تشکرشده 26 در 17 پست
sahar.66 (سه شنبه 24 بهمن 96)
تشکرشده 56 در 43 پست
سلام آقای تیام
یک سوال ساده ، واقعا به واسطه ها گفتین بپرس از خانم تون حاضره بدون مهریه و بخشش اون ازشما جدا شده ؟؟؟ شما که بچه هم ندارید دلتون حوش باشه مهریه صرف بچه میشه ؟
به نظر من خیلی ساده ست. اگر واقعا به خد انزجار رسیدن و طلاق میخوان ....خب باید هم مهریه رو ببخشند هم بعضا چیزی به شما بدن از دست شما خلاص شن . اگر اینجوری نیست پس دیگه فقط بچه بازی و .... هست. جوابی که مونا خانم دادید نشون میده شما مثل یه پرنسس با ایشون رفتار کردید . واقعا با پول شما کلاس آموزشی و ورزشی میرفتن !!!! واقعا بد نیست به خانم تون بگید یه سری به اینجا بزنن و پست های خانم ها رو بخونن. همه توصیه کردیم فعلا هیچ کاری نکنید ولی باور دارم شما به صورت نمایشی هم شده محکم بایستید و بگید چشم مهریه رو ببخش طلاق توافقی بگیر تا قبل عید و اگر قبول نکنی من حکم ناشزه بودن میگیرم و ازدواج مجدد ....... عید خانم تون در کنارتونه با کلی اظهار پشیمانی . البته جهت اطلاع گفتم . و گرنه صلاح اینه کلا هیچ کاری نکنید .
تشکرشده 5,967 در 1,568 پست
تاپیکتون رو گذاشتم توی تاپیکهای نیازمند به مشاوره کارشناسان.
دوستان توجه دارید که ایشون زندگی و همسرشون رو دوست دارند و ایشون از همسرشون تا به حال راضی بوده اند. لطفا ایشون رو به سوی طلاق سوق ندهید. شاید همسر ایشون به علت درونگرا بودن فشارهای زندگی رو تحمل کردن (بدون برونریزی) و این فشارها جمع شده باشه و اینجوری خودش رو نشون داده. با یک اشتباه همسر ایشون ، آقای تیام که نمی تونن همه گذشته رو فراموش کنند و به نظر من بهتره سعی در حل این اشتباه کنند تا پاک کردن صورت مساله.
هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
تشکرشده 26 در 17 پست
سلام خدمت همه سروران گرامی، والا چی بگم دیگه انرژی برام نمونده ولی توکل کردم بخدا و همش دعا میکنم خود خدا یه کاری کنه خانمم از لجبازی دست برداره. بله من فعلا راه صبر رو انتخاب کردم گذاشتم اگه قراره کار قانونی انجام بشه خودش شروع کننده باشه! متاسفم از اینکه خونواده خانمم بجای اینکه ارومش کنن و تشویقش کنن با تحریک و حرفهای زشت اونو توی تصمیمش بیشتر تحریک میکردند. کاش کمی خانمم با آرامش و تعقل بیشتر به موضوع فکر میکرد. برام دعا کنید
تشکرشده 56 در 43 پست
آقای دلجو و آقای تیام گرامی
واقعا از پیام بنده اینجور برداشت میشه که به طرف طلاق سوق میدم کسی رو. تاپیک بنده رو بخونید . حتی عنوانش هست طلاق نگیرید . ولی چند تا کاربر نوشتن چرا اینجوری تاپیک زدید. به اضافه اینکه من هفت تا مشاور عوض کردم که بلکه یکی بگه طلاق نگیر .هر هفت نفر بعد از مشاوره حضوری دو نفره با تلفن به من گفتن این آقا اصولا خطرناکه .زودتر طلاق بگیر .من ول کن نبودم . پس من اهل جدایی نیستم . ولی تجربه من در ارتباط با افراد هیجانی ...