دختر 7 عزیز ،
واقعا دلم میخواست در عالم واقعیت با شما ارتباط میگرفتم. نه عزیزم تند نرفتی تو پست . دقیق زدی به هدف جانم. من دقیقا و دقیقا مشکل شما رو داشتم. غیر اینکه با پسرها دوست نمیشدم .فقط یکبار اینکار رو کردم و دیدم من اینکاره نیستم و سواستفاده میشم .دیگه اینکار رو نکردم. متاسفانه گزینه های من محدود شد به خواستگار های معرفی شده . متاسفانه من آدم کوشا و سخت کوشی بودم . در 27 سالگی هم خونه و ماشین داشتم ...البته خیلی خیلی کوچک و قسطی ولی در حد خودم خوب بود . کنار کار خودم کار هنری میکردم . از لحاظ زیبایی و خانواده تقریبا توی چشم بودم . ولی نمی فهمیدم این باعث حسادت های ناخواسته حتی در بین دوستان نزدیک میشه . شاید باورش سخت باشه ولی توی همون سن 27 سالگی رن دایی بنده در یک مهمانی پیشنهاد معرفی یک فرد با تحصیلات سیکل که از خانواده با درآمد پایین بودن و توی داروخانه آنها کار میکردن رو دادن . خیلی هضم این پیشنهاد برای من سخت بود .
خلاصه انتخاب از روی استیصال و تنهایی واقعا ریسکی هست . شما که مهریه داشتی دیگه چرا بخشیدی که طلاق بگیری.
خلاصه مشکل من سرجاشه . متاسفانه سر یک ساعت همه متوجه میشوند که من آدم وابسته ای هستم از لحاظ عاطفی و واقعا نمی تونم طلاق و جدایی رو تحمل کنم. اگر جان سالم از آیت یکی به در بردم چطور اطمینان کنم . واقعا.








علاقه مندی ها (Bookmarks)