوارم به طرز وحشتناکی همیشه گشنه م. کباب و استیک و باقالی پلو با ماهیچه و دل و جگر و کله پاچه هم خیلی دوست دارم.
    آشپزیم خوبه ولی دیگه از وقتی برادرم بزرگ شده چندساله فقط وقتی حوصله داشته باشم آشپزی میکنم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها
    10- به نظر شما این خوبه که آقایون در کارهای خونه به خانمشون کمک کنن و مثلاً گاهی وقتا ظرفا رو بشورن، آشپزی کنن، سبزی پاک کنن و ... . یا اینکه کارهای خونه کاملاً وظیفه خانمه؟
    بله کمک کردن که خوب و لازمه ولی سوال اینجاست

    مگه زن های این دوره زمونه هم کار خونه انجام میدن؟؟

    قراره حمام دستشویی رو که من بشورم. ظرف هم که ماشین ظرف شویی میشوره سبزی هم که پاک شده ش هست. یدونه آشپزی رو وظیفه داره انجام بده دیگه. اونم چون من آشپزی بلدم اگه نندازه گردن خودم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها
    11- دوست دارید عوامل اجرایی باشید و کارهاتون بیشتر به چشم بیاد یا اینکه دوست دارید جزءِ دست های پشت پرده باشید؟
    عوامل اجرایی و کاملا وسط کار باشم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها

    12- برای استاتوس پروفایل واتساپتون چی نوشتید؟
    من از واتساپ فقط برای تماس صوتی و تصویری استفاده میکنم. اهل استاتوس گذاشتنم کلا نیستم. آدم بی مزه و یخیم از این جهات.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها
    13- به نظرتون نقطه عطف زندگی شما کِی و چه زمانی خواهد بود؟
    شاید ده سال دیگه وقتی زنم به قدر کافی بزرگ و عاقل شده باشه خودم به قدر کافی مهارت ارتباط صحیح با زنم رو پیدا کرده باشم و استاد شده باشم همسر و بچه هام ازم راضی باشن و احساس خوشبختی کنن. پولمم از پارو بالا بره.
    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam988 نمایش پست ها
    با آرزوی بهترین ها
    ممنونم از سوالات شیرینتون.
    ویرایش توسط Amir A : شنبه 19 اسفند 96 در ساعت 03:41

  8. 3 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    miss seven (شنبه 19 اسفند 96), گیسو کمند (شنبه 19 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96)

  9. #175
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آذر 97 [ 13:03]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    5,540
    سطح
    47
    Points: 5,540, Level: 47
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    38

    تشکرشده 92 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به آقای امیر و بقیه دوستان
    نمیدونم امکانش هست منم سوال بپرسم یا نه اما با اجازه مدیر و بقیه دوستان یه سوال از آقای امیر دارم میپرسم اگه اجازه ندارم یا طبق شرایط خاص میتونم سوال بپرسم یا قوانینی هست که من بی اطلاعم مدیر عزیز پستمو حذف کنن.
    اما سوال من: آقای امیر اینجوری که از پستا و تاپیکاتون متوجه شدم معیار اصلیتون واسه انتخاب خانمتون زیباییش بود شمایی که بخاطر یه دختر زیبا اسمتون و حتی مذهبتون رو عوض کردیدو حتی حاضر نیستین زیبایی کمتری داشت ولی اخلاقش اون چیزی بود که میخواستین، چرا یه دختر کرد هم فرهنگ خودتون نگرفتین درحالی که واقعا دخترای کرد به زیبایی معروفن اونم با حدسی که من میزنم دخترای منطقه شما!؟
    البته جسارت نشه سوال من اصلا فضولی نیس یا خدای نکرده بگم کارتون غلطه ولی خیلی برام جالبه شما دخترای هم فرهنگ خودتون زیباییشون زبانزده اینهمه سختی بخاطر زیبایی؟
    پیشاپیش ممنون از اینکه وقت میذارین و پاسخ میدین

  10. 4 کاربر از پست مفید arah تشکرکرده اند .

    Amir A (یکشنبه 20 اسفند 96), miss seven (شنبه 19 اسفند 96), گیسو کمند (شنبه 19 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96)

  11. #176
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    آقای امیر خان ، چون در این فصل ، شما نفر آخر هستید ، و روز اول شما عملا سوخت شد ، امروز هم فرصت دارید .

    از همه دوستانه به چالش بکش ، صمیمانه ممنونم ، اوقات خوشی رو در اینجا گذروندیم



    1 - از شما خواسته شد ، وصیت نامه بنویسید ؟
    پاسخ دادید : "زنم رو بسوزونید "


    الف : مگر در شهر هرت زندگی میکنیم؟ شدنی است ؟
    ب - انشالله خدا به شما و همسرتون عمر با عزت بدهد
    خوب .. فرض بفرمایید سوزاندیم ، که چی ؟
    شما که دیگه در قید حیات نیستید .



    2 - از شما در مورد صرفه جویی و جای آن در زندگیتون سوال شد :
    پاسخ : " بیشتر به بریز و بپاش علاقه دارم. زمانی که وضعم خوب نبود خب ناچارا صرفه جویی هم میکردم ممکن بود خودم دو سه روزم غذا نخورم "


    با توجه به شرایط سخت خودتون و قناعتهایی که داشتید تجربه هاتون ،
    شما شرایط قناعت رو داشتید و گاهی هم میتونستید با قناعت ،هزینه موضوع واجب تر رو پس انداز کنید و البته گاهی هم همچنان ناکام میموندید .


