به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 91
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1396-11-02
    نوشته ها
    627
    امتیاز
    9,101
    سطح
    64
    Points: 9,101, Level: 64
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 249
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocial3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    199

    تشکرشده 1,077 در 458 پست

    Rep Power
    124
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط رهاوتنها نمایش پست ها
    سلام سحر جان ،
    این مشکل رو بنده از 25 سالگی داشتم .حالا که دیگه سن ازدواج گذشته. مشکل نداشتن خواستگار مناسب رو خیلی ها در شرایط من داشتن و دارند. اگر جامعه رو مثل هرم تجسم کنید افرادی که در بالای هرم هستند و سنتی نیستند..... حمل بر خودستایی نشه ....این تعبیر مشاور هست ..... به مشکل بیشتری برمیخورند تا افراد در پایین هرم . مشکل عمده خانواده من این بود که ما سنتی و مذهبی نبودیم ولی من شخصیت سنتی گرا و ظاهر مذهبی داشتم و بیشتر افراد مذهبی جذب میشدند و وقتی می فهمیدن مذهبی نیستیم میرفتند. مشکل دیگه ای که خیلی به من تذکر میدانند این بود که با اینکه خوشتیپ میگشتم ساده بودم .آرایش غلیظ یا عشوه گری نمیکردم و به اصطلاح سرسنگین بودم و به شدت از دوست پسر بازی بیزار. ضمنا به شدت سرگرم کار و درس و اقامت گرفتن و ..... شدم. و در سنی که باید ازدواج میکردم و حتی این نیاز رو با خانواده درمیان گذاشتم به اجبار و اصرار عجیبی من رفتم خارج کشور که مثلا دلار در بیارم . این اصرار عجیب از طرف پدر و مادرم بود که بنده حتی به روانپزشک مراجعه و درخواست کمک کردم و الان اونها به این اشتباه بارها و بارها اظهار پشیمانی و شرمندگی میکنند.و اما زندگی قبلی ....من در پست اول داستان رو کامل نوشتم ....
    از لحاظ بیرونی ازدواج ایده آلی به نظر میرسید .... ایشون یه متارکه در نامزدی داشتند که دلیلش رو درخواست مهریه گفته بودن و اینکه ایشون قادر به پا به پا کار کردن در خارج کشور نبودن ..... در صورتی که من اصراری به مهریه نداشتم و قابلیت کار کردن در خارج کشور داشتم به دلیل مدارک و نوع تخصص ....
    حالا دلیل بن بست : در یک کلام دو دروغ بزرگ
    1.... پنهان کاری ایشون از اینکه سابقه جراحی داشتن و دو سال آزمایش باروری میدادن تا دکتر بهشون گفت که در حدی هست که بتونه ازدواج کنه. به این دلیل معافیت پزشکی گرفته بودن ولی نوع معافیت رو کفالت به بنده عنوان کردن
    2.... قرار بود فقط تا گرفتن پاسپورت خارج کشور بمونیم و به صراحت هم خودشون و هم خانواده شون گفته بودن ولی بعد از استفاده از اقامت بنده ، کلا ورق برگشت و به صراحت جلوی مشاور گفتن که مجبور به گفتن این دروغ شدن که از من بله بگیرند. مورد دوم با اینکه برای من سنگین بود چون براش برنامه ریزی نکرده بودم ولی می تونستم باهاش کنار بیام فقط چون همزمان شد با فهمیدن مورد 1 و منتفی شدن بارداری طبیعی و ریسک بالا حتی با روش لقاح مصنوعی و البته مشکل روابط زناشویی که از عوارض جراحی و عود بیماری بود ..... بنده 2 ماه افسردگی گرفتم در حدی که فقط می تونستم سر کار برم و مثل گذشته نمی تونستم به خونه و زندگی برسم. چون تا قبل این جریان به شدت به جریان وظایف خانه داری حساس بودم و دوست داشتم همسرم دست به هیچی نزنه حتی شستن ظرف. ضمنا به خاطر تهدید به طلاق مثل 6 الی 7 ماه زندگی پول خودم رو وارد زندگی نمیکردم . چون 6 ماه اول زندگی خرید خونه رو خودم انجام میدادم با درآمد خودم و لذت هم میبردم. ولی اواخر چون مجبور بودم هزینه آزمایشات پزشکی ایشون یا دارو و کلا هزینه های مربوط به این مورد رو بدم دیگه زیاد پول خرج خونه نمیکردم.
    به دلیل فشارهای زیاد قرار بود من سه ماه مرخصی بدون حقوق که داشتم ایران بمونم و ضمنا داستان پست اول رو اجرا کنیم که شرح شو نوشتم. بصورت اتفاقی در خیابان پدرم شاهد پرخاشگری و پرت کردن پرونده پزشکی توسط ایشون بودن که نتونستن تحمل کنن و پنهانی دور از چشم من رفتن با خانواده ایشون صحبت کردند که حق طلاق وکالتی بگیرند و همین شد بهانه و ایشون درخواست طلاق یکطرفه دادند و تمام. البته قبلش پیغام دادند که اگر برگردی دیگه تلاش برای بچه دار شدن تعطیل و یکسری هزینه های ثابت زندگی باید با من باشه. من فرصت خواستم فکر کنم که درخواست طلاق دادن و حاضر به گفتگو هم نشدن . و البته جواهرات و طلاها رو برداشتن بابت جبران بخشی از هزینه ها مثل عروسی و .... که در صورت شکایت چون حق طلاق نداشتم وکیل شون گفت می تونن طلب 100 میلیون بکنن و ..... خلاصه منم چون مهریه ای نداشتم و دستم جایی بند نبود ..... تن دادم به طلاق توافقی و تمام .
    خب تا این حدی که عرض کردین برای شما مینویسم؛

    ۱. مردمی که جذب حالات مذهبی شما میشدن... بعد از شناختتون، فکر میکردن نقش بازی میکنین یا نمیتونن با اعتقادت و افکار خانوادتون کنار بیان.
    وقتی یه دختر میخواد ازدواج کنه بیشتر مردم متوجه خونواده ی اون دختر هستن. چون قرار هست بعد ازدواج وارد اون محیط بشن و باید همه چیز رو بسنجن. میبینن نمیتونن با بعضی افکار، رسم ها و اعتقادات همراه بشن و بهمین علت تغییر مسیر میدن.(این بمعنی جدایی شما از اعتقادات و مسایل مذهبی نیست، اینا رو داشته باشین در قلبتون و متن زندگیتون)

    ۲. این برای یه دختر خوبه که با وقار باشه و عشوه گری نکنه، اما خوشتیپی و آرایش برای یک خانم اصولی داره و همچنین رفتارهای جامعه پسند خیلی مهمه . (آرایش، پوشش، رفتار و گفتار) هیچکدام از اینها منافاتی با عرف اجتماع نداره بشرطی که در مسیر صحیحش باشه و بتونه یک فرد رو با اجتماع همخوان کنه.