بی منطق و لجباز ..... چون همسر سابق بنده به طرز عجیبی لجباز بودن ...... طرز رفتار خاصی هست. اینقدر لجباز که من برای هر حرکت کوچکی باید ساعت ها فکر میکردم که چطور عکس خواسته ام رو بگم که ایشون نهایتا خواسته من رو عملی کنه. شبیه جک به نظر میرسه ولی من در عرض 3 ماه اول سریع متوجه این موضوع شدم. و اما طلاق . من تقریبا برای هر مساله بی اهمیتی خیلی راحت تهدید به طلاق میشدم .شاید به خاطر مهریه نداشتن یا ترسی که همه خانمها از طلاق دارن ....یکبار گفتم بی اهمیت در حد باز یا بسته بودن لای پنجره در زمستان. بنده به تهدید به طلاق عادت کرده بودم و فکر میکردم اصولا مردها اینطورن. تا اینکه آمدیم برای اولین بار ایران. و در خیابان و نزدیک منزل سر موضوع چرت دیگه ای مثل سینما برویم یا نرویم دوباره طلاق و ....مطرح شد. اینبار پرونده ای که دست شون بود وسط ماشین ها پرت شد و اتفاقی پدرم این صحنه رو دید. ای کاش نمی دید . ولی پدر منکه مثل خودم ضعیف و بی تجربه نبود . خیلی سریع گفتن طلاق میخواهی ....باشه ..... همین الان شاهد های سر عقد رو تلفن بزن بیان همین سر این چهارراه . با پافشاری که همین الان . و با کمی صدای بلند . حالا من گریه که نه ..... خلاصه حداقل با این رفتار به مدت یک هفته کلا رفتار ایشون 180 درجه عوض شد . و اگر بعدش دوباره موضع ضعف من غلبه نمیکرد شاید خیلی چیزها عوض میشد . در رابطه با انسان های لجباز بعضی وقت ها باید از راه معکوس وارد شد . هر چه شما اصرار به آشتی کنید بدتر میشه .اولا هر چه دارید به نام خانواده کنید که برای مهریه دچار دردسر نشید و ایشون وسوسه نشه یه پول یکجا میاد دستشون. یکجوری که به گوششان برسانید موضوع رو . بعد هم صبر و بی خیالی چاره درد شماست.
تشکرشده 281 در 129 پست
سلام
من تمام مطالب تاپیک شما رو خوندم.
آنچه که برای من جای سوال داره دلیل و علت رفتن همسرتون هست، و مهمتر اینکه شما دلیل این رفتار همسرتون رو نمیدونید.
من فکر میکنم آنچه که باعث شده زندگی شما به اینجا ختم بشه همین ناآگاهی شما از احساس و افکارو نارضایتی ها و خواست های همسرتون هست.
شما حتی الان هم بعد از چند ماه جدایی نمیتونید به درستی در مورد دلیل اختلافاتتون توضیح بدید.
حتی در این تاپیک هم درمورد نوع شخصیت و احساسات و افکارو عقاید همسرتون هم نتونستید در حداقل ممکن صحبت کنید. با خوندن تاپیک شما تنها چیزی که درمورد همسرتون فهمیدم این بود که یک برادر ناجور دارند و خانواده ای که تحریکش میکنند و خودش هم مشکل نازایی داره و عجب دیوانه ای هستند ایشون ،که با داشتن اینهمه ضعف و مشکل شخصی و فامیلی، همسری مثل شما و زندگی خوبشون رو به یک باره و بی دلیل وبا دیوانگی محض ول کرده اند و رفته اند!
و من تعجب میکنم از شما. که چطور اینهمه سال با همچین ادمی زندگی کردید. با همچین خانواده ای فامیل شدید. و هیچ مشکلی هم نداشتید؟
به نظر میرسه شما در مورد همسرتون گوش شنوایی نداشتید و هنوز هم ندارید.
شما سالیان زیادی با همسرتون زندگی کردید و ادعا میکنید در طی این سالها مشکلی نداشتید و همسرتون بدون دلیل و به یکباره شما رو ترک کرده. از نظر من چنین چیزی امکان نداره.