    کلا عجیبه با اون گذشته صرفه جویی براتون جایی نداره ؟ تهه بریز و بپاش هاتون میتونه کمک باشه برای کسی ؟



    3 - از شما خواسته شد یک دختر ناامید که با شکست عشقی به پوچی رسیده رو دریابید ( سوال شماره 7 خانم گیسوکمند)


    پاسخ : " میدونم شرایط فلان فلان شده ایه ولی میگذره تو از پسش برمیای همونطور که سر فلان جریان خیلی خوب براومدی.
    میدونی که میتونی رو من همه جوره حساب کنی دو نصفه شبم کارم داشتی زنگ بزن میام من هواتو دارم "


    شما میخواهید روی شما و کمکتون حساب بشه ،
    الف - آیا میخواهید که شما هم روی دیگری اینطور حساب کنید ؟ چرا ؟


    ب - با توجه به اینکه اهل دعا و مناجات نیستید ، این درد دلها ( همونها که گفتید جز اینجا جایی نگفته بودید) ،
    و احتمالا حساب باز نکردن روی کسی ، چهطور این انرژی و نیاز رو تخلیه میکنید ؟


    ج - گفتید که میدونید شرایط سختیه ولی میگذره و میشه از پسش بر اومد ،
    آیا وقتی با همسرتونم به مشکل میخورید چنین حسی دارید ؟ چرا ؟

    4 - قبلا گفته بودید اشتباهی که ازش پشیمونید این هست که
    اسم شناسنامتون رو بخاطر خانواده همسرتون تغییر دادید و اگر به عقب برمیگشتید این کار رو نمیکردید .

    مجددا سوال شد : دوست دارید چه اسم هایی برای بچه هاتون بذارید؟

    پاسخ : " سیوان، سیروان، ساوان، سوران
    البته با وجود خانواده خانمم بعیده اسم بچه هامو بتونم کوردی بذارم "

    مگه شما از اشتباهتون پشیمون نیستید ، پس چهطور از همین الان احتمال میدید دوباره اون اشتباه رو تکرار کنید ؟

    از وقتی که میگذارید ممنونیم .
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  12. 4 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    Amir A (یکشنبه 20 اسفند 96), miss seven (شنبه 19 اسفند 96), tavalode arezoo (شنبه 19 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96)

  13. #177
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط arah نمایش پست ها
    سلام به آقای امیر و بقیه دوستان
    نمیدونم امکانش هست منم سوال بپرسم یا نه اما با اجازه مدیر و بقیه دوستان یه سوال از آقای امیر دارم میپرسم اگه اجازه ندارم یا طبق شرایط خاص میتونم سوال بپرسم یا قوانینی هست که من بی اطلاعم مدیر عزیز پستمو حذف کنن.
    اما سوال من: آقای امیر اینجوری که از پستا و تاپیکاتون متوجه شدم معیار اصلیتون واسه انتخاب خانمتون زیباییش بود شمایی که بخاطر یه دختر زیبا اسمتون و حتی مذهبتون رو عوض کردیدو حتی حاضر نیستین زیبایی کمتری داشت ولی اخلاقش اون چیزی بود که میخواستین، چرا یه دختر کرد هم فرهنگ خودتون نگرفتین درحالی که واقعا دخترای کرد به زیبایی معروفن اونم با حدسی که من میزنم دخترای منطقه شما!؟
    البته جسارت نشه سوال من اصلا فضولی نیس یا خدای نکرده بگم کارتون غلطه ولی خیلی برام جالبه شما دخترای هم فرهنگ خودتون زیباییشون زبانزده اینهمه سختی بخاطر زیبایی؟
    پیشاپیش ممنون از اینکه وقت میذارین و پاسخ میدین
    سلام خدمت شما
    یه جوری میگین این همه سختی بخاطر زیبایی یعنی زیبایی زیادم مهم نیست! خیلی مهمه ها
    بعد اون لحظه که عاشق میشی که نمیدونی قراره خانواده ش چه بلاهایی سرت بیارن! وقتی هم افتادی توی عشق دیگه کاری نمیتونی بکنی مجبوری برای رسیدن بهش هرکاری لازمه بکنی.
    بله دخترای کورد خیلی خوشگلن. منم اصلا شاید بدعادت شده چشمم اونارو دیدم زیبایی های فیک و عملی به نظرم نمیاد. مادر خودمم خیلی زیبا بود.
    اقوام من همه شهرستان هستن باهاشون زیاد در تماس نیستم باید میدیدمشون که عاشق یکیشون میشدم دیگه! تعداد پسرها هم از دخترها بیشتره و بیشتر دخترهای فامیل از من خیلی کوچیک ترن.
    بعد اینکه لیسانسمو گرفتم عموم خودش پیشنهاد داد دختر اولشو بگیرم. دخترشم خوشگل بود هرچند به قدبلندی خانم من نیست. چه از من خوشش می اومد چه نمی اومدم اجازه حرف زدن رو حرف پدرش رو که نداشت مجبور بود زنم بشه ولی مشکل اینجا بود عموم میخواست من برم اونجا زندگی کنم دخترش نیاد تهران منم رشته م مهندسیه میرفتم اونجا کار برام پیدا نمیشد باید میرفتم مثلا کشاورز میشدم که هیچ علاقه ای نداشتم.
    وگرنه اگه دخترعمومو میگرفتم خیلی کارم راحت بود توقعات سخت ازم کسی نداشت تازه هر روزم اگه کتکش میزدم نه خودش اعتراضی میکرد نه پدرش. عموهام همشون زن و بچه هاشونو میزنن. نه به سبک پدرم ولی به سبک خودم میزنن. اصلا اگه به یه مرد تو طایفه ما بگی حق نداری زن و بچه تو بزنی مثل این میمونه که بهش بگی حق نداری غذا بخوری! حق مسلم و یه قانون نانوشته هست.
    خب منم که اون محیط رو دیده بودم فکر میکردم این اختیارات مردها در مورد همه خانواده های کورد و فارس همه جا هست و فکر میکردم اشکال نداره هرچی سختی بکشم بعد عقد و عروسی دیگه من سلطان و همه کارم. تازه ماه های اول عقدم فکر میکردم چه موفقیت و پیروزی بزرگی حاصل شدم تونستم بعد سه سال جنگیدن به چیزی که انقدر سخت بوده برسم فکرم میکردم چه راحت خودمو با فرهنگ فارس ها بومی سازی کردم و من چقدر مرد نرم و مهربونی هستم گذاشتم بعد عروسی اونجوری که میخوام تربیتش کنم و تو عقد نمیزنمش کلیم احساس روشنفکری میکردم.
    ویرایش توسط Amir A : یکشنبه 20 اسفند 96 در ساعت 00:35