    ۳. رفتن شما به خارج از کشور یکی از گزینه هایی هست که اصطلاحا خواستگار پرونه.
    مردم برنامه ریزی هایی دارن اما زمانی که ببین یک دختر مدام در فکر رفتن و آماده شدن برای اون ور آبه در تصمیم خودشون مردد میشن. حساب میکنن و میبینن نمیتونن و نمیشه با چنین شرایطی پیمان عاطفی ببندن.

    درباره همسر قبلیتون ...
    دو مطلب هست ... نادیده گرفتن عیوب و عدم شناخت صحیح ایشون قبل از عقد
    مطلب بسیار مهمی که به چشم میخوره نداشتن اعتماد بنفس و رفتاری در خور جایگاه اصلی خودتون و خانوادتون هست.
    شما از اعتماد بنفس پایینی در زمینه عاطفی برخوردارین و همچنین به نیازها و مواردی که در زندگی مشترک برای هر دو نفر رابطه تعریف شده نا آگاه هستین. اینکه بعنوان یک زن حتی با داشتن پول و شرایط مالی بهتر مؤظف نیستین مخارج منزل رو تأمین کنین، یا نیازی مثل همین موارد جنسی یا مادر شدن...
    این ناآگاهی از حقوق و نیازهای فردی باعث شده چشم بسته وارد جریانی بشین که آخرش به بن بست برسین. حتی این ناآگاهی بعد از طلاق هم در شما بوضوح آشکار هست . اینکه چرا طلاق گرفتم و چرا بچه دار نشدم! در حالی که هیچکدام از این ها نتها به نفع شما نبوده بلکه به شرایط امروزتون هم آسیب هایی بمراتب سخت تر وارد میکرده.
    فرض کنین همسرتون طلاق نمیدادن و سالها شما رو شکنجه ی روانی یا جسمی میکردن و روی ثروت شما مینشستن.. در اینصورت تکلیف چه بود؟
    یا اینکه ازش صاحب فرزندی میشدین و این بچه قربانی رابطه ای فلج بود. با داشتن فرزند حتی بدتر از قبل گزینه های ازدواج برای شما کم و کم تر میشد.
    شما در خور شأن یک ثروتمند رفتار نمیکنین، این رو شاید هرگز بهش فکر نکردین.
    برابری انسانها و تقوا جزو جدا نشدنی دین اسلام و حتی برخی ادیان هست. اما تا جایی که شان شما حفظ بشه.
    مثلا اینکه در ازدواج خیلی متواضع و هیجان زده نشون میدین در حالی که این حالت باید در طرف مقابل شما دیده بشه و اون باشه که ترس از دست دادن داشته باشه. خواستگارای شما با خواستگارهای یک دختر معمولی برابر یا حتی پایینتر هستن. باید یکسری شرایط برای ازدواج در نظر بگیرین و بنا به موقعیت مالی و خانوادگی اندکی دست بالا بگیرین که مردم فکر نکنن به سهولت بدست میاین و میتونن برای داراییتون نقشه بکشن. فعلا در جامعه ی ما حالتی حکم فرماست که مردان اگر ببینن زنی براحتی بدستشون میاد فکر میکن عیبی داره یا مونده.
    در پایان زنی مستقل هستین با شرایط خوب.. میتونین خیلی کارها انجام بدین تا بچشم بیان و با اعتماد بنفس و خودباوری شخصیت جدیدی از خودتون رو به دیگران نشون بدین. میتونین در زمینه شغلتون یا مسایل هنری مثل گالری نقاشی یا حتی کارآفرینی به این مهم برسین.
    براتون مهم باشه چه کسی برای پول سراغ شما میاد و چه کسی برای خودتون. کسی که برای پول بیاد از همون راه هم برمیگرده.
    اگر کسی طرفتون میاد نیازهای خودتون اولویت باشه و وظایف رو جدا کنین. اگر کسی شما رو پس میزنه مطمئنا از حالات عاطفی شما باخبر شده و میدونه بسمتش برمیگردین.
    درباره ی اون آقا نظرم منفی هست چون ظاهرا خانوادگی دستی در متارکه دارن... از طرفی بیست سال تنها زندگی کردن پشتش قصه های زیادی هست و فکر نمیکنم موقعیت مناسبی باشن.
    حق طلاق هم اهمیتی نداره، همانند مهریه... شما اگر ازدواج خوبی داشته باشین هیچ وقت کلمه ی سیاهی مثل طلاق سالی یکبار هم از ذهنتون رد نمیشه. پس اینها ضامن سعادت و خوشبختی نیستن.




    ویرایش توسط sahar.66 : دوشنبه 07 اسفند 96 در ساعت 14:58

  2. کاربر روبرو از پست مفید sahar.66 تشکرکرده است .

    Ye_Doost (سه شنبه 15 خرداد 97)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 21:59]
    تاریخ عضویت
    1396-8-23
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    1,325
    سطح
    20
    Points: 1,325, Level: 20
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 56 در 43 پست

