سلام
مادر و برادرتون چرا در ابتدا با این اقا پسر مخالفت کردند؟ و دلایلشون چی بوده؟
اینکه شما با اصرار مادرتون رو راضی کردید یعنی اینکه مادر ،در باطن ناراضی هستند ولی چون با اصرار شما مواجه شدند حالا توپ رو انداختند تو زمین پدر.
اینکه به شما می گویند پدرتون نباید از دوستی شما و اون اقا پسر مطلع بشن شاید به این علت هست که ممکنه پدرتون با اطلاع از این موضوع و با نوعی طرز فکر سنتی در یک شهر کوچک و به قولی برای حفظ آبرو با این ازدواج موافقت کنند. و مادرتون چون باطنا مخالف این ازدواج هستند با این کارشون جلوی پاتون سنگ می اندازند.
مورد دوم هم اینکه چون تا الان از پدر این موضوع رو پنهان کردند در حقیقت میخواستند خودشون به تنهایی حلش کنند احتمالا میترسند با خشم پدرتون مواجه بشند و متهم بشند که نتونستند مواظب دخترشون باشند.
در هر صورت اگر این آقا پسر فرد مناسبی برای شما هستند و دلایل مخالفت مادر و برادرتون دلایل موجهی نیست ، بهتر هست هر چه سریعتر خواستگاری صورت بگیره و پدرتون در جریان امور باشند.
اگر در مورد دلایل مخالفت مادر و برادرتون با صداقت کامل و به وضوح در اینجا توضیح بدید و دوستان بهتر میتونند شما رو راهنمایی کنند. نگرانی من این هست که دلایل موجهی برای مخالفت وجود داشته باشه و شما بخاطر وابستگی که در این چند سال به دوستتون پیدا کردید باعث بشه که اونها رو نادیده بگیرید واینجا مطرحش نکرده باشید .








علاقه مندی ها (Bookmarks)