  14. 4 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    miss seven (یکشنبه 20 اسفند 96), tavalode arezoo (یکشنبه 20 اسفند 96), گیسو کمند (یکشنبه 20 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96)

  15. #178
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sia518 نمایش پست ها
    سلام آقا امير
    حالت خوبه ؟
    ببخشيد يكم دير آمدم دستم بند ي كار وقت گير شد كه هنوز نتيجه نگرفتم ازش ....
    من مجري صندلي شما هستم از آنجايي كه من خيلي آرام و..... هستم اگه موافق باشي درجه حرارت صندليت بالا نبرم چون احتمالا صندلي thermal fault بده يا over temperature بده و كلا صندلي معيوب بشه....
    سلام مرسی خوبم موفق باشی در اتمام کارت
    شما آرام و... میتونی بمونی نیازی نیست کاری کنی دمای صندلی رو خانم الهه یک تنه از مرزهای ذوب عبور دادن

    نقل قول نوشته اصلی توسط sia518 نمایش پست ها
    1- برنامه روزانه ات از صبح تا شب موقع خواب چي هست؟چند بار در طول روز به همسرت pm ميدي؟
    برنامه روزانه من شدیدا متغیره و هیچ روند ثابت و روتینی نداره. ممکنه یک مرتبه در روز لازم بشه برم اطراف تهران یا حتی یک مرتبه مجبور بشم برم جنوب. ولی به عنوان مثال و به صورت تقریبی:
    اگر تهران باشم حدودا پنج و نیم بیدار میشم هفت سر کارم. معمولا تا نه و ده شرکت میمونم بعد میرم جایی اگه مثلا جایی مثل بانک برم که خب زود برمیگردم شرکت اگه مثلا برم یه اداره ای کارم بیشتر طول میکشه معمولا یا ممکنه برای یه جلسه یا صحبت های نیمه رسمی کاری جایی دعوتم کنن و تا سه و چهار بمونم بعد برگردم دفتر. گاهی عصرها خودم مهمون دارم ممکنه تا هشت و نه شبم طول بکشه و بعدشم اگه کار داشته باشم تا ده و یازده شرکت بمونم در غیر این صورت حدودا هفت بسته به کاری که دارم میام بیرون ممکنه با شریکم جایی بریم برای کاری ممکنه خودم تنها دنبال کارهای عروسی یا خرید یا دکتر و مشاور و... برم یا اگه کسی کاری ازم خواسته باشه اون ساعت انجامش میدم ممکنه یه سر بزنم خونه خرید کرده باشم بذارم یا مثلا با برادرم برم دکتر یا اصلا نرم خونه و برم پیش دوستام یا یه راست برم دنبال زنم یا چندتا از اینا باهم.
    حدودا دو ساعت قبل خوابم یا کتاب هایی که اینجا معمولا بهم معرفی میشه میخونم در حد شبی هفت هشت ده صفحه میرم جلو یا ویس مدیریت خشم و تحلیل رفتار متقابل و مراقبه و امثالهم گوش میدم یا میام اینجا جواب پست هارو میدم یا همش با هم و نهایتا هم دو و سه میخوابم. البته قبلا مطالب روانشناسی رو طی روز بین کارام میخوندم الان آخر ساله کارم زیاد شده وقت نمیکنم در روز و مجبورم شب بیشتر وقت بذارم.
    در حال حاضر در روز من هیچ پیامی رو شروع نمیکنم به همسرم بدم چون دارم رو خودم کار میکنم چکش نکنم قبلا ولی سه چهار بار در روز سراغشو میگرفتم. خودش ولی ده بیست بار در روز پیام میده و منم سوالی بپرسه یا مسئله مهمی باشه جواب میدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط sia518 نمایش پست ها
    2-خواننده مورد علاقه ت كيه ؟تا حالا كنسرتش رفتي ؟
    خواننده های مورد علاقه من یکی دوتا نیستن ولی یا ایرانی نیستن یا داخل ایران نیستن کنسرت خارج از ایرانم تاحالا نرفتم در آینده فرصت بشه میرم کنسرت های داخلی هم معمولا از کیفیتشون ناراضیم ولی بخاطر اطرافیان میرم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط sia518 نمایش پست ها
    3- فرض كن ميخاي كارت كه خيلي براش زحمت كشيدي را توسعه بدي و براي توسعه كسب و كار تو بازار امروز كه ريسكش بالاست نياز به مقدار زيادي سرمايه داري و ..... به علت لجبازي و... حاضر نيستي از كسي كمك مالي بگيري و از طرفي به خودت قول دادي سمت وام و نزول و... نري براي تامين سرمايه چي كار ميكني؟
    نزول که واقعا حماقت محضه برای همچین موردی. ولی وام یا قرض چه اشکالی داره که نخوای بگیری؟ کمک مالی نگیر بگو قرض میگیرم فلان تاریخ پس میدم. اگه بترسی که ریسکه و شاید نتونم پس بدم قطعا همین اتفاق هم می افته! موفقیت های بزرگ کاری کلا برای کسانی اتفاق می افته که ریسک میکنن و تو حاشیه امنشون نمیمونن یا پولو از سر ترس تو دستشون نگه نمیدارن وگرنه کسی که ریسک نمیتونه بکنه باید به زندگی کارمندی و حقوق بگیری رضایت بده. بحث از دست دادن زمان هم هست. اگه الان کارتو توسعه ندی ممکنه به زودی رقبای قدری هم پیدا بشن که ازت جلو بزنن و کلا دیگه نتونی بهشون برسی یا خیلی سخت بشه. حتی اگر کاری که عرضه میکنی خیلی بکر و بی رقیب باشه بازم چون میگی تا یه جایی رفتی حتما دیده شدی و اگه فعلا هم رقیبی نداری بعدا رقیب پیدا میکنی و لازمه حتما خودتو بکشی بالا و خجالت و ترس رو بذاری کنار.

