سلام
دنیا جان مقدماتش رو فراهم کردی...؟.مثلا دو تا چای بریزی....یا غذای مورد علاقه اش رو درست کنی و ...؟
تا نصفه هاشو خوب رفتی و بعدش خراب کردی...نباید زود ناراحت بشی.وقتی داره حرف دلش رو بهت میزنه ازش توضیح بخواه...چرا مثه بچه ها گریه میکنی؟!؟!
شاید همسرت یه چیز غلطی رو داره توی ذهنش بزرگ میکنی..چیزی که شما ارش بی خبری .ازش لطیف و اروم توضیح بخواه.
میدونی برای یک مرد بدترین چیز اینه که زنش راز دارش نباشه ( نمیگم شما راز دار نیستیا، میخوام بگم اون دیدگاه غلط تو ذهن همسرت رو باید عوض کنی)
دیگه باید بتونی جلوی زبونت رو بگیری..کار سختی نیست.همین رفتارها جو رو متشنج تر میکنه...به نظرم سعه صدر همسرت از شما بیشتره و شما بیشتر هیزم تو اتیش میذاری
دنیا جان قبل از اینکه حرفی بخوای به همسرت بزنی خود مزه مزه اش کن...حرف تا وقتی تو دهن ادمه میشه کنترلش کرد اما وقتی بیا بیرون دیگه تمومه و نمیشه جمعش کرد
همسرت تهمت نزده بهت...چیزی که ازش درباره شما نگران بوده رو به زبون اورده و شما هم باید این عدم اعتماد رو برطرف کنی ....جبهه نگیر در مقابلش.همسرته.تکیه گاهته.
با ظرافت زنانه و زیرکی بهش ارامش و اطمینان خاطر بده
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)