سلام
من تمام مطالب تاپیک شما رو خوندم.
آنچه که برای من جای سوال داره دلیل و علت رفتن همسرتون هست، و مهمتر اینکه شما دلیل این رفتار همسرتون رو نمیدونید.
من فکر میکنم آنچه که باعث شده زندگی شما به اینجا ختم بشه همین ناآگاهی شما از احساس و افکارو نارضایتی ها و خواست های همسرتون هست.
شما حتی الان هم بعد از چند ماه جدایی نمیتونید به درستی در مورد دلیل اختلافاتتون توضیح بدید.
حتی در این تاپیک هم درمورد نوع شخصیت و احساسات و افکارو عقاید همسرتون هم نتونستید در حداقل ممکن صحبت کنید. با خوندن تاپیک شما تنها چیزی که درمورد همسرتون فهمیدم این بود که یک برادر ناجور دارند و خانواده ای که تحریکش میکنند و خودش هم مشکل نازایی داره و عجب دیوانه ای هستند ایشون ،که با داشتن اینهمه ضعف و مشکل شخصی و فامیلی، همسری مثل شما و زندگی خوبشون رو به یک باره و بی دلیل وبا دیوانگی محض ول کرده اند و رفته اند!
و من تعجب میکنم از شما. که چطور اینهمه سال با همچین ادمی زندگی کردید. با همچین خانواده ای فامیل شدید. و هیچ مشکلی هم نداشتید؟
به نظر میرسه شما در مورد همسرتون گوش شنوایی نداشتید و هنوز هم ندارید.
شما سالیان زیادی با همسرتون زندگی کردید و ادعا میکنید در طی این سالها مشکلی نداشتید و همسرتون بدون دلیل و به یکباره شما رو ترک کرده. از نظر من چنین چیزی امکان نداره.
شاید این شما بودید که در طی این سالها چشم و گوشتون رو بستید و مشکلات و نیازها و خواسته های همسرتون رو ندیدیدو نشنیدید.
این کار همسرتون نشان دهنده خستگی روحی و ناامیدی و طغیان هست.
همسرتون درحال حاضر درست مانند کسی هست که لبه پرتگاه ایستاده و هر لحظه ممکنه خودش رو بندازه پایین. و تنها کسی که میتونه کمکش کنه ،فقط و فقط شما هستید.شما میتونید با داشتن گوش شنوا ، دست همسرتون رو بگیرید و نجاتش بدید. ویا میتونید با فرستادن واسطه و درگیری و شکایت و ... همسرتون رو به داخل پرتگاه هل بدید.
این طور که از نوشته هاتون پیداست شما در این چند ماه تنها کاری کردید فرستادن واسطه و درگیر کردن خانواده ها و .... بوده. که در اینگونه موارد کارها رو خرابتر میکنه. و همسرتون این کارها رو نوعی اجبار فرض میکنه.
هر نوع اجبار ، فرستادن واسطه ، درگیری با خانواده ، تهدید به طلاق و خیانت و ... برای برگردوندن همسرتون ،نتایج بسیار بدی خواهد داشت.
انچه که رابطه شما نیاز داره گوش شنواست.
باید با صبر و تحمل و خودداری تمام ، نارضایتیها و خواسته های همسرتون رو بشنوید.
باید دلیل واقعی این رفتار همسرتون رو بفهمید.
از تعریف و تمجید خودتون دست بردارید. نگاهتون رو از خودتون بردارید. متوجه همسرتون بشید. به خاطرات و روزها و مسایلی که ممکن هست باعث ناراحتی ایشون شده باشند فکر کنید.
غرور و حودخواهی باعث نابودی رابطه شما خواهد شد. اگر نیت شما ،شنیدن و گوش دادن و درک و فهم خواستها و مشکلات همسرتون باشد ، حتما راهی برای ارتباط با ایشون پیدا خواهید کرد.
اما اگر هدف شما ادامه زندگی با شرایط قبلی و نشنیدن و ندیدن خواستهای همسرتون باشه و بخواهید بدون ایجاد هرگونه تغییری همسرتون برگردند ، متاسفانه باید بگم که شما این زندگی رو میبازید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)