    نقل قول نوشته اصلی توسط sia518 نمایش پست ها
    4-به نظرت شريك تجاري خوبه؟ اگه نظرت مثبت هست شريك بايد چه ويژگي هايي داشته باشه؟
    شریک تجاری اگر از قبل دوستی صمیمانه ای باهاش داشته باشی و بهش اعتماد داشته باشی میتونه خیلی هم خوب باشه. ولی اینکه بری با کسی که معرفی شده یا حتی فامیل الکی شریک بشی فکر کنی میتونی باهاش کار کنی یا قابل اعتماده چون دیگران میگن عاقلانه و خوب نیست. باید کسی باشه که چندساله خارج از مسائل کاری و مالی میشناسیش و مهمترین شرط هم اعتماده. درجه ای از اعتماد که حرفتون برای همدیگه سند باشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط sia518 نمایش پست ها
    5- تا حالا تو معامله سر طرف كلاه گذاشتي؟ چه حسي داشتي؟ تا الان سرت كلاه گذاشتن ؟ چه حسي داشتي؟ اگه امكان داره كامل توضح بده.
    نه سر کسی تاحالا کلاه نذاشتم. ولی برعکسش بوده سر معامله که نه ولی کار کردم پولمو خوردن اونم تو وضعیت بد و نیاز شدید. مال خیلی سال پیشه و قدرتی نداشتم و کاری هم نتونستم بکنم. حسشم بد بوده دیگه ولی به خودم میگفتم فکر کن دزد ازت زده وقت غصه خوردن نداشتم زیاد الان به نظرم ناراحتی کمشم بیخود بوده اینجور مسائل همش تجربه ست.

    نقل قول نوشته اصلی توسط sia518 نمایش پست ها
    6- ماشين چي داري؟ ازش راضي هستي؟ اگه ماشينت اذيتت كرد عوضش ميكني يا تعمير؟
    اپتیما. فعلا راضیم. تعمیرش میکنم اگر خراب بشه ولی تا یکی دوسال دیگه میخوام عوضش کنم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط sia518 نمایش پست ها
    7- علت اينكه كردها اكثرا سيبيلي هستن چيه ؟ فلسفه خواستي داره ؟
    فکر میکنم فلسفه ش اینه که زمان طولانی ای اون مناطق تحت حکومت ساسانی ها بوده و ساسانی ها برخلاف عرب ها به ریش هیچ اعتقادی نداشتن عوضش سیبل براشون خیلی مهم بوده و هرچی درازتر و پر و پیمون تر هم بوده نشانه منزلت و ابهت بیشتری بوده. این فرهنگ احتمالا از اون زمان جا افتاده و همینجوری هم مونده.
    اونورها هوا سرده به عنوان پوشش در سرما هم خوبه! البته من سیبیل نمیذارم ولی زشته اصلا اونوری بی سیبیل ظاهر بشی تازه ممکنه فکر کنن خودی نیستی واسه تعرض اومدی با تیر بزننت ;)

    نقل قول نوشته اصلی توسط sia518 نمایش پست ها
    8- ي سوال خودت از خودت بپرس و جواب بده!!!!!!
    سوال: چرا خانمها انقدر مبهم حرف میزنن و رفتار میکنن؟ میگه نه منظورش آره ست میگه نمیخوام ولی دقیقا منظورش میخوامه میگه برو نمیخوام پیشم باشی اگه یه قدم دور بشی میگه چرا رفتی منو تنها گذاشتی!!!
    چطوری میشه فهمید واقعا چی میخوان وقتی حرف و دلشون یکی نیست خیلی وقت ها؟
    جواب: نمیدونم
    اگر سوالی بپرسم که جوابشم میدونم که حرکت احمقانه و بی هدفیه طرح اون سوال.