    Rep Power
    21
    Array
    سحر عزیز ،
    واقعا ممنونم از وقتی که میزاری و جواب میدی . کاش قبلا من با اینجا آشنایی داشتم. جوابهای مردم و کارشناسان اینجا به نظرم خیلی مفیدتر از مشاوره ای پولکی بیرون هست . و اما جوابیه شما :
    خب ، حقیقتا قسمت زیادیش درست هست و قسمت هایی هم نه .
    مثلا اینکه من اعتماد به نفس پایین داشتم یا متواضع الکی بودم واقعا درسته . البته ژنتیکی هست چون پدرم اینطور بودن با وجود موقعیت شغلی سطح بالا و تحصیلات بالا. مقداری هم تربیتی بوده . مثلا پدر من با وجود سطح بالایی که داشتیم هر خواستگار خیلی سطح پایین رو هم تحویل میگرفتن. بعضی موارد باور نکردنی هست ولی واقعی . مثلا در 25 سالگی خواستگاری بود که یه شرکت خیلی کوچک کامپیوتری داشت. بچه طلاق و از لحاظ اقتصادی و اجتماعی در جایگاهی واقعا پایین. تنها نکته مثبت ظاهر شون بود که نسبتا خوب بود . پدر من به صراحت میگفتن خب این مرد در هر خونه ای رو بزنه دخترشون رو بهش میدن . بعدا مجبور شدیم پول بدیم به پلیس که دست از سر من برداره. توی تحقیق معلوم شد دو سال زندان مالی بوده. یکی دو مورد اینجوری بودن که باعث تلف شدن وقت من و سرخوردگي شدن.
    نکته دوم اینکه ما ثروتمند نیستیم. فکر نمی کنم جایی نوشتم ما ثروتمند بودیم . گفتم موقعیت شغلی و تحصیلی بالای پدر و مادر و سطح زندگی متوسط به بالا . اتفاقا از ظاهر زندگی ما کسی متوجه وضع مالی ما نمیشد. چون لاکچری زندگی نمیکردیم. اگر الان چیزی هست به خاطر کار کردن و سرمایه گذاری های خودم هست . در ارتباط با خارج هم .....اولا که وقتی من آپلای میکردم که کسی نمی دونست و دوما اتفاقا هدفم اضافه کردن به امتیازهای خودم بود
    و اینکه پشتوانه ای باشه برای روز مبادا . مثلا به دنیا آوردن فرزند و باز کردن حساب بانکی برای تجارت جانبی خارجی. واقعا بعد از برملا کردن این امتیاز متوجه سرازیر شدن توجه ها و خواستگار شدم. قبل از اون که مثلا در 28 سالگی یکبار دایی و زن دایی بنده که تحصیلات دکترا دارند در منزل شون به صراحت به من میگفتن تو باید توقعات خودت رو بیاری پایین مثلا راضی بشی با کسی با تحصیلات سیکل هم ازدواج کنی . اون موقع من تازه ارشدم رو همزمان با کار گرفته بودم و همچین تحقیری برام خیلی سنگین بود . منم گفتم من با سیکل مشکل ندارم .اصولا اونها زنی مثل منو نمی پذیرن. همه اینها زمانی بود که من تازه عکس آتلیه گرفتن و مدلینگ مد شده بود و من هم رفتم اینکار رو کردم و جالبه که عکس هامو که همکاران خانمم در محل کار دیدن ، ار تعجب و حیرت مونده بودن و البته خودم حتی . چون تا اون موقع فکر میکردم تنها اشکالی که میتونم داشته باشم مثلا زیبایی معمولی داشتن هست. ولی انصافا این هم نبود . یکبار شاید گفتم همه دخترها خواستگار دارند . من هم مثلا به خاطر شغلم خواستگار پزشک داشتم دو نفر . هر دو بعد از 6 ماه متوجه اعتیادشون شدم . یکی شیشه . دیگری دیازپام تزریقی. یکی هرگز نتونست ازدواج کنه و حتی مدرک شو باطل کردند و دیگری ازدواج کرد و بعد از 2 سال به خاطر همون اعتیاد خانمش طلاق گرفت و رفت . برای همین من فکر میکردم اگر خواستگاری باشه که زن باز و قمار باز و معتاد نباشه واقعا کافیه. همسر منم هیچ کدام از اینها رو نداشت واقعا. برای همین من ناراضی نبودم . مشکل جنسی هم امید داشتم بالاخره با دارو و درمان درست میشه . از لحاظ مالی هم قبلا میدونستم که ایشون اینجوری هستند و ضمنا خارج کشور همه همین طور زندگی میکنن. درست یا غلط . اینطوره. اینجوری نیست که مثلا زن چون بار داره یا بجه داره حق داره کار نکنه . واقعا حداقل خرج خودش با خودش هست و در اکثر موارد دنگی هست.

  4. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1396-11-02
    نوشته ها
    627
    امتیاز
    9,101
    سطح
    64
    Points: 9,101, Level: 64
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 249
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocial3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    199

    تشکرشده 1,077 در 458 پست

    Rep Power
    124
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط رهاوتنها نمایش پست ها
    سحر عزیز ،
    واقعا ممنونم از وقتی که میزاری و جواب میدی .
    خواهش میکنم عزیزم
    درباره ی مورد اول خودت موافقی و تمام.

    اما مورد دوم که فرمودی:

    نقل قول نوشته اصلی توسط رهاوتنها نمایش پست ها
    ما ثروتمند نیستیم. فکر نمی کنم جایی نوشتم ما ثروتمند بودیم .
    بله من هم دنبال همین موضوع بودم . شما جایی ننوشتی ثروتمندی اما جوری که مینویسی ذهن مخاطبت سمت این میره که تو یک خانم لاکچری از شمال شهری و به این مشکلات گرفتار شدی
    استفاده از کلمات و جملاتی نظیر:
    ما سنتی و مذهبی نبودیم.
    تحصیلات بالا و موقعیت اجتماعی عالی.
    خونه ..ماشین ...پس انداز فراهم کردم.
    غیر از سطح خانوادگی.
    رفتم خارج کشور.
    دلار.
    سرگرم کار و درس و اقامت گرفتن.
    و ...

    اینها همه مخاطبت رو گیج میکنه و گفتنشون در دنیای واقعی یعنی راه رفتن روی لبه ی تیغ. پس در قدم اول باید محتاط باشی و همه چیز رو رو نکنی.
    شما مهر طلب و ساده و بقیه نقشه کش و سوء استفاده گر بهم جذب میشین اون برای پول شما و شما برای مهر اون.
    شاید اصلا درباره ی شرایط خودتون چیزی به کسی نگین اما شک نکنین جایی که باید سکوت میکردین دیگران متوجه موقعیت شما شدن. برخی مثل همسرتون و اون پسر که پلیس از شما دورش کرد... جنگیدن و برخی عقب کشیدن تا شما سمتشون برین و نتیجه زحماتتون رو تقدیمشون کنین اونم با شرط و شروط.


    نقل قول نوشته اصلی توسط رهاوتنها نمایش پست ها
    قبل از اون که مثلا در 28 سالگی یکبار دایی و زن دایی بنده که تحصیلات دکترا دارند در منزل شون به صراحت به من میگفتن تو باید توقعات خودت رو بیاری پایین مثلا راضی بشی با کسی با تحصیلات سیکل هم ازدواج کنی . اون موقع من تازه ارشدم رو همزمان با کار گرفته بودم و همچین تحقیری برام خیلی سنگین بود .
    نکته ی بعدی تاثیر دیگران بر شما هست که اینو باید بهش بپردازین و برای خودتون زندگی کنین. شما یک زن هستین نه بیشتر.

    نوشته هات رو با دقت بخون اینها مهم ترین بخش حرف منه:

    نقل قول نوشته اصلی توسط رهاوتنها نمایش پست ها

    همیشه در مدرسه شاگرد ممتاز بودم و فارغ التحصيل ممتاز ارشد از یک دانشگاه معتبر .همزمان کار میکردم.ساز میزدم .کار منزل میکردم و اقامت کشور خارجی هم گرفتم.قبلش هم عین یک مرد تمام ملزومات یک زندگی ...خونه ..ماشین ...پس انداز فراهم کردم.

    خرجم مو در خارج خودم باید بدم .مشارکت در هزینه عروسی و .... حتی هتل شب عروسی . مهریه یک سکه ...و... .

    هی می گفتم هیچی نمی خوام . زودتر کار پیدا کن . من زن بی عرضه نمی خوام. که هی تو خونه عین امل ها به من سرویس بده . رفتم با هزار بدبختی کار سخت .

    از من التماس از اون طفره. گفتم خرج بچه هم با من . کم آوردم خونه ایران می فروشم میارم .

    گفتم اشکال نداره با هزینه من بریم برای درمان .

    من زنم .صبوری مال منه. ساختن مال منه.