شاید این شما بودید که در طی این سالها چشم و گوشتون رو بستید و مشکلات و نیازها و خواسته های همسرتون رو ندیدیدو نشنیدید.
این کار همسرتون نشان دهنده خستگی روحی و ناامیدی و طغیان هست.
همسرتون درحال حاضر درست مانند کسی هست که لبه پرتگاه ایستاده و هر لحظه ممکنه خودش رو بندازه پایین. و تنها کسی که میتونه کمکش کنه ،فقط و فقط شما هستید.شما میتونید با داشتن گوش شنوا ، دست همسرتون رو بگیرید و نجاتش بدید. ویا میتونید با فرستادن واسطه و درگیری و شکایت و ... همسرتون رو به داخل پرتگاه هل بدید.
این طور که از نوشته هاتون پیداست شما در این چند ماه تنها کاری کردید فرستادن واسطه و درگیر کردن خانواده ها و .... بوده. که در اینگونه موارد کارها رو خرابتر میکنه. و همسرتون این کارها رو نوعی اجبار فرض میکنه.
هر نوع اجبار ، فرستادن واسطه ، درگیری با خانواده ، تهدید به طلاق و خیانت و ... برای برگردوندن همسرتون ،نتایج بسیار بدی خواهد داشت.
انچه که رابطه شما نیاز داره گوش شنواست.
باید با صبر و تحمل و خودداری تمام ، نارضایتیها و خواسته های همسرتون رو بشنوید.
باید دلیل واقعی این رفتار همسرتون رو بفهمید.
از تعریف و تمجید خودتون دست بردارید. نگاهتون رو از خودتون بردارید. متوجه همسرتون بشید. به خاطرات و روزها و مسایلی که ممکن هست باعث ناراحتی ایشون شده باشند فکر کنید.
غرور و حودخواهی باعث نابودی رابطه شما خواهد شد. اگر نیت شما ،شنیدن و گوش دادن و درک و فهم خواستها و مشکلات همسرتون باشد ، حتما راهی برای ارتباط با ایشون پیدا خواهید کرد.
اما اگر هدف شما ادامه زندگی با شرایط قبلی و نشنیدن و ندیدن خواستهای همسرتون باشه و بخواهید بدون ایجاد هرگونه تغییری همسرتون برگردند ، متاسفانه باید بگم که شما این زندگی رو میبازید.
ویرایش توسط maadar : چهارشنبه 25 بهمن 96 در ساعت 16:24
Fariba.89 (چهارشنبه 25 بهمن 96), niloofar_aabi (چهارشنبه 25 بهمن 96), گیسو کمند (شنبه 18 فروردین 97)
تشکرشده 56 در 43 پست
سلام مادر گرامی ،
نوشته شما خیلی کلاسیک و به قولی اتو کشیده هست . آقای تیام بارها نوشته اند کلیه راه های دسترسی به ایشون قطع هست . بله گوش کردن خیلی خوبه ولی وقتی کسی یکمرتبه بلند میشه و فقط میگه طلاق به نظرتون گوش شنوا داشتن به دردی میخوره !!!!!
اگر خانم ایشون دنبال گوش شنوا بودن یا اصلا منطقی بودن به یکی از واسطه ها مکتوب خواسته های خودشون رو می نوشتند و با امضای چند تا شاهد میدادن دست واسطه . اگر خواسته ای داشتن که از گفتنش شرم داشتن یا محرمانه بود ..... یکجوری با نامه خصوصی به دستشون میرساندن. غیر از اینه واقعا!!!!!
در شرایطی هم یک انسان عاقل و بالغ به جای قشون کشی به خانواده پدری میره مشاوره و اگر خواسته و مشکلی داره اونجا مطرح میکنه.مادر گرامی ........ نمیگم پست شما خیلی بی ربط هست ولی انگار تو زندگی تون زن ها یا مردهای روان پریش و خودشيفته ندیده آید. ما در فامیل مون موارد اینچنینی کم ندیده ایم. دختری با چهره و تحصیلات متوسط و با پدر و مادر کم سواد و کارگر به دلایلی عروس خانواده با اصل و نصب و تحصیل کرده شده اند و از روز اول بنای ناسازگاری گذاشته و تا می توانسته اند خانواده پسر رو از لحاظ مالی دوشیده اند و بعد هم بنای ناسازگاری و درخواست طلاق و قول و قرار با شخص ثالث و خروج از کشور . پسر آبرو دار مردم هم افسرده گوشه بیمارستان.