    نقل قول نوشته اصلی توسط sia518 نمایش پست ها
    9-رشته تحصيليتون و شغلتون چقدر با هم مرتبط هست؟از شغلت راضي هستي؟
    کاملا مرتبطه از کاری که میکنم و شغلم کاملا راضیم ولی اگر دست یه سری ارگان ها تو کار نبود اعصاب خوردیم کمتر بود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط sia518 نمایش پست ها
    10- تا حالا حقوق كارمندهات عقب افتاده ؟ چه عكس العملي داشتن؟
    نه خیلی نهایتا دو سه روز به تاخیر افتاده اونم بخاطر حساب کتاب ها بوده و ازشون خواستیم یکم صبر کنن و واکنش بدی هم نشون ندادن. برام مهمه حقوق ها سروقت داده بشه. ولی تا قبل اینکه دستگاه حضور غیاب بذاریم سر ساعت ورود خروج و اضافه کاری و مرخصی ها گاهی بحث داشتیم که الان دیگه خیلی وقته حل شده. معمولا اشتباه عمدی یا سهوی حسابدار بوده و منم قبول میکردم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط sia518 نمایش پست ها
    با تشكر از زماني كه اختصاص دادي
    خواهش میکنم. موفق باشی

  16. 6 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    miss seven (یکشنبه 20 اسفند 96), sia518 (یکشنبه 20 اسفند 96), tavalode arezoo (یکشنبه 20 اسفند 96), گیسو کمند (یکشنبه 20 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96), صبا_2009 (یکشنبه 20 اسفند 96)

  17. #179
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    1 - از شما خواسته شد ، وصیت نامه بنویسید ؟
    پاسخ دادید : "زنم رو بسوزونید "


    الف : مگر در شهر هرت زندگی میکنیم؟ شدنی است ؟
    ب - انشالله خدا به شما و همسرتون عمر با عزت بدهد
    خوب .. فرض بفرمایید سوزاندیم ، که چی ؟
    شما که دیگه در قید حیات نیستید .
    الف: بله شدنیه کسی چه میدونه من موقع مرگ کجا باشم اگه هندوستان باشیم زنم میتونه بعد از مرگ من در ملاعام خودشو بسوزونه خیلی هم تشویقش میکنن. افتخاری هست اصلا برای خودش.
    حالا اینجا هم بودیم نتونست خودشو بسوزونه قرص که میتونه بخوره سم بخوره چه میدونم رگشو بزنه اصلا اعتصاب غذا کنه الان که خیلی استعداد داره تو این کار با غذا نخوردن خیلی خوب حرصم میده یه کاری کنه روح من شاد بشه دیگه.
    ب: که چی نداره میاد پیش خودم. معنی نداره بدون من بخواد زندگی کنه اومدیم و من سه سال دیگه افتادم مردم معنی داره زن جوون بدون شوهرش بخواد زندگی کنه. بدون من زندگی کنه که چی بشه اصلا؟
    اصلا اون زندگی دیگه براش رنگ و بویی داره من نباشم؟ من نباشم کی سرش داد بزنه آخه؟ میخواد هر روز از غم نبود من گریه کنه گناه داره خب بیاد پیش خودم من خودم گریه شو ارگانیک درمیارم
    اگه خودشو نکشه اصلا ناراحت میشم به شکل یک روح خبیث میرم خودم میکشمش.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    2 - از شما در مورد صرفه جویی و جای آن در زندگیتون سوال شد :
    پاسخ : " بیشتر به بریز و بپاش علاقه دارم. زمانی که وضعم خوب نبود خب ناچارا صرفه جویی هم میکردم ممکن بود خودم دو سه روزم غذا نخورم "


    با توجه به شرایط سخت خودتون و قناعتهایی که داشتید تجربه هاتون ،
    شما شرایط قناعت رو داشتید و گاهی هم میتونستید با قناعت ،هزینه موضوع واجب تر رو پس انداز کنید و البته گاهی هم همچنان ناکام میموندید .


    کلا عجیبه با اون گذشته صرفه جویی براتون جایی نداره ؟ تهه بریز و بپاش هاتون میتونه کمک باشه برای کسی ؟