    شرط و شروط گذاشت .تا وقتی من نخوام حرف بچه نزنی ..... ماهی 500 دلار ثابت خرج خونه و .....

    من ماه عسل هم نداشتم.

    خرج خودم هم با خودم بود .

    مشاور میگه خانم یه بنز رو مفت دادی به طرف انتظار داری نکوبه به دیوار !!!!

    به شدت به جریان وظایف خانه داری حساس بودم و دوست داشتم همسرم دست به هیچی نزنه حتی شستن ظرف. ضمنا به خاطر تهدید به طلاق مثل 6 الی 7 ماه زندگی پول خودم رو وارد زندگی نمیکردم . چون 6 ماه اول زندگی خرید خونه رو خودم انجام میدادم با درآمد خودم و لذت هم میبردم. ولی اواخر چون مجبور بودم هزینه آزمایشات پزشکی ایشون یا دارو و کلا هزینه های مربوط به این مورد رو بدم دیگه زیاد پول خرج خونه نمیکردم.

    البته قبلش پیغام دادند که اگر برگردی دیگه تلاش برای بچه دار شدن تعطیل و یکسری هزینه های ثابت زندگی باید با من باشه.

    ولا که وقتی من آپلای میکردم که کسی نمی دونست و دوما اتفاقا هدفم اضافه کردن به امتیازهای خودم بود
    و اینکه پشتوانه ای باشه برای روز مبادا . مثلا به دنیا آوردن فرزند و باز کردن حساب بانکی برای تجارت جانبی خارجی. واقعا بعد از برملا کردن این امتیاز متوجه سرازیر شدن توجه ها و خواستگار شدم.

    ضمنا خارج کشور همه همین طور زندگی میکنن. درست یا غلط . اینطوره. اینجوری نیست که مثلا زن چون بار داره یا بجه داره حق داره کار نکنه . واقعا حداقل خرج خودش با خودش هست و در اکثر موارد دنگی هست.
    خب با توجه به بریده هایی از نوشته های خودتون .... بنظرتون یک مرد و یک همسر نقشش در زندگی شما چه خواهد بود؟ یک آقایی که قرار هست در ناز و نعمت باشه و خوشحال از بابت اینکه همسرش به حد کافی ناآگاه از وظایف زن و شوهری و حقوق و نیازهای فردیش هست. چنین زندگی عاقبتش چی هست؟

    ازدواج نکردن و یا مدتی تنها ماندن گاهی به اراده ی الهی هست تا ما ضعف ها و عیوب خودمونو بشناسیم و بهشون غلبه کنیم .. اونوقت مسیر ازدواج هموار خواهد بود.
    ویرایش توسط sahar.66 : دوشنبه 07 اسفند 96 در ساعت 19:00

  5. کاربر روبرو از پست مفید sahar.66 تشکرکرده است .

    Ye_Doost (شنبه 12 خرداد 97)

  6. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 21:59]
    تاریخ عضویت
    1396-8-23
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    1,325
    سطح
    20
    Points: 1,325, Level: 20
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 56 در 43 پست

    Rep Power
    21
    Array
    سحر جونم ،
    بله ما بالای شهر می شینیم ..... کارگر شبانه روزی داشتیم که البته من بهش میگفتم دایه .نصف بیشتر فامیل ما هم ایران نیستند و پدر و مادر هم در زمانش سفر به اروپا داشتند ....ولی ما هیچ وقت خودمون رو ثروتمند حساب نکردیم. از نظر من ثروتمند اون هایی هستند که بچه هاشون ماشین هایی مثل پورشه و .... سوار میشن. یا زندگی هایی که بالاخره ما هم در مهمانی ها دیدیم . طرف صاحب 4 الی 5 هتل فقط تو کیش هست و .... . من نوشتم تحصیلات و موقعیت اجتماعی . از نظر من هر کسی که پولداره که لزوما موقعیت اجتماعی بالا نداره ..... خیلی ها با بساز و بفروشی پولدار شدن.
    و اما نتیجه گیری شما : بله من مهرطلب کلاسیک هستم و البته ساده . ولی در زمینه تحصیلات و کار به هیچ عنوان اینطور نبودم.
    ببینید تعریف نقش همسر توی ایران با کشورهای اسلامی با بقیه جاها متفاوته.
    همین الان هم خیلی خانواده ها هستن که ثروتمند هستند و فقط دنبال یه انسان سالم برای دخترشون هستند نه کسی که نون شب برای دخترشون بیاره .
    در مورد خود من ، هیچ وقت مرد رو در نقش نان آور خودم ندیدم . نمیگم درست بوده .ولی خب در خارج از ایران کسی موظف نیست خرج زنش رو بده . خرج بچه رو بله ولی زن خیر .
    نقش همسر برای من کسی بوده که بشه باهاش زتدگی مشترک ساخت و تشکیل خانواده داد. و اون بتونه نقش مرد زندگی رو بازی کنه . مرد زندگی لزوما نان آور زندگی بصورت یک تنه نیست .

  7. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1396-11-02
    نوشته ها
    627
    امتیاز
    9,101
    سطح
    64
    Points: 9,101, Level: 64
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 249
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocial3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    199

    تشکرشده 1,077 در 458 پست

    Rep Power
    124
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط رهاوتنها نمایش پست ها
    سحر جونم ،
    بله ما بالای شهر می شینیم ..... کارگر شبانه روزی داشتیم که البته من بهش میگفتم دایه .نصف بیشتر فامیل ما هم ایران نیستند و پدر و مادر هم در زمانش سفر به اروپا داشتند ....ولی ما هیچ وقت خودمون رو ثروتمند حساب نکردیم. از نظر من ثروتمند اون هایی هستند که بچه هاشون ماشین هایی مثل پورشه و .... سوار میشن. یا زندگی هایی که بالاخره ما هم در مهمانی ها دیدیم . طرف صاحب 4 الی 5 هتل فقط تو کیش هست و .... . من نوشتم تحصیلات و موقعیت اجتماعی . از نظر من هر کسی که پولداره که لزوما موقعیت اجتماعی بالا نداره ..... خیلی ها با بساز و بفروشی پولدار شدن.
    و اما نتیجه گیری شما : بله من مهرطلب کلاسیک هستم و البته ساده . ولی در زمینه تحصیلات و کار به هیچ عنوان اینطور نبودم.
    ببینید تعریف نقش همسر توی ایران با کشورهای اسلامی با بقیه جاها متفاوته.
    همین الان هم خیلی خانواده ها هستن که ثروتمند هستند و فقط دنبال یه انسان سالم برای دخترشون هستند نه کسی که نون شب برای دخترشون بیاره .
    در مورد خود من ، هیچ وقت مرد رو در نقش نان آور خودم ندیدم . نمیگم درست بوده .ولی خب در خارج از ایران کسی موظف نیست خرج زنش رو بده . خرج بچه رو بله ولی زن خیر .
    نقش همسر برای من کسی بوده که بشه باهاش زتدگی مشترک ساخت و تشکیل خانواده داد. و اون بتونه نقش مرد زندگی رو بازی کنه . مرد زندگی لزوما نان آور زندگی بصورت یک تنه نیست .
    عزیزم پس ثروت از نظرتون یعنی اون...
    اما بنظرم با این اوصاف شما تمکن مالی دارین و سفر اروپا با سفر به شمال خیلی متفاوته. بگذریم.
    خب یکسری حرفات گیج کنندس اما در کل اینو میرسونی من یک طعمه ی خوب هستم...ثروتمندی متواضع و فقط عاطفه میخوام.
    شما کشورهای دیگر رو خط بزن و با قانون ایران و فرهنگ کشور خودت هماهنگ شو.
    الان دقیقا نان آور خانه و در نقش خود پرداز هستین. یک انسان که علاوه بر اینکه نیاز جنسی و عاطفی رو تأمین میکنه خرج هم میده و کمک هم میکنه.
    عزیزم خودت رو با افکار و فرهنگ سرزمین خودت وفق بده در غیر اینصورت بازنده خواهی بود .
    اینطور نمیشه زندگی مشترک تشکیل داد و فقط دور خودت میچرخی.
    شما اگر خواهان همسر هستی پس افکار، نیات و اهداف مردم جامعه ی خودت رو بشناس و در جای خودت بشین،در نقش خودت بازی کن.
    ویرایش توسط sahar.66 : دوشنبه 07 اسفند 96 در ساعت 21:09