زندگی 2 2 تا چهار تا نیست کاربر مادر گرامی . و انسان ها پیچیده اند . بعضی انسان ها هزاران مرتبه از حیوان ها پست تر هستند . مثلا اکثر حیوان ها در طبیعت .... به شدت مراقب جفت خود هستند مخصوصا اگر باردار باشد و حتی جون خود را برای حفاظت آنها به خطر می اندازند . بنده حداقل در اطراف خودم حدود 5 مورد می شناسم که همسر خود را در زمان بارداری رها کرده و برای همیشه رفته اند و یک دادخواست طلاق یکطرفه برای خانم فرستاده اند . حالا شما بشینید تفسیر کنید ببینید خامم چه کرده و ... . نخیر خانم . بعضی رفتارها و کارها هیچ جای دنیا با هیچ روشی توجیه نداره . اخلاقا خانم باردار و مریض احوال رو رها کردن وقتی زن قانونی شماست در هر صورتی کار کثیفی ست و توجیه ندارد.
تشکرشده 26 در 17 پست
سلام رها خانم من به شخص خودم مجددا از شما تشکر میکنم و مطمئن باشید به تک تک جملات دوستان و کاربران محترم دیگر در نوضوع خودم به دقت فکر میکنم مواردی که شما گفتید بسیار مفید بود، نه تنها شما بلکه مطالب کاربر سحر خانم هم عالی بود. بله من الان چاره ای ندارم جز صبر و سکوت بخداوندی خدا حاضرم باجان و دل به ناراحتی خانمم گوش بدم ولی ایشون الاجنه تنها با من تمامی ارتباط رو قطع کرد است که حتی از صحبت با من و یا رفتن به مشاوره امتناع میپرزند. و چنان با تنفر از من حرف میزنند که من خودم از خودم دیگه داره بدم میاد. به امید خدا با صبر پ دعای بقیه بخصوص پدر و مادر این مشکل حل بشه
- - - Updated - - -
سلام رهاخانم من به شخص خودم مجددا از شما و کاربران محترم دیگر سایت در خصوص نظرات و محبت های دلسوزانه تشکر میکنم. نظرات شما و سحر خانم بسیار مفید بود و باور کنید من به دقت تک تک جملات شما رو میخونم و به اونها فکر میکنم. من عاشق ابن هستم خانم با من صحبت کنه و مشکلاتش رو بفهمم ولی تمام راه ها رو به رپی من بستند هم خودش و هم خونوادش و مشاوره هم نمیاد. بله من چاره ای جز سکوت و صبر ندارم و اصلا دوست ندارم منی که عاشق زن و زندگیمون بودم و هستم شروع کننده اپل مراجعه به قانون باشم. به امید آنکه دعای پدر و مادر و شما عزیزان گره از کار من باز کند
- - - Updated - - -
سلام رهاخانم من به شخص خودم مجددا از شما و کاربران محترم دیگر سایت در خصوص نظرات و محبت های دلسوزانه تشکر میکنم. نظرات شما و سحر خانم بسیار مفید بود و باور کنید من به دقت تک تک جملات شما رو میخونم و به اونها فکر میکنم. من عاشق ابن هستم خانم با من صحبت کنه و مشکلاتش رو بفهمم ولی تمام راه ها رو به رپی من بستند هم خودش و هم خونوادش و مشاوره هم نمیاد. بله من چاره ای جز سکوت و صبر ندارم و اصلا دوست ندارم منی که عاشق زن و زندگیمون بودم و هستم شروع کننده اپل مراجعه به قانون باشم. به امید آنکه دعای پدر و مادر و شما عزیزان گره از کار من باز کند
- - - Updated - - -