    نه عجیب نیست چون من از 23 سالی که تو زندگیم کار کردم که البته پونزده سالش واقعا به معنی استقلال مالی بوده اینو یاد گرفتم که پول نگه داشتنی نیست. اول دبستان رو که تموم کردم اولین روزهای تابستون پدرم منو با یه جعبه واکس و فرچه فرستاد بیرون گفت با پول برنگردی غذا بی غذا.
    من اونجا فهمیدم پول خیلی مهمه پول نباشه میمیری یا از گشنگی یا زیر کتک. ولی تا پونزده سالگی نتونستم پولایی که درمیاوردم رو برای خودم نگه دارم و در حقیقت انگار اصلا کار نمیکردم چون حتی به اندازه پول توجیبی ای که بچه های دیگه هم از پدراشون میگرفتن من نداشتم. قاچاقی یه وقتا یه چیزهایی برای خودم جمع میکردم که اونم اگه رو میشد روزگارم سیاه بود. آره اگه از اون موقع مثلا یه قلک داشتم پولامو برای خودم جمع میکردم شاید الان یه آدم خیلی ناخن خشک و خسیس شده بودم که فکر میکرد باید قطره قطره پول جمع کنه و خرجشونم نکنه تا زیاد بشه ولی من پول دراوردم و هی ازم گرفتن هی از دست دادم هی خوردم تو دیوار. هرچی درمیاوردم حتی بعد از پونزده سالگی که به استقلال از پدرم رسیدم خرج میشد بیشترم برای اطرافیانم خرج میشد نه خودم. بیشتر قناعت های سخت من در حد گشنگی کشیدنم روی خودم بوده که بتونم نیازهای بقیه رو تامین کنم.
    من یاد گرفتم پول مهمه ولی دراوردنش از نگه داشتنش خیلی مهمتره
    و یک مطلب مهم که غفلت میشه ازش مربوط به جامعه خودمون هست شما تو ایران نمیتونی پس انداز کنی و فکر کنی برد کردی چون قیمت ها روز به روز دارن تغییر میکنن آره اگه آمریکا بود که نمیدونن تورم چیه و مثلا میگن یه نوشابه بیست سال پیش یه دلار بوده الانم یه دلاره نهایتا شده یه دلار و دو سنت پس انداز حرکت عاقلانه ای بود ولی تو ایران یا باید از پولت پول دربیاری و یه کاری کنی بیشتر بشه یا اگه انقدر نیست که بتونی باهاش هیچ کاری کنی خرجش کن حالشو ببری.
    و به جای اینکه بترسین چی کار کنم پول دستم نباشه بیشتر ذهنتون رو به این سمت ببرین که چی کار کنم پول بیشتری دستم بیاد
    من این مدل فکر پس انداز و صرفه جویی و قناعت رو زیاد تو ایران میبینم با اینکه با شرایط جامعه و اقتصاد خراب ما جور نیست ولی اکثرا فکرشون اینجوریه برای همین گفتم اینم بگم اینجا.
    ته بریز و بپاش هم خوشحالی اطرافیانمه که خودمم به تبعشون خوشحال میشم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    3 - از شما خواسته شد یک دختر ناامید که با شکست عشقی به پوچی رسیده رو دریابید ( سوال شماره 7 خانم گیسوکمند)


    پاسخ : " میدونم شرایط فلان فلان شده ایه ولی میگذره تو از پسش برمیای همونطور که سر فلان جریان خیلی خوب براومدی.
    میدونی که میتونی رو من همه جوره حساب کنی دو نصفه شبم کارم داشتی زنگ بزن میام من هواتو دارم "


    شما میخواهید روی شما و کمکتون حساب بشه ،
    الف - آیا میخواهید که شما هم روی دیگری اینطور حساب کنید ؟ چرا ؟


    ب - با توجه به اینکه اهل دعا و مناجات نیستید ، این درد دلها ( همونها که گفتید جز اینجا جایی نگفته بودید) ،
    و احتمالا حساب باز نکردن روی کسی ، چهطور این انرژی و نیاز رو تخلیه میکنید ؟


    ج - گفتید که میدونید شرایط سختیه ولی میگذره و میشه از پسش بر اومد ،
    آیا وقتی با همسرتونم به مشکل میخورید چنین حسی دارید ؟ چرا ؟


    شما نگفتین یه دختر ناامید، گفتین گیسو کمند منم حساب کردم گیسو کمند یه پسره که شکست عشقی خورده و منم میزنم پشتش میگم درست میشه غمت نباشه
    با دختر شکست عشقی خورده آخه من چی کار داشتم تو زندگیم که بدونم چی کارش کنم؟؟؟

    الف: نه من از دیگران انتظار زیادی برای اینکه کمکم کنن ندارم و در نتیجه روی کسی برای کمک حساب هم باز نمیکنم با اینکه میدونم مثلا از دوستام کمک بخوام احتمالا هوامو همه جوره دارن درخواست کمک هم ممکنه بکنم و مغرور و متکبر نیستم یا فکر کنم همه چیزو خودم میدونم و میتونم و بلدم ولی توقع و انتظار بیجا ندارم اگر کمک کنن لطفشونه و اگر نکنن حتما نمیتونستن.
    خیلی سال پیش حساب باز کردم و آدم هایی خیلی بد ناامیدم کردن دیگه حساب باز نمیکنم رو کسی اینم درس دیگه ای بوده که گرفتم.