  8. 3 کاربر از پست مفید sahar.66 تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (چهارشنبه 09 اسفند 96), نادیا-7777 (چهارشنبه 09 اسفند 96), Ye_Doost (شنبه 12 خرداد 97)

  9. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 21:59]
    تاریخ عضویت
    1396-8-23
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    1,325
    سطح
    20
    Points: 1,325, Level: 20
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 56 در 43 پست

    Rep Power
    21
    Array
    سحر جان ، سلام
    انصافا من آدمی نیستم که بخوام با عقایدم دیگران رو عصبی کنم. ولی حقیقت اینه که اصولا ثروتمند اون 4 درصدی هستند که قالیباف میگفت در انتخابات . نه ما که سه بچه بودیم مهاجرت کردیم چون نمی تونستیم با حقوق کارمندی زندگی رو بچرخونیم. هر سه تا هم اگر چیزی بدست آوردیم ارث پدری نبوده ، پدرمون هم ارث پدری نداشته ....همه کار کردند .فقط این امتیاز داشتیم که نیازی نبوده از درآمد خودمون به پدر و مادر کمک کنیم. خود من هر رشته ای که دلم میخواست نمی تونستم دانشگاه آزاد برم. این خودش محدودیت هست. بگذریم
    و اما فرهنگ سرزمین خودم
    بله قانون و فرهنگ سرزمین من میگه خرج زندگی با مرده . واقعا در اطراف تون همین رو می بینید . در فامیل ما و پدر و مادرم اینطور نبوده . بله منم دلم میخواست اداره مالی زندگی من به عهده شوهرم بود . بعد من چه غمی داشتم . یا شما در رویا به سر میبرید یا من .
    وقتی من مجبور میشم هزینه آرایشگاه و .... بدم یعنی مجبورم برای رقابت در زمینه ای که مردها از زندگی مشترک شانه خالی میکنند امتیازی رو کنم که بقیه نداشته باشند. وقتی میرم آرایشگاه و طرف میگه یه پسر دارم که کارمنده و 6 تا دختر یکی از یکی خوشگل تر و پولدارتر حاضر هستند بدون ازدواج بیان با پسر مجرد من در خونه مجردی باشند و سرویس بدهند و خود من امثال اینها رو دیدم ..... چرا باید فکر کنم الان یه غول چراغ جادو میاد و منو میبره تو خونه رویایی ام و خرج رو میده و فقط میخواد که من از تنهایی درش بیارم ؟
    من پست های آقای تیام 2012 می بینم واقعا برام عجیبه . نفقه ریختن تو حساب زن . !!!!!
    واقعا مردهای اینجوری هنوز ایران زندگی می کنن؟؟؟؟؟

  10. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1396-11-02
    نوشته ها
    627
    امتیاز
    9,101
    سطح
    64
    Points: 9,101, Level: 64
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 249
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocial3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    199

