به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره آشنا نمایش پست ها
    سلام آرزو جان

    من دقیقا شرایط مشابهی داشتم و تو خواستگاری هم با همسرم صحبت کردم. و می خواستم سر همین مسائل حتی به هم بزنم! و خدا را شکر (با مشورت با دو تا مشاور)که این کار را نکردم!!! و الان همسرم خیلی هم عادی است....

    آرزو جان همسر شما از جمله پسرهای بسیار پاک الان جامعه ماست... و علاقه شدید ایشون به شما باعث میشه شما را بسیار زیباتر ببینه. و چون خودش شما را زیبا می بینه فکر می کنه بقیه هم همین نگاه و احساس را دارند. ایشون الان در دوران شیفتگی عشق هستند احتمالا! و صد در صد هم شما عشق اولشونی!

    شما مهمترین کاری که باید بکنی اینه که با پنبه سر ببری! کاری که من کردم.
    و الان با حفظ حجاب اسلامی کار هم می کنم و کاری کردم خود همسرم اصلا خوشحال باشه که من برم سر کار! و خودش مشوقم شد! درحالیکه اوایل به کار کردن خانم ها گارد می گرفت!

    در حقیقت من خیلی هوشمندانه سخنرانی دکتر حبشی (کلید مرد)را با شرایط خودم بومی سازی کردم.جالبه دکتر حبشی مخالف کار کردن زنه.ولی من خیلی فکر کردم و همون کار کردنم را یه کاری کردم بشه مایه حفظ اقتدار شوهرم! یعنی حس تامین کنندگی شوهرم را در حمایت خودم برای رسیدن به علاقه ام برانگیختم و طوری شد شوهرم خودش بهم گفت برم سر کار... و الان هم خیلی حمایتم می کنه و در زمینه علمی هم خیلی تشویقم می کنه برای ادامه تحصیل!

    فقط نباید همسرت را حساس کنی و حرفش را اوایل گوش کن .نذار گارد بگیره.و اگر حالت لجبازی ایجاد کنی روی موضع خودش قطعا محکم تر هم میشه! اما به صورت جنگ نرم و ظریف جلو برو و با پنبه سر ببر!

    من همسرم مخالف روسری رنگی سر کردنم بود. چادر ساده را فقط قبول داشت اما الان نه(نه اینکه رو سری جیغ بپوشم) چادر لبنانی می پوشم در حالیکه اوایل اجازه نمی داد.

    برای مثال ما خواستیم بریم پیاده روی اربعین.گفتم خیلی سختمه بخوام اون همه راه را با چادر ساده راه برم.برام چادر لبنانی می خری؟ گفت باشه فقط تو همین مسیر بپوش... منم گفتم چشم! وقتی برام خرید کلی خوشحالی کردم و ازش واقعا تشکر کردم.تو مسیر گفتم خدا خیرت بده چقدر راحت تر می تونم پیاده روی کنم! ازت ممنونم.

    بعد اومدیم تهران!چند وقت بعدش گفتم اجازه می دی با این چادر برم خونه مامانم سورپرایز بشه. گفت باشه. گفتم وای ممنونم حتما خیلی خوششون میاد...

    چند وقت بعد خواستم برم دانشگاه گفتم مسیر رفت و آمدم سخته...چی کار کنم.کوله پشتیمو اینا را؟خودش گفت چرا چادر لبنانیت را نمی پوشی؟ گفتم وای آقایی تو چقدر خوبی!

    بعد مساوفرت و الان چادر لبنانی(البته طرح صدف که آزاده...) (جالبه همسرم اول ازدواج از من می خواست رو هم بگیرم و می گفت چون خیلی خوشگلی چهره ات زینت محسوب میشه! در حالیکه من فقط از نظر اون این طور بودم و البته این خیلی لذت بخشه برای یه زن!)