سلام رهاخانم من به شخص خودم مجددا از شما و کاربران محترم دیگر سایت در خصوص نظرات و محبت های دلسوزانه تشکر میکنم. نظرات شما و سحر خانم بسیار مفید بود و باور کنید من به دقت تک تک جملات شما رو میخونم و به اونها فکر میکنم. من عاشق ابن هستم خانم با من صحبت کنه و مشکلاتش رو بفهمم ولی تمام راه ها رو به رپی من بستند هم خودش و هم خونوادش و مشاوره هم نمیاد. بله من چاره ای جز سکوت و صبر ندارم و اصلا دوست ندارم منی که عاشق زن و زندگیمون بودم و هستم شروع کننده اپل مراجعه به قانون باشم. به امید آنکه دعای پدر و مادر و شما عزیزان گره از کار من باز کند
- - - Updated - - -
سلام رهاخانم
من به شخص خودم مجددا از شما و کاربران محترم دیگر سایت در خصوص نظرات و محبت های دلسوزانه تشکر میکنم. نظرات شما و سحر خانم بسیار مفید بود و باور کنید من به دقت تک تک جملات شما رو میخونم و به اونها فکر میکنم. من عاشق این هستم خانم با من صحبت کنه و مشکلاتش رو بفهمم ولی تمام راه ها رو به روی من بستند هم خودش و هم خونوادش و مشاوره هم نمیاد. بله من چاره ای جز سکوت و صبر ندارم و اصلا دوست ندارم منی که عاشق زن و زندگیمون بودم و هستم شروع کننده اپل مراجعه به قانون باشم. به امید آنکه دعای پدر و مادر و شما عزیزان گره از کار من باز کند و خودش هم دست از لجبازی برداره
- - - Updated - - -
ه
سلام مادر گرامی ممنون از پاسختون، متاسفانه شما انگار مواردی که نوشتم رو درست نخوندین، من در ابتدا توضیح دادم عاشق همسر و زندگیمون بوده و هستم. در مورد ایشون هم گفتم بسیار قانع و مهربون و لی کم صحبت و سرد مزاج و درونگرا بودند و البته بسیار بسیار لجباز و یکدنده و بعضی وقتها نسبت به انتقاد استقبال کمی میکردند البته خیلی وقتها عیب و ویژگی منفی منو نسبت به بقیه به من میگفت ولی در مورد خودم و خودش چیزی نمیگفت . اتفاقا تو تمام سالها من بیشتر وقتها خانمم رو دعوت به گفتمان میکردم ولی بیشتر وقتها میگفت نمیدونم چی بهت بگم!؟ موارد زندگی مشترک مثل رفتار و گفتاری دیگر زن و شوهری و زناشویی خوب بود و همه
چیز نرمال بود در ظاهر. مطمئناً به دلیل کم صحبتی و حتی برخی از ایرادهای خودم ناراحتی ایجاد شده ولی بخدا قسم من به همه گفتم من از گفتگو استقبال میکنم ولی فعلا لج کرده است. بله تصمیم من در حال حاضر به سفارش و نصیحت خیلی از کاربران محترم دیگر صبر و تحمل است.
ویرایش توسط تیام2012 : چهارشنبه 25 بهمن 96 در ساعت 19:19
sahar.66 (چهارشنبه 25 بهمن 96)
تشکرشده 281 در 129 پست
رها و تنهای عزیز
من متوجه حال روانی شما هستم. خانمی که مدتها از طرف همسرش تهدید به طلاق شده و در نهایت طلاق گرفته . هنوز از تاثیرات این مسیله نتونسته خودش رو خارج کنه. و با طلاق نتونسته کنار بیاد و حالا با خوندن تاپیکی که فردی همسرش رو ترک کرده و طلاق میخواد ، دچار هجوم احساسات شده و صاحب تاپیک رو سوق میده به سمت انجام کارها و انتقام هایی که رها و وتنها در ارتباط با همسر خودش نتونسته انجام بده . عصبانیت و حساسیت شما در مقابل نظرات مخالف هم به همین دلیل هست و در حقیقت کنترل روند تاپیک رو انحصاری میخواهید تا بتونید به سمت دلخواه سوق بدید.