    ب: شما برای درددل و حساب باز کردن دعا میکنید یعنی؟ من فکر میکردم مردم دعا میکنن فقط برای کمک گرفتن
    نیاز به درددل که اگه خیلی حیاتی باشه بالاخره رفع میشه شما بشینی لب رودخونه م میتونی با آب حرف دلتو بزنی و سبک بشی.
    واسه حساب باز کردن و کمک ولی بازم به خیلی سال پیش برمیگرده من اینکارو میکردم و معتقدم آدم ها در شرایطی که خیلی میترسن حتی مثل من آدم بدهاشون یاد خدا می افتن یعنی نیاز دارن که کسی باشه و صداش کنن و ازش کمک میخوان منم از این قاعده مستثنی نبودم بچگی از مردن خیلی میترسیدم و از خدا کمک میخواستم وقتی کمکم نمیکرد (به قاعده ذهن خودم کاری به دلیل تراشی ها و توجیه های مذهبی ندارم) وقتی دیدم نمیتونم روش حسابی باز کنم وقتی مرگو بارها جلوی چشمم دیدم فهمیدم دعا فایده نداره باید فقط جنگید. هرچی هم بزرگتر شدم ترس من از مرگ برعکس آدم های دیگه کمتر شد وقتی مادرم از دنیا رفت هم فهمیدم دیگه مرگ ترس نداره این زندگیه که به معنای واقعی ترسناکه.
    در حال حاضرم ترس من از مرگ وجود داره نه که اصلا نداشته باشم ولی بیشتر نگرانیم بابت اطرافیانم و مشکلات احتمالی ایه که ممکنه وقتی من نباشم پیدا کنن وگرنه خیلی ساله فکر میکنم بیشتر از 33 سال زنده نمیمونم. منطقی نیست و میدونم هیچ کس نمیتونه مرگشو پیش بینی کنه فقط حسمه و گاهی تو برنامه هایی که برای زندگی دارم حتی این مسئله رو ناخوداگاه لحاظ میکنم.

    ج: قبلا بله الان دیگه خیلی نه. البته نمیشه که ابدی باشه سختی ها بالاخره تموم میشن و ته تهشم مرگه دیگه. ولی من حس میکنم گیر کردم تو حل مشکلاتم با زنم. واسه خودم میتونم بگم بالاخره میگذره و مهم نیست بیشتر نگران تاب تحمل این دخترم که به قدر کافی نباشه و قبل اینکه من بتونم مسائلمونو حل کنم بزنه به سیم آخر.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    4 - قبلا گفته بودید اشتباهی که ازش پشیمونید این هست که
    اسم شناسنامتون رو بخاطر خانواده همسرتون تغییر دادید و اگر به عقب برمیگشتید این کار رو نمیکردید .

    مجددا سوال شد : دوست دارید چه اسم هایی برای بچه هاتون بذارید؟

    پاسخ : " سیوان، سیروان، ساوان، سوران

    البته با وجود خانواده خانمم بعیده اسم بچه هامو بتونم کوردی بذارم "

    مگه شما از اشتباهتون پشیمون نیستید ، پس چهطور از همین الان احتمال میدید دوباره اون اشتباه رو تکرار کنید ؟


    میخواین سوتی پیدا کنین حساب شده تر عمل کنین خوبه چند نفری هم کار میکنید :)

    من اصلا نگفتم برمیگشتم عقب اینکارو نمیکردم اتفاقا گفتم:

    "
    برای رضایت خانواده ش هم بازم برگردم عقب هرکاری لازم باشه میکنم.
    برای مهریه و اینکه اسم شناسنامه مو بخاطر خانواده خانمم تغییر دادم یکم پشیمونم. اون موقع داغ بودم هیچی نمیفهمیدم. البته خیلی هم مهم نیست."

    البته جریان اسم خودم این بود که شیعه شدن منو قبول نمیکردن منم برای اثبات بهشون رفتم اسممو تغییر دادم. ولی از اونجایی که تو همه چی خیلی دخالت میکنن احتمال میدم تو نامگذاری بچه هامم بخوان فضولی کنن.
    قویا احتمال میدم اگه همینجوری بخوان به شیلنگ تخته انداختن تو زندگی من ادامه بدن بعد عروسی یا بعدا بالاخره صبرم تموم بشه و به دعواهای مفصل کشیده بشه. فکر میکنم زیادی و نامردانه در حقم اجحاف کردن و هنوزم دارن از صبر و سکوت من سواستفاده میکنن و هرچی کوتاه میام بیشترم ادامه میدن.
    ویرایش توسط Amir A : یکشنبه 20 اسفند 96 در ساعت 01:47

  18. 5 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    miss seven (یکشنبه 20 اسفند 96), tavalode arezoo (یکشنبه 20 اسفند 96), گیسو کمند (یکشنبه 20 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96), صبا_2009 (یکشنبه 20 اسفند 96)

  19. #180
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه زیبایی ها نمایش پست ها
    سلام به همگی

    جناب امیر خان امیدوارم حالتون حوب باشه

    می خوام خواهش کنم تصور کنید وکیل هستید.....وکیل پدری شدید که

    به خاطر سبک زندگی پدر و پدرانش رفتارهای ناهنجاری داشت و ناخوداگاه همین رفتار رو برای پسرش هم به ارث گذاشته بود

    و پسر به خاطر این سبک زندگی خیلی تلخی ها رو تجربه کرده بود.....تا رسید به جایی که پسر به خودش اومد و خواست تغییر کنه و مثل پدرش نباشه اما

    خیلی سخت بود و از طرفی اون تلخی ها هنوز به کامش بود....و حالا شاکی بود....

    با نبوغ و منطق و قدرت تحلیلی که دارید وکالت این پدر به شما سپرده شده.......این پدر به شما پناه اورده.....

    می خواد پسرش درکش کنه ....اون پسرش رو دوست داره ولی توی کلام حریف پسر نمیشه

    پسر رو متقاعد کنید....... از پدر دفاع کنید.....