    بعد از اینکه نمی تونم مداوم رنگ تیره را تحمل کنم و غیره صحبت کردم. البته من با رنگ های خیلی شاد (در حد مهمانی) مخالفم و می گم نباید خودمو جلوه گر کنم توی خیابان. اما رنگهای ساده را می پوشم.

    اعتماد همسرم هم همه جوره جمع کردم و خودش برخورد منو با نامحرم دیده و می دونه خودم عقلم می رسه.خودم هم راستش به این نتیجه رسیدم هر چقدر حجابم را بهتر کنم خودم آرامش بیشتری دارم و الان یه جور شده خودم بیشتر از قبل حجابم را سفت کردم)

    خلاصه که به خاطر این موضوع اصلا همچین مردی را از دست نده.چون خیلی به نظرش زیبایی و دوستت داره.

    شوهر شما با شوهر ایشون متفاوته و به قول خودتون میتونید با پنبه و زبون سرشون رو ببرید

    ولی شوهر ایشون کلا داستانش فرق میکنه همونطور که می بینید . شوهر ایشون بددل و سؤظن و شکاکن و این ۱ بیماری هستش که با حرف و پنبه سربریدن و... حل که نمیشه بلگن بدتر هم میشه. ایشون حتی به مادر خودشون هم. که جلوی در . لبخند زده رحم نکرده و...

    این نشون میده که بحث دوست داشتن و حساس بودن و غیرت روی نامزد و... نیست ایشون سؤظن دارن و بد دل هستند.

    فقط ۱ راه داره که خود شخص انعطاف پذیر باشه و بیماریشو قبول کنه و از کانال روانپزشک و...با اراده خودش بره دنبال درمان که البته شاید ۱ به 1000 انعطاف پذیر و منطقی باشن و بیماریشون رو قبول کنن


    پس خواهش موضوعات رو دقیق تر و عمیق تر نگاه کنید.

    موفق باشید

  2. 4 کاربر از پست مفید mercedes62 تشکرکرده اند .

    Hildaa (جمعه 04 اسفند 96), maadar (جمعه 04 اسفند 96), sahar.66 (جمعه 04 اسفند 96), کلانتر جو (یکشنبه 06 اسفند 96)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 06 شهریور 00 [ 17:16]
    تاریخ عضویت
    1393-3-20
    نوشته ها
    188
    امتیاز
    9,113
    سطح
    64
    Points: 9,113, Level: 64
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 237
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 281 در 129 پست

    Rep Power
    43
    Array
    سلام

    دوران نامزدی برای شناخت هست . خوشحال باشید که در این دوران متوجه این اشکال شدید. این به نفع شماست. به نظر میرسه این رفتارهای همسرتون حساسیتهای ساده اوایل زندگی و مربوط به مذهب نیست. به احتمال زیاد ایشان بیماری سوء ظن دارند و این یک نوع اختلال روانی هست و هیچ ارتباطی با دین و مذهب و فرهنگ و ... نداره. افراد مبتلا ،نوعی اختلال دراستدلال فکری و رابطه بین علت و معلول دارند. و با گذشت زمان هم شدید تر خواهد شد. حتما باید دارو درمانی شوند. ولی عموما چون قبول نمیکنند بیمار هستند به روانپزشک مراجعه نمیکنند. زندگی با این افراد تقریبا غیر قابل تحمل هست و فشار روحی زیادی به شریک زندگیشون وارد میشه. اگاه باشید و چشمتون رو باز کنید . خودتون رو گول نزنید و به خوبی بررسی کنید. شما سنتون کم هست و در دوران نامزدی هستید . هنوز فرصت برای جبران دارید. اگر همسرتون بیماری شکاکی دارند که با گفته هاتون به احتمال زیاد چنین هست ، صادقانه بهتون میگم دوتا پا دارید ، دوتاهم قرض بگیرید و فرار کنید. به پستها و نظرات دوستان دقت کنید ، تقریبا بیشتر دوستانی که نظر دادند در مورد بیماری و اختلال سوء ظن توافق نظر دارند. این موضوع رو سهل نگیرید.خودتون رو گول نزنید و کمک تخصصی بگیرید. در مورد مشکلتون با بزرگترها صحبت کنید و اگر حمل بر مذهب و دین کردند حتی پستهای این تاپیک رو براشون بخونید. با یک متخصص خوب روانشناس و یا روانپزشک مشورت کنید و اگر بزرگتری دارید مثل پدر یا برادر ازشون بخواهید شما رو همراهی کنند. اسم اینکارهای همسرتون رو هم از سختگیری دینی به بیماری تغییر بدید تا بتونید اطرافیانتون رو برای بررسی اگاهانه تر قانع کنید. چون احتمالا خانواده مذهبی دارید وممکن هست در اثر نااگاهی این بیماری رو با اموزه های دینی اشتباه بگیرند و با شما تقابل کنند.