    تشکرشده 1,077 در 458 پست

    Rep Power
    124
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط رهاوتنها نمایش پست ها
    سحر جان ، سلام
    انصافا من آدمی نیستم که بخوام با عقایدم دیگران رو عصبی کنم. ولی حقیقت اینه که اصولا ثروتمند اون 4 درصدی هستند که قالیباف میگفت در انتخابات . نه ما که سه بچه بودیم مهاجرت کردیم چون نمی تونستیم با حقوق کارمندی زندگی رو بچرخونیم. هر سه تا هم اگر چیزی بدست آوردیم ارث پدری نبوده ، پدرمون هم ارث پدری نداشته ....همه کار کردند .فقط این امتیاز داشتیم که نیازی نبوده از درآمد خودمون به پدر و مادر کمک کنیم. خود من هر رشته ای که دلم میخواست نمی تونستم دانشگاه آزاد برم. این خودش محدودیت هست. بگذریم
    و اما فرهنگ سرزمین خودم
    بله قانون و فرهنگ سرزمین من میگه خرج زندگی با مرده . واقعا در اطراف تون همین رو می بینید . در فامیل ما و پدر و مادرم اینطور نبوده . بله منم دلم میخواست اداره مالی زندگی من به عهده شوهرم بود . بعد من چه غمی داشتم . یا شما در رویا به سر میبرید یا من .
    وقتی من مجبور میشم هزینه آرایشگاه و .... بدم یعنی مجبورم برای رقابت در زمینه ای که مردها از زندگی مشترک شانه خالی میکنند امتیازی رو کنم که بقیه نداشته باشند. وقتی میرم آرایشگاه و طرف میگه یه پسر دارم که کارمنده و 6 تا دختر یکی از یکی خوشگل تر و پولدارتر حاضر هستند بدون ازدواج بیان با پسر مجرد من در خونه مجردی باشند و سرویس بدهند و خود من امثال اینها رو دیدم ..... چرا باید فکر کنم الان یه غول چراغ جادو میاد و منو میبره تو خونه رویایی ام و خرج رو میده و فقط میخواد که من از تنهایی درش بیارم ؟
    من پست های آقای تیام 2012 می بینم واقعا برام عجیبه . نفقه ریختن تو حساب زن . !!!!!
    واقعا مردهای اینجوری هنوز ایران زندگی می کنن؟؟؟؟؟
    خب ببینین کلا بحث مال و ... تو خونواده ی شما کمی پیچیدس. من هر جوری که در نظر میگیرم باز به یه مسئله ی جدید میرسیم.
    بهتر هست این مسئله رو کنار بذاریم.
    اما درباره ی خودتون؛
    ببینین در خیلی از خانه ها زن همپای مرد کار میکنه و علاوه ی بر اون به وظایف همسرداری، بچه داری و خانه داری رسیدگی میکنه. که البته همه ی اینها با هم میسر نیست و مشکلاتی رو در زندگی بوجود میاره.
    اما هر مردی و خانواده ی هر مرد از زاویه نگاه خودشون دنیا رو میبینن .
    الان ممکن هست یه آقایی همسرش کار کنه و ایشون روحیه قدردانی داشته باشه و این کار رو کمک بدونه ... ممکنه از درآمد خودش به همسرش بعنوان خرجی منزل و مخارج شخصی بده و یا اصلا از خانومش خواهش کنه که خرج نکنه.
    اما آقایانی هستن که اینو به شکل وظیفه برای یک زن در نظر میگیرن و کم کم خودشونو از میدان خارج میکنن تا جایی که زن هم پدر هست و هم مادر، هم باید به وظایف داخل خانه رسیدگی کنه و هم به وظایف خارج از خانه
    من دیدم که از چند خارجی پرسیدن وضعیت ازدواج در کشور شما چطور هست؟ و اونها ابراز کردن بسادگی !
    اما اینجا بدلیل فرهنگ متفاوت و افکار و عقاید گوگناگون زن و مرد باید حدود و مرزی تعریف شده داشته باشن که بعدها واسشون مسئله ساز نشه.
    شاید خیلی ها بشما فکر میکنن اما اگر صد در نظر بگیریم هفتاد و پنح نفرشون بیشتر متوجه درآمد و اموال شما هستن . من اگر عرض میکنم چون حقیقت فعلی جامعه ی ماست، شاید کسی پیدا بشه و اینو نقض کنه اما در کل چنین چیزی هویداست.
    شما باید محتاط باشین و میزان دارایی خودتون رو برای دیگران رو نکنین در اینصورت بفهمین چه کسی و با چه نیتی به سمت شما میاد. اصلا بگین من تحصیلات دارم اما فعلا نمیخوام کار کنم.
    فرمودین مردها شانه خالی میکنن، بی شک اگر من هم مرد بودم و چنین همسری داشتم شانه خالی میکردم.
    وقتی اسباب و وسایل راحتی فراهم باشه مرد نیرومحرکه ای برای تلاش و نان آوری نداره و کم کم وظایف و نقش ها جا به جا میشن.
    نمونه ی این امر زنانی که در منازل پول خرج میکنن و مردانی که از دادن خرجی به طرق مختلف شانه خالی میکنن .. که ما این نمونه رو در همسر قبلی شما میبینیم.
    ایشان وظیفه داشتن بعنوان یک مرد اسباب راحتی زندگی رو فراهم کنن نه اینکه پاشون از این مملکت خارج شد خودشونو به اون راه بزنن! اگر چه طرز تفکر شما هم در این اتفاق بی تأثیر نبوده.
    از عروسی و ... تا هزینه درمان... من دیروز تموم حرفاتونو لیست کردم اما واکنش شما اونچیزی نبود که خواسته ی من بود.
    چرا شما باید مشارکت کنین؟
    در سراسر این کشور حتی در روستاهای دور این خانواده ی داماد هستن که عروسی میگیرن.
    وقتی شما انقدر ضعف دارین اگر من بودم یک سکه رو هم زیاد میدونستم و حتی اون آقایی که گفتن ۳۱۳ سکه.
    اگر چه بر این باورم مهریه ضامن خوشبختی نیست اما اگر برای شما پانصد سکه میکردن یکدرصد از لیاقت ها و دارایی هاتون هم نبود.
    وقتی مدام کمک میکنین یعنی من عیب دارم ، من تشنه ی ازدواجم ، لطفا با من ازدواج کنین! لطفا بمون، ترکم نکن. من به تو در عین بی نیازی ، نیاز دارم!
    وقتی مردی بی ظرفیت باشه و خانواده ای طماع پشت سرش قرار بگیرن از یک دختر مستقل یک نان آور و سرویس دهنده میسازن.
    شما مقایسه اشتباه یا برداشت اشتباه نکنین!
    دارین خودتونو با اون دخترها فرض میکنین؟ اونها کجا و شما کجا
    اون دختری که حاضره در خانه ی مجردی ازدواج سفید داشته باشه یک شخصیت طرد شده از اذهان عمومی هست. کسی حاضر نیست چنین فردی رو در حریم خصوصی خودش راه بده و بقول معروف فقط برده ی جنسی هستن.
    اون پسری هم که اینها رو به منزلش راه میده عقل سالمی نداره.
    خب با این اوصاف نه دختر عاقلی پیدا میشه که همسر اون پسر بشه و نه پسر عاقلی هست که از اون دختران یکی رو بعنوان همسر انتخاب کنه.
    اینها در جریان باطلی گرفتار شدن که دیر یا زود متوجه ی عمق فاجعه خواهند شد.
    ما نمیگیم کسی بیاد خرجمونو بده اما برای خودمون ارزش قائل میشیم و تصمیمات خودمونو بسته به شرایط میگیریم.
    قبول دارم که خیلی چیزها متأسفانه تغییر کرده و وظایف ها و مسئولیت ها عوض شده. برای همینم هست خانواده ی ایرانی به سرعت داره شبیه خانواده ی اروپایی میشه .
    پیمان های عاطفی گسسته، خیانت، ازدواج سفید، شغل برای زنان، ناآگاهی نسبت به همسرداری و بچه داری و ... تا حقوق‌ فردی.
    ویرایش توسط sahar.66 : سه شنبه 08 اسفند 96 در ساعت 18:42

  11. 2 کاربر از پست مفید sahar.66 تشکرکرده اند .

    نادیا-7777 (چهارشنبه 09 اسفند 96), Ye_Doost (شنبه 12 خرداد 97)

  12. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 21:59]
    تاریخ عضویت
    1396-8-23
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    1,325
    سطح
    20
    Points: 1,325, Level: 20
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 56 در 43 پست

    Rep Power
    21
    Array
    سلام سحر جون ،
    بله تحلیل شما در کل درست هست . من خودم رو ابدا بی تقصیر نمیدونم. و همین طور خانواده ام رو . ولی خب شما تصور کنید فامیل درجه یک طرف بیاد و تضمین بده . با تحصیلات بالا و وجهه اجتماعی بالا .بعد ازدواج بفهمید همین فامیل موجه دو بار زن طلاق داده و حتی همکار خودشون جراحی کردن طرف بنده رو و لام تا کام حرف نزنن و بعد هم که شکایت کنید بگن خب شما سوال نکردید که !!!! یا در مورد مساله دیگه بگن خب ما ضمانت دادیم شما می تونستید اعتماد نکنید و تحقیق کنید . و بعد بگن همه فامیل ما 14 سکه ای هستن و بعد معلوم شه همه دروغ بوده و بگن مسلمان باید زرنگ باشه . دروغ مصلحتی به جاست.
    اون قسمت که نوشتید من تشنه ازدواج نشون میدم حقیقت داره . من بارها در جمع دوستان برادرم به خاطر اینکه دوست دارم خانواده داشته باشم و حاضر به دوست پسر گرفتن نیستم تمسخر و تحقیر میشدم. در واقع من به شدت علاقه به تشکیل خانواده و مادر شدن داشتم و تمام تلاش های کاری و پس انداز هم به همین انگیزه بوده. دوست داشتم معیار انتخابم فقط خود فرد باشه نه میزان دارایی . میخواستم اگر کسی گفت به دلیل فقر یا مشکل مالی نمی تونم ازدواج کنم یا بچه دار بشیم بگم من خودم هستم. واقعا درک اینو نداشتم که ممکنه بشم خودپرداز .

