به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 126

Threaded View

  1. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    ممنونم خانم گیسو کمند من جواب شمارو کامل نمیدم حمل بر بی نزاکتی بنده نشه چون علاقه ای به بحث دو طرفه ندارین و میفرمایید اذیت میشین از جواب های طولانی بنده جواب کامل نمیدم وگرنه خیلی ممنونم از توضیحاتتون و با دقت خوندمشون. فقط این نکته رو میگم که منظور من از پست قبلیم این بود که تنها دیدگاهم دستخوش تغییر شده که دیگه نباید اصلا بزنمش ولی در عمل هنوز تغییر چندانی نکردم (مدل حرف زدن و موقعیت هایی که عصبانیم میکنه و باعث میشه فکر زدنش بیاد و علاقه به کنترل کردنش و... اینا درصد زیادی سرجاشونن و تغییری حاصل نشده) اینا منظورمه که تغییر نکرده و نگرانم میکنه برای زندگی باهاش.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Dachi نمایش پست ها
    اسماعیل بالاخره توانست خودش را تغییر بده و این یعنی شما هم با کمی تلاش میتونید
    تشکر از نظری که دادین. وقتی دارید منو با یک شخصیت داستانی مقایسه میکنید مسلما این نتیجه گیری عقلانی نیست که بگین چون اون شخصیت داستانی تونسته تو هم میتونی!
    نقد داستان رو یه نگاهی انداختم بنده بی سواد نیستم سطح تحصیلاتم از خانمم بالاتره. متعصب هم نیستم خیلی از آزادی هایی که من به خانمم میدم مردهای دیگه عمرا بدن.



    برای دادن نامه عصبی و نگرانم. کاملا دارم دستشو باز میذارم و نمیدونم چه واکنشی ممکنه داشته باشه یا انتخابش چی میتونه باشه و این نداشتن تسلط و کنترل روی شرایط خیلی بهمم ریخته. فکر کنم همین یه موقعیتیه که من تمرین کنم دست از کنترل بردارم ولی واقعا بی قرارم کرده. تاپیک باغ ذهن جناب باغبان رو تا مقاله یازده خوندم سوالاشو جواب دادم و نتیجه اینکه انگیزه توقف نگرانیمو دارم ولی الان دیگه فرصت ندارم باقیشو بخونم و باید برم پیشش. اگر کسی یک توصیه ضرب العجلی داره به من بگه که چطوری امشب نامه رو خوند خودم بهش چند تا راه ندم و بتونم جلوی نظر دادن و دخالتمو بگیرم. میخوام امشب نهایت سعیمو بکنم روشن فکرانه رفتار کنم.

  2. 2 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    anisa (شنبه 14 بهمن 96), گیسو کمند (یکشنبه 15 بهمن 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با مخفی کاری های شوهرم و رمز روی گوشیش چه برخوردی کنم؟!
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: شنبه 05 اردیبهشت 94, 10:24
  2. ایستگاه کنجکاوی ( در مورد نفر قبلیت کنجکاوی کن)
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 شهریور 89, 10:23
  3. عرفان داروی دردهای بی‌درمان
    توسط پندار در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 آذر 88, 00:02
  4. تاثیر بیماری‌های روانی بر الگوی خرید
    توسط Niloo55 در انجمن وسواس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 12 تیر 88, 09:17

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.