من شما رو می فهمم. این مسیله برای همه ما ممکنه پیش بیاد. حتی برای روانشناسهای با تجربه هم پیش میاد. و خیلی معمول هست. ولی باید در مشاوره دادن و بخصوص مشاوره گرفتن دقت کنیم و حواسمون جمع باشه که مشاور در این تله نیفتاده باشه.
من خودم هروقت مشاورم از زندگی و یا اطرافیان خودش مثال زده و یا احساس کردم که اعتقادات و نظرات شخصی خودش رو در روند مشاوره دخالت میده بلافاصله مشاورم رو تغییر داده ام.
آقای تیام
توصیه میکنم مشاوره تخصصی بگیرید. در انجمن آزاد عضو بشید و یا مشاوره حضوری برید.
این طور که پیداست شما کاملا هم از همسرتون بی خبر نیستید. چون گفتید از شما بسیار متنفر هستند و چیزهایی درمورد شما میگن.
اینجا کسی شما رو نمیشناسه. حرفهایی که همسرتون در مورد شما میگن رو اینجا اگر مطرح کنید شاید ما بتونیم به شناخت بهتری از همسرتون دست پیدا کنیم و این طوری بیشتر میتونیم کمک کنیم.
هیچ اقدامی برای طلاق نکنید. همسرتون با شما قطع رابطه کرده چون از شنیده شدن صداش توسط شما ناامید شده. شنیدن صدا یعنی اینکه شما اماده باشید تغییراتی در روند زندگی و رفتارتون داشته باشید. به نظر من شما مدتی دست از واسطه فرستادن برداریدو از مواضعتون کوتاه بیاییدو با مادر یا خواهر همسرتون (خودتون مستقیما، نه توسط واسطه )تماس بگیرید و بگید که میخواهید به حرفها و اعتراضهاو خواستهای همسرتون ،خودتون مستقیم گوش بدید. با همسرتون باید وارد ارتباط بشید. خشونت ، تحقیر، توهین، تهدید رو کاملا از کلامتون حذف کنید. و فقط درخواست یک ملاقات تلفنی با همسرتون رو داشته باشید. و در این گفتگوی تلفنی هر چقدر که همسرتون عصبانی، توهین امیز، ومعترض و حتی ناحق و .... صحبت کردند شما ارامش خودتون رو حفظ کنید و فقط با گفتن کلماتی مثل خوب و اها و .... گفتگو کنید و هیچ نظر و یا مخالفت ویا توافقی نکنید .و فقط اجازه بدید ایشون حرف بزنند. هیچ صحبتی در مورد طلاق یا ادامه زندگی نکنید. درخواست بازگشت به خانه رو نداشته باشید. هیچ پیشنهاد یا نظر ویا انتقادی نداشته باشید. همسرتون اول باید تمام اون حرفهایی رو که در این چند ساله تو خودش جمع کرده رو بریزه بیرون . و شما تنها کسی هستید که میتونید در این مورد کمکش کنید. به داد همسرتون برسید. به کمک شما احتیاج فراوان داره.و لطفا بیایید اینجا بگید نتیجه رو.