  4. 3 کاربر از پست مفید maadar تشکرکرده اند .

    mercedes62 (شنبه 05 اسفند 96), کلانتر جو (سه شنبه 08 اسفند 96), Ye_Doost (یکشنبه 06 اسفند 96)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 خرداد 97 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1396-11-21
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    381
    سطح
    7
    Points: 381, Level: 7
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط maadar نمایش پست ها
    سلام

    دوران نامزدی برای شناخت هست . خوشحال باشید که در این دوران متوجه این اشکال شدید. این به نفع شماست. به نظر میرسه این رفتارهای همسرتون حساسیتهای ساده اوایل زندگی و مربوط به مذهب نیست. به احتمال زیاد ایشان بیماری سوء ظن دارند و این یک نوع اختلال روانی هست و هیچ ارتباطی با دین و مذهب و فرهنگ و ... نداره. افراد مبتلا ،نوعی اختلال دراستدلال فکری و رابطه بین علت و معلول دارند. و با گذشت زمان هم شدید تر خواهد شد. حتما باید دارو درمانی شوند. ولی عموما چون قبول نمیکنند بیمار هستند به روانپزشک مراجعه نمیکنند. زندگی با این افراد تقریبا غیر قابل تحمل هست و فشار روحی زیادی به شریک زندگیشون وارد میشه. اگاه باشید و چشمتون رو باز کنید . خودتون رو گول نزنید و به خوبی بررسی کنید. شما سنتون کم هست و در دوران نامزدی هستید . هنوز فرصت برای جبران دارید. اگر همسرتون بیماری شکاکی دارند که با گفته هاتون به احتمال زیاد چنین هست ، صادقانه بهتون میگم دوتا پا دارید ، دوتاهم قرض بگیرید و فرار کنید. به پستها و نظرات دوستان دقت کنید ، تقریبا بیشتر دوستانی که نظر دادند در مورد بیماری و اختلال سوء ظن توافق نظر دارند. این موضوع رو سهل نگیرید.خودتون رو گول نزنید و کمک تخصصی بگیرید. در مورد مشکلتون با بزرگترها صحبت کنید و اگر حمل بر مذهب و دین کردند حتی پستهای این تاپیک رو براشون بخونید. با یک متخصص خوب روانشناس و یا روانپزشک مشورت کنید و اگر بزرگتری دارید مثل پدر یا برادر ازشون بخواهید شما رو همراهی کنند. اسم اینکارهای همسرتون رو هم از سختگیری دینی به بیماری تغییر بدید تا بتونید اطرافیانتون رو برای بررسی اگاهانه تر قانع کنید. چون احتمالا خانواده مذهبی دارید وممکن هست در اثر نااگاهی این بیماری رو با اموزه های دینی اشتباه بگیرند و با شما تقابل کنند.


    با خانواده ام مطرح کردم و اون ها هم میگن که سخت گیری های زیادیه ولی راستش از حرف و حدیث های بعدش هم میترسم اخه شهر ما کوچیکه و یکی که طلاق گرفت به سرعت پخش میشه و افراد مطلقه هم جایگاهشون نسبت به افراد مجرد خیلی پایین تره


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.