سلام
مهم ترین تجربه من مکافات عمله
بچه تر که بودم با چت با یه اقایی آشنا شدم و مدت ها از طریق چت با اون فرد صحبت می کردم و مکالمه داشتیم ولی هیچ وقت اون اقا شماره تلفن خودش رو به من نمی داد و چون شهر هامون از هم دور بود هیچ وقت همو ندیدیم
تا یک سال روال همین بود تا اینکه فهمیدم این آقا متاهله و رابطه خوبی با خانمش نداره . من بعد از این موضوع از روی بچگی صرفا فقط به حرف های اون اقا گوش می دادم با اینکه خیلی دوستش داشتم ولی اصلا به روی خودم نمی اوردم برای من خیلی سنگین بود با مرد متاهل دوست باشم جز روابط ممنوعه بود ولی از طرفی هم دلم نمی یومد چون باهام درد و دل می کرد بهش بگم بهم زنگ نزن یه جورایی من برای اون فقط یه رفیق و دوست اجتماعی بودم.
ولی فکرش رو نمی کردم این اتفاق برای خودم هم بیفته
از عذاب وجدان بار ها از خدا طلب بخشش کردم سر نماز از خدا می خواستم من رو ببخشه ، ولی قوانین دنیا تغییر نمی کنن و از هر دستی بدی پس می گیری
تا اینکه گذشت و من با شخص دیگه ای عقد کردم
تک به تک اون اتفاقات برای خودم تکرار شد
خیانت شوهرم ، اس ام اس هایی که به دوست دخترش داده بود ،تماس های تلفنی
همه اش پتک شد و خورد توی سرم
با این تفاوت که من نااگاهانه وارد یه زندگی شده بودم
ولی زندگی خودم دستخوش بدترین اتفاقات شد
واسه همین هیچ وقت روم نمی شه به خدا گلایه کنم
چون می دونم حقم بوده من از خدا طلب بخشش کرده بودم ولی اون نبخشیده بود
می دونم تا وقتی زندگی اون خانم سر و سامونش نگیره زندگی منم همینطور به هم ریخته اس
من باعث ایجاد شک و شبهه تو دل اون دختر شدم و زندگی خودمم همینطور از هم پاشید







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)