ویرایش توسط maadar : چهارشنبه 25 بهمن 96 در ساعت 19:46
Fariba.89 (چهارشنبه 25 بهمن 96), niloofar_aabi (چهارشنبه 25 بهمن 96), گیسو کمند (شنبه 18 فروردین 97)
تشکرشده 281 در 129 پست
- - - Updated - - -
ه
سلام مادر گرامی ممنون از پاسختون، متاسفانه شما انگار مواردی که نوشتم رو درست نخوندین، من در ابتدا توضیح دادم عاشق همسر و زندگیمون بوده و هستم. در مورد ایشون هم گفتم بسیار قانع و مهربون و لی کم صحبت و سرد مزاج و درونگرا بودند و البته بسیار بسیار لجباز و یکدنده و بعضی وقتها نسبت به انتقاد استقبال کمی میکردند البته خیلی وقتها عیب و ویژگی منفی منو نسبت به بقیه به من میگفت ولی در مورد خودم و خودش چیزی نمیگفت . اتفاقا تو تمام سالها من بیشتر وقتها خانمم رو دعوت به گفتمان میکردم ولی بیشتر وقتها میگفت نمیدونم چی بهت بگم!؟ موارد زندگی مشترک مثل رفتار و گفتاری دیگر زن و شوهری و زناشویی خوب بود و همه
چیز نرمال بود در ظاهر. مطمئناً به دلیل کم صحبتی و حتی برخی از ایرادهای خودم ناراحتی ایجاد شده ولی بخدا قسم من به همه گفتم من از گفتگو استقبال میکنم ولی فعلا لج کرده است. بله تصمیم من در حال حاضر به سفارش و نصیحت خیلی از کاربران محترم دیگر صبر و تحمل است.[/QUOTE]
اقای تیام من متوجه عشق و علاقه شما به همسرتون هستمو به همین علت هم دارم تلاش میکنم اگر کمکی از دستم برمیاد در جهت حفظ این زندگی کرده باشم. رضایت شما از زندگی چند ساله با همسرتون و اینکه عنوان میکنید مشکل حادی حداقل برای شما وجود نداشته نشون میده همسرتون خانمی هستند که با تمام کاستی هاشون ارزش این رو دارند که بخاطرشون تلاش کنید ، فداکاری کنید، تغییراتی در روند زندگی و رفتارتون داشته باشید.
بجز این موضوع ترک منزل ، شما نارضایتی عمده ای از همسرتون و زندگی چندین ساله با ایشون ندارید، همسرتون خانم خوبی هستند. ایشون در تمام این سالها با تمام مشکلات مالی و بیماری و ... که داشتید همراه شما بودند و خودتون هم گفتید که قانع هستند .
من حیفم میاد این زندگی این طور تموم بشه. در حال حاضر همسرتون بنا به دلایل نا مشخص !( که احتمالا عدم گفتگو و جمع شدن نارضایتی های چند ساله و فوران یکباره آن بوده) منزل رو ترک کرده ان. هر دلیلی که خودتون فکر میکنید ممکن هست باعث این عمل همسرتون شده باشد رو اینجا مطرح کنید تا دوستان بررسی کنند و راهکار بدند. ولی اگر دلیل خاصی که در اینجا مطرح نکرده باشید وجود نداره وخودتون هم فکر میکنید دلیل اصلی همون درونگرایی و عدم گفتگو باشه ،الان کاری که باید بکنید این هست که امنیت روانی لازم برای همسرتون ایجاد بشه تا ایشون بدون پناه بردن به منزل پدری و با احساس امنیت کامل بتونند تمام فریادها و دلخوری های چند ساله رو بر سر شما فرود بیارن. و شما باید توان و قدرت روحی مناسبی رو در خودتون بوجود بیارید تا بتونید این فریادها رو بدون نشون دادن عکس العمل تحمل کنید. بعد از چند جلسه که ایشون کمی تخلیه شدند کم کم میتونید وارد گفتگوی سازنده بشید. اگر غرور رو کنار بزارید و کمی فداکاری کنید میتونید به همسرتون کمک کنید .
بازهم اکیدا توصیه میکنم حتما مشاوره تخصصی بگیرید. هرگونه اشتباهی ممکن هست منجر به از دست رفتن زندگی بشه. ولی همین که همسرتون اقدام به طلاق نکرده نشون میده هنوز امیدبه تغییر داره. هوشیار باشید واین فرصت رو با دخالتهای واسطه ها و خانواده ها و قشون کشی ها و زورگویی ها از دست ندید. اگر بتونید از این فرصت استفاده کنید زندگی اینده تون با همسرتون حتی بهتر و عاشقانه تر از قبل هم خواهد بود انشا اله.
ویرایش توسط maadar : چهارشنبه 25 بهمن 96 در ساعت 20:24
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)