سلام
دیشب منزل مادرم مهمان اومده بود . عمو اینا با بچه ها و عروساشون اومدند . همه ی کارها روی دوش من بود
و اما همسرم خیلی کمکم کرد موقع چایی دادن اومد و سینی چای رو از من گرفت موقع شیرینی هم همین طور
زمان شام هم من نشسته بودم و همسرم قابلمه های خورشت رو میاورد جلوی من میذاشت تمام ظرف های مختص غذاها رو برام اماده کرد و گذاشت جلوم ، میگفت چی بیارم قاشق ! کفگیر! من مثل یه خانم اونجا نشسته بودم همسرم همه چیو مهیا میکرد من فقط غذا رو می کشیدم تو ظرف
بعد از شام هم همین طور تمام ظرف ها رو با کمک باجناقش جمع کرد برام یک دست کرد تا راحت تر شسته بشه!
موقع خونه رفتنی گفت امشب از من راضی بودی! دستاشو خواستم ببوسم نذاشت ، کشید.
گفتم خدا ازت راضی باشه و دعاش کردم...







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)