    ببینیم چه میکنید

    متشکرم و برای شما و همسر محترمتون ارزوی زندگی شادی رو دارم
    سلام الهه خانم
    باید اعتراف کنم شما سخت ترین سوالی رو پرسیدین از من که نه فقط اینجا که فکر کنم در تمام عمرم کسی ازم نپرسیده بود!
    از دیروز فکر منو مشغول کردین و البته نه فقط برای جواب که درگیر یک عصبانیت شدید هم شده بودم. صبر کردم یکم آروم بشم بتونم با کلمات بهتری در این مورد جواب بنویسم.
    میدونم احتمالا کسی به معنای واقعی متوجه این پست من نمیشه و ممکنه تو دلتونم نکوهش کنید بهرحال اینم جواب آخرین سوال صندلی داغ بنده
    و امیدوارم من رو هم ببخشید اگر غیرارادی حرفی میزنم که به نظرتون قشنگ نیست برای آروم شدنم هم صبر کردم هم همه تلاشم رو کردم که الان بتونم بدون عصبانیت بنویسم.

    به فرض محالی که پدری که رو تن بچه چهار پنج ساله ش سیگار خاموش میکنه اصلا بتونه احساس دوست داشتن داشته باشه یا الان ذره ای پشیمون شده باشه
    میتونم به پسر پیشنهاد بدم که با یک محاکمه و مجازات عادلانه معادل با درد و عذابی که تحمل کرده موافقت کنه نه برای بخشش اونم فقط برای التیام و آرامش.
    منظورم از معادل، درد و شکنجه ای متناسب با سن و موقعیت و زمانه نه فقط قاعده چشم در برابر چشم!

    شاید اگه یه آدم بزرگ رو شب تا صبح تو کمد حبس کنید زیاد نترسه ولی یه بچه قوه تخیل خیلی قوی ای داره که هر ثانیه اون تو موندن براش مساویه با دیدن یه موجود ترسناک دم دار خبیث که میخواد بهش ضربه بزنه یا بکشتش و هیچ جایی هم برای فرار نیست و باید زل زدنا و دور و نزدیک شدنای اون موجودو تحمل کنه و فقط بترسه.
    هر پلک زدنش معادله با این فکر که این آخرین هواییه که داره میخوره و فکر میکنه تو فیلم دیده یکی تو یه جای بسته هوا تموم میکنه و میمیره یعنی این ثانیه هوا داشته و زنده بوده ثانیه بعد هوا تموم شده و دیگه مرده و هربار پلک میزنه که ببینه زنده ست هنوز اون موجود ترسناک جلوشه یا قراره بمیره خفه شدن براش یه اتفاق به سرعت یک پلک زدنه! و شما این حالت رو نه یک ساعت نه دو ساعت از زمانی که هوا تاریک میشه تا زمانی که فرداش خورشید درمیاد برای یه بچه پنج شیش ساله تجسم کنید.

    من میتونم به عنوان این وکیل تخیلی به این پسر و این موجود به اصطلاح دیگران پدر که حتی هیچ وقت اجازه نداده پدر صداش کنی یا کوچکترین نزدیکی و حسی با پسرهاش نداره این پیشنهاد رو بدم که تک تک اون شکنجه ها چه روحی چه جسمی چه داغ زدن چه کتک چه حبس چه بیرون انداختن تو سرما چه ضرب و شتم و شکنجه کسی که خیلی دوستش داری جلوی روت و... به شکلی معادل و متناسب با یک مرد گنده اجرا بشن.
    در این صورت هم باز از پسر نمیتونم بخوام که ببخشه و بگذره چون میدونم حتی معادلشم نمیتونه همون حسی که پسر سال ها تجربه کرده رو بهش بده فقط میتونم برای دفاع از اون پدر به پسرش بگم که اون یه لاابالی بی مسئولیت معتاد پسته حال بهم زنه که هیچ متوجه کاراش نبوده و حتی الانم براش مهم نیست خرج زندگیشو زنش بده و اصلا لیاقت اینو نداره که دستتو به خون آلوده کنی و نباید برای زنده گذاشتنش خودتو سرزنش کنی. اون لیاقت مرگ راحت رو نداشته و باید با زجر بمیره و تو هرکاری میکردی نمیتونستی زجری که لایقشه بهش بدی و بازم راضی نمیشدی.
    نباید زندگیتو با نفرت بهش خرابتر کنی چون لیاقت هیچ احساسی حتی حس نفرتت رو نداره
    با نفرت و حتی فکر کردن بهش داری اجازه میدی بازم بهت ضربه بزنه و باید جلوی تاثیرشو بالاخره یه روزی بگیری من فقط در این حالت یعنی با یک محاکمه و مجازات متناسب میتونم پسر رو متقاعد کنم که اونم نه برای بخشش که فقط برای یکم التیام و شاید آرامشه
    و از اونجایی که اون پدر مسلما با همچین مجازاتی موافقت نمیکنه این پرونده هم همیشه باز میمونه
    من وکیل خوبی نمیشدم و اصلا استعداد وکالت ندارم

    ممنونم از سوالات و وقتی که برای طراحی و پرسش و به چالش کشیدن من گذاشتین

    ویرایش توسط Amir A : یکشنبه 20 اسفند 96 در ساعت 05:42

  20. 6 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    miss seven (یکشنبه 20 اسفند 96), tavalode arezoo (یکشنبه 20 اسفند 96), گیسو کمند (یکشنبه 20 اسفند 96), اقای نجار (دوشنبه 17 اردیبهشت 97), الهه زیبایی ها (یکشنبه 20 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96)


 
صفحه 18 از 32 نخستنخست ... 8910111213141516171819202122232425262728 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.