  13. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1396-11-02
    نوشته ها
    627
    امتیاز
    9,101
    سطح
    64
    Points: 9,101, Level: 64
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 249
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocial3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    199

    تشکرشده 1,077 در 458 پست

    Rep Power
    124
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط رهاوتنها نمایش پست ها
    سلام سحر جون ،
    بله تحلیل شما در کل درست هست . من خودم رو ابدا بی تقصیر نمیدونم. و همین طور خانواده ام رو . ولی خب شما تصور کنید فامیل درجه یک طرف بیاد و تضمین بده . با تحصیلات بالا و وجهه اجتماعی بالا .بعد ازدواج بفهمید همین فامیل موجه دو بار زن طلاق داده و حتی همکار خودشون جراحی کردن طرف بنده رو و لام تا کام حرف نزنن و بعد هم که شکایت کنید بگن خب شما سوال نکردید که !!!! یا در مورد مساله دیگه بگن خب ما ضمانت دادیم شما می تونستید اعتماد نکنید و تحقیق کنید . و بعد بگن همه فامیل ما 14 سکه ای هستن و بعد معلوم شه همه دروغ بوده و بگن مسلمان باید زرنگ باشه . دروغ مصلحتی به جاست.
    اون قسمت که نوشتید من تشنه ازدواج نشون میدم حقیقت داره . من بارها در جمع دوستان برادرم به خاطر اینکه دوست دارم خانواده داشته باشم و حاضر به دوست پسر گرفتن نیستم تمسخر و تحقیر میشدم. در واقع من به شدت علاقه به تشکیل خانواده و مادر شدن داشتم و تمام تلاش های کاری و پس انداز هم به همین انگیزه بوده. دوست داشتم معیار انتخابم فقط خود فرد باشه نه میزان دارایی . میخواستم اگر کسی گفت به دلیل فقر یا مشکل مالی نمی تونم ازدواج کنم یا بچه دار بشیم بگم من خودم هستم. واقعا درک اینو نداشتم که ممکنه بشم خودپرداز .
    سلام عزیزم
    خیلی خوب گفتی.
    حجت هر انسانی در زندگی باید تحقیقات خودش باشه. مخصوصا در امر ازدواج.
    شاید من نسبت بشما حسود باشم و پشت سرتون به خواستگارتون بگم این دختره فرضا دوست پسر داره.. اگر خواستگارتون به حرف من اکتفا کنه باید از شما دل بکنه و اگر تحقیقشو بر مبنای سنجش های خودشم قرار بده به این نتیجه برسه که اصلا دوست پسری در کار نیست.
    نمیگم آدم از هیچکسی سوال نکنه اما باید همه چیز در دایره تحقیقات باشن. تحقیقات فردی ، تحقیقات از فامیل، از دوستان، از محل کار و ...)
    درباره ی سکه فرمودین... این ما هستیم که خودمونو در نظر دیگران ارزشمند میکنیم... گاهی با اعتماد بنفس پایین ارزش خودمونو به همون نسبت پایین میاریم و گاهی با اعتماد بنفس بالا ارزش به خودمون میدیم.
    مردم در جمع خودشون میشینن فکر میکنن... میگن این دختر که دختر خوبی هست و فلان.. چطور برای خودش برنامه ای نداره؟
    مثلا درباره ی مهریه اصلا بحثی ندارن.. ما میگیم ۱۴ سکه اینام به دهان ما نگاه میکنن.! حتما یه عیبی هست یا ما خیلی به نظرشون عالی هستیم. از الان که اینطوره پس برای چیزهای دیگرم همینطور عمل کنیم... دختره خونه داره، ماشین داره، شغل داره... زرنگ باش و لذت ببر.
    دقیقا این واژه رو به روی شما هم آوردن زرنگی!
    رها جون بگذار یچیزی بهتون .. آقای کلاهبردار بود و گفتن علت این کلاهبرداری گسترده شما چی هست؟
    گفت از آدم های نادون یا ناآگاه استفاده کن و اوج بگیر... من کار خاصی نکردم، اونها زیاد با من راه اومدن.
    شما هم بخاطر سادگی و شخصیت سالم و بی توقعی که دارین متأسفانه مورد سوء استفاده قرار گرفتین در حالی که عیبی نداشتین.
    فرمودین بعد متارکه بلاک شدین..، بله همینطوره... اون آقا با داستانهای ساختگی میگه من همسری داشتم که تحصیلات و شغل داشت، خونه و ماشین داشت برین بپرسین.. اما بدرد من نمیخورد ! و اینطور خودشو در نظر دیگران بالا میبره و اینبار شاید یکی بمراتب از شما بالاتر برای ازدواج سر راهش بیاد!
    یه زمانی تو ایران وقتی یه ماشینو میخواستن بفروشن برای اینکه مشتری بهتری روش بیاد میگفتن زیر پای یه خانوم دکتر بوده و فقط باهاش مطب رفته... همین ارزش ماشینو بالاتر میبرد.
    شما عاشق خونواده هستی ، درست مثل من.
    اما اینو نباید توی رفتار و گفتارت نشون بدی و هیجان زده بشی. معمولا وقتی این شوق رو نشون میدی دیگران استقبال نمیکنن و دافعه ایجاد میشه، پس هرگز در دنیای بیرونی ذوق نشون نده و عادی باش.
    هیچ وقت به کسی نگو من خودم هستم یا از نظر فقر مالی دچار مشکل باشی کمکت میکنم این حرف ها ظرفیت فوق العاده بالایی میخواد.
    مرد باید انقدر تلاش کنه که لحظه ای به درآمد همسرش فکر نکنه و مدام دستش روی زانوی خودش باشه. با این کار مردانگی از مرد گرفته میشه و نقش ها عوض میشن در نتیجه زندگی به بنبست میخوره چون حالات و روحیات زنانگی و مردانگی دچار اختلال میشن و با رفتارهای بیرونی تضاد پیدا میکنن.
    عزیزم اعتماد بنفس ، خود باوری، ارزشگذاری روی خودت، توجه بیشتر به نیازهای فردی خودت و دقت در انتخاب همسر فارغ از حس نیاز به عاطفه و کودک باعث میشه به موفقیت نزدیک بشی و بدستش بیاری.

  14. کاربر روبرو از پست مفید sahar.66 تشکرکرده است .

    نادیا-7777 (چهارشنبه 09 اسفند 96)

  15. #40
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    رها و تنهای عزیز،

    پستهای شما این حس را به من می ده که تمام زندگیت می دویی و در تلاشی که یکی را قانع کنی باهات زندگی کنه.

    مردی که برای خونه، ماشین، اقامت یه کشور دیگه و موارد شبیه این که تو پستهاتون نوشتید، با شما ازدواج کنه
    و خود شما جذابیتی براش نداشته باشید
    یا خیلی خیلی باید بی عرضه و بی شخصیت باشه که با زنی که دوستش نداره، زندگی کنه چون براش سرپناه تهیه کرده
    یا آدم رند و زرنگی هست که به مقصودش که رسید از شما جدا می شه.
    شاید هم بخواد با شما ادامه بده، ولی وقتی جذابیتی در شما نیست و اینقد مهرطلب و وابسته و بی عزت نفس هستید، طرف خسته می شه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط رهاوتنها نمایش پست ها

    در ارتباط با خارج هم .....اولا که وقتی من آپلای میکردم که کسی نمی دونست و دوما اتفاقا هدفم اضافه کردن به امتیازهای خودم بود
    امتیاز چی؟ مگه رزومه کاریه؟ مشکل از شماست که اینها را امتیاز برای ازدواج می دونید !!
    و اینکه پشتوانه ای باشه برای روز مبادا . مثلا به دنیا آوردن فرزند و باز کردن حساب بانکی برای تجارت جانبی خارجی. واقعا بعد از برملا کردن این امتیاز متوجه سرازیر شدن توجه ها و خواستگار شدم. قبل از اون که مثلا در 28 سالگی یکبار دایی و زن دایی بنده که تحصیلات دکترا دارند در منزل شون به صراحت به من میگفتن تو باید توقعات خودت رو بیاری پایین مثلا راضی بشی با کسی با تحصیلات سیکل هم ازدواج کنی . اون موقع من تازه ارشدم رو همزمان با کار گرفته بودم و همچین تحقیری برام خیلی سنگین بود . منم گفتم من با سیکل مشکل ندارم .اصولا اونها زنی مثل منو نمی پذیرن.
    دایی و زندایی شما از روی نادانی و اشتباه یک حرفی را زدند، شما چرا به جای این که بری در مورد تفاوت تحصیلات زوجین و نقشش تو زندگی مشترک دو تا مطلب مطالعه کنی، می گی اونها من را نمی پذیرن؟ اتفاقا آقایی که با تحصیلات سیکل به خواستگاری شما نمی آد نشون می ده فهمیده این اختلاف برای زندگی مشترکش مشکل سازه، اما شما متوجه نشدی و هنوزم می گی من همه چی فراهم می کنم، فقط یه مذکر بیاد منو بگیره ! چرا منو نمی خوان؟
    همه اینها زمانی بود که من تازه عکس آتلیه گرفتن و مدلینگ مد شده بود و من هم رفتم اینکار رو کردم و جالبه که عکس هامو که همکاران خانمم در محل کار دیدن ، ار تعجب و حیرت مونده بودن و البته خودم حتی . چون تا اون موقع فکر میکردم تنها اشکالی که میتونم داشته باشم مثلا زیبایی معمولی داشتن هست. ولی انصافا این هم نبود . یکبار شاید گفتم همه دخترها خواستگار دارند
    این را متوجه نشدم. اگه عکس برای خودتون گرفتید که هیچ. اما اگه برای کار مدلینگ گرفتید، از موانع تشکیل خانواده می تونه باشه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط رهاوتنها نمایش پست ها
    مجبورم برای رقابت در زمینه ای که مردها از زندگی مشترک شانه خالی میکنند امتیازی رو کنم که بقیه نداشته باشند. !!!

    وقتی میرم آرایشگاه و طرف میگه یه پسر دارم که کارمنده و 6 تا دختر یکی از یکی خوشگل تر و پولدارتر حاضر هستند بدون ازدواج بیان با پسر مجرد من در خونه مجردی باشند و سرویس بدهند و خود من امثال اینها رو دیدم ..... چرا باید فکر کنم الان یه غول چراغ جادو میاد و منو میبره تو خونه رویایی ام و خرج رو میده و فقط میخواد که من از تنهایی درش بیارم ؟

    شما واقعا فرق اون آقا را با مردی که میخواد تشکیل زندگی بده نمی دونید؟
    یعنی الان داری امتیاز جمع می کنی که مردی که با کارگران جنسی رابطه داشته و ... شاید راضی بشه بیاد با شما تشکیل خانواده بده؟
    اسم شغل اون دخترها را نمی دونی و حسرت می خوری که یه مرد قبولشون کرده و تو را نخواسته ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط رهاوتنها نمایش پست ها
    ببینید تعریف نقش همسر توی ایران با کشورهای اسلامی با بقیه جاها متفاوته.
    همین الان هم خیلی خانواده ها هستن که ثروتمند هستند و فقط دنبال یه انسان سالم برای دخترشون هستند نه کسی که نون شب برای دخترشون بیاره .
    تا شما انسان سالم را چی تعریف کنی.
    به نظر شما مردی که با شما به خاطر خونه و ماشین و اقامت و ... ازدواج کنه سالمه؟
    مرد سالم اینقد شخصیت و غرور داره که دنبال یه زن نگرده که براش نون شب بیاره!


    در مورد خود من ، هیچ وقت مرد رو در نقش نان آور خودم ندیدم . نمیگم درست بوده .ولی خب در خارج از ایران کسی موظف نیست خرج زنش رو بده . خرج بچه رو بله ولی زن خیر .

    قوانین امریکا و اروپا و مریخ به شما چه ربطی داره؟ شما طبق قانون ایران ازدواج کردین و طلاق گرفتین.

    نقش همسر برای من کسی بوده که بشه باهاش زتدگی مشترک ساخت و تشکیل خانواده داد. و اون بتونه نقش مرد زندگی رو بازی کنه . مرد زندگی لزوما نان آور زندگی بصورت یک تنه نیست .
    از نظر روحی روانی اصلا در شرایط خوبی به نظر نمی رسی
    نیاز به کار بلندمدت با یه روانشناس داری تا حالت خوب بشه و با موضوع ازدواج اشتباه و طلاقت کنار بیایی.
    بعد هم روی نگاهت به ازدواج و خانواده و مرد و زن و مسئولیتهاشون و ... کار کنه.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  16. 5 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    Erica (چهارشنبه 09 اسفند 96), maadar (یکشنبه 13 اسفند 96), mastanehh (چهارشنبه 09 اسفند 96), tavalode arezoo (چهارشنبه 09 اسفند 96), Ye_Doost (شنبه 12 خرداد 97)


 
صفحه 4 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. منفی بافی های مادرم به اوج رسیده و من به شدت ضعیف و آسیب پذیر شدم
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 تیر 95, 11:28
